mis1

I want ; so I can

My Profile

  • Name: mis1
  • City: Mashhad
  • Region: Sistan va Baluchestan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 164.0cm
Start weight: 100.00kg
Current weight: 98.10kg
Goal weight: 70.00kg
Lost to date: 1.90kg
Remaining: 28.10kg

My Calendar

10
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

به جسم خود گوش کنید - 2

خوب داشتم می گفتم : تا اینجا رسیدیم که ما تمام باورهای خود را در مغز خود جای می دهیم . و اما ادامه ی خلاصه ی کتاب :
به اعتقاد من نه تنها چاقی بلکه قسمت قریب به اتفاق بیماریهای انسان در نتیجه ی جدایی مغز به ویژه قشر مغز از مابقی جسم او به وجود می آید .
حیوانات همواره طوری زندگی می کنند که با تمام جسم خود در اتحاد کامل به سر می برند اما در این بین ، انسان تنها موجودی است که از جسم خود غافل شده است . یک آهو با معدهخود غذا می خورد اما انسان با مغز خود غذا می خورد . مغز در جستجوی لذت دائمی است و برای کسب این لذت جسم را زیر فشار می گذارد . مثلاً هنگامی که در یک مهمانی پرخوری می کنید عملاً از جسم خود غافل شده اید و تنها به مغز خود پرداخته اید . مغز برای لذت جویی بیشتر به جسم پیام می دهد که"  تا می توانی بخور " . اما یک آهو به محض سیر شدن از خوردن دست می کشد ً چرا که همواره به جسم خود گوش فرا می دهد .
جسم شما دائماً با شما صحبت می کند ، فقط کافی است به آن گوش فرا دهید . وقتی در خوردن زیاده روی می کنید ، جسم شما با احساس پری در معده پاسخ می دهد . اما مغز آن چنان به خواسته های افراط گونه ی خود مشغول است که از جسم غافل می ماند . مغز مضطرب و رقابت طلب است ، می خواهد بهترین ها را بخورد و از دیگران عقب نماند . تا حدودی نگران این است که شاید بعداً چنین فرصتی به دست نیاورد ! بنابراین می گوید : " تا می توانی از این لحظه استفاده کن و لذت ببر " . (پی نوشت از من :  البته فکر می کنم تو ایران ما چون مردم چیزی خوب و اساسی برا خوردن پیدا نمی کنند این احساس در مواقع مهمانی و یا مواقع مشابه بیشتر تشدید می شه !!!!!!! )اما شب هنگام وقتی به منزل بر می گردید و از فکر خوردن باز می ایستید و مشغولیت مغز کمتر است آنگاه متوجه ناله های مظلومانه ی معده و روده  ( پی نوشت از من : روح و وجدان ) خود می شوید  ( بازم پی نوشت خودم : این چیزی است که تقریباً همه ی ما درگیرش هستیم . من نمونه ی بارز از کسی رو سراغ دارم که همیشه به اندازه ی معده اش غذا می خوره و اونم شوهر64 کیلویی منه .!!! شوهرم دقیقاً به اندازه ی یک بچه غذا می خوره براش هم فرق نمی کنه خونه باشه یا مهمونی با سفره ی هفت رنگ و یا باغ و بیرون شهر باشه . بیشتر وقتها به اندازه ی دولقمه تو ظرفش می مونه و وقتی بهش می گم این ارزش نخوردن نداره می گه : سیر شدم دیگه نمی تونم بخورم و همیشه تعجب می کنه چه طور ما سیر شدن حالیمون نیست . به من می گه یه جای مغز شما خراب کار می کنه وگرنه اندازه ی معده همه یه اندازه اس !!!! من وقتی این کتاب رو خوندم فهمیدم اون راست می گه نظر شمارو نمی دونم . )

 

ببخشید مهمونام اومدن بازم فعلاً تا اینجا داشته باشید تا آخر شب مقاله رو تموم کنم . اگه غلط املایی هم داشتم ببخشید وقت مرور ندارم.

 

 

Comments to this post:

:)

You hubby is right. That part of my brain doesn't work either! I have to manually set it each time:D

And you made a good point about dinner parties in Iran. People rush to fill up their plates like a race, although most of them have access to good food. It makes you wonder why...




Login to add your own comment.

Tracker