shayan's birthday party
نمیدونم چرا تا میام اینجا منظم بنویسم اتفاقی میوفته که نمیشه
این هفته که گذشت از لحاظ غذایی خیلی خیلی بد بود امروز واسه شایان تولد گرفته بودم و از هفته پیش رفته بودم کاستکو براش کمی خرید کرده بودم ( واسه اونهایی که ایران هستن بگم costco
یک فروشگاه کلی فروشیه که معمولا جنساش دوجینی هست خلاصه از یک جعبه گنده چیپسی که خریده بودم تا امروز نصفش را خورده بودم به سلامتی امروز صبح هم مزاحم ماهیانه اومد و من از درد فقط جیغ میزدم فکر کنم واسه تغذیه بد هفته پیشم اینقدر درد داشتم مثلا دیروز من و شوهرک از بس کار داشتیم زنگ زدیم و غذای چینی خوردیم حالا خونه پر غذا در حال اماده شدن بود
ولی خوشبختانه تا الان یک دیگ باقالی پلو با یک دیگ بال مرغ با یک دیگ گوشت و مخلفاتش رفته خونه همسایه مون یکی از مهمونهامون مشابه همین سه تا دیگ را با خودش برد به اضافه یک دیگ سالاد الویه
یکی دیگه از مهمونهامون یک کیک میوه ای برد با یک دیس سالاد الویه یکی دیگه هم کوفته برد با سالاد الویه با یک جعبه شیرینی نخودی
از این موضوع خیلی خوشحالم که تونستم خونه را کمی پاک سازی کنم حالا خدا کنه شوهرکم فردا این همه چیپس و پنیرو سسهاشو با یک جعبه شیرینی نارگیلی که مونده را با خودش ببره سر کارش
هنوز هم تو یخچال و فریزر بازم غذا هست خدا به دادمون برسه
کتابی را که انار جون معرفی کرده بود خریدم و به دستم رسیده باید بخونمش و ببینم چیه
این هفته وحشتناک خوردم خدا میتینگ این دفعه را به خیر و خوشی بگذرونه

