I CAN

I can loose 40 Kg.

My Profile

  • Name: mehrvash
  • City: Irvine
  • Region: California
  • Country: United States

My Calendar

9
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

68-16

دیروز یک کمی زیاده روی کردم ، مثلا نون خامه ای و شربت آبلیمو خوردم . اما هم سخت مریض بودم و هم روز اول پریودم بود . اصلا به خودم سخت نگرفتم و به جاش امروز سعی کردم جبران کنم .

ساعت 9 صبح 1 خرما

ساعت 30/10 صبح یک چای و یک خرما

ساعت 12 نصف سیخ کباب کوبیده با نون لواش

ساعت 14 یک کفگیر ماکارونی و یک کاسه ماست

ساعت 16 یک چای و یک خرما

 

 

67 - 14

نمی تونم بگم در این دو روز تعطیلی آخر هفته از خودم راضی بودم . اما انصافا ناراضی هم نبودم . یک کمی خورده خوری کردم ، اما فعالیتم هم بیشتر از نشستن جلوی تلویزیون یا دراز کشیدن و کتاب خوندن بود .

امروز صبح ناشتا 10 تا آلوی ریز .

ساعت 10 یک لیوان چای و دو خرما

 ساعت 12 یک خرما

ساعت 13 یک سیخ کباب کوبیده و نصف پرس پلو که خیلی زیاد بود و یک کاسه ماست و نصف لیوان دوغ

ساعت 18 یک چای و یک تکه ی کوچک کیک

شام یک برش لازانیای آلوچه پز

 

66 - 11

صبح یک خرما و یک چای

ساعت 10 یک چای

ساعت 12 یک بیسکوییت کرم دار .

ساعت 13 یک کفگیر ماکارونی و یک کاسه ماست

ساعت 30/15 یک چای و دو خرما

امروز سر کار یک کمی پیاده روی کردم . آخه صبح ها معمولا توی این طبقه کسی نیست و آقایون بیشتر می رن کارگاه . اما با همین یک ربع ساعت صبح و یک ربع ساعت عصر پیاده روی توی سالن ، مردم و زنده شدم . نفسم بالا نمی اومد .

اه .

 

65 - 10

خب . ده روز گذشت و من یک کیلو و نیم لاغر شدم و دور کمرم 4 سانت کم شد .

با تشکر فراوان از آلوچه جونم ، مبارکم باشه .

امروز صبح یک ساندویچ نون لواش و پنیر زیره

یک چای و یک خرما .

 ساعت 11 یک چای و یک خرما

ساعت 12 یک گوجه فرنگی

ساعت 13 یک خرما

ساعت 14 یک خرما

ساعت 15 یک کفگیر پلو با خورش قورمه سبزی و دو تکه گوشت .

زیاده روی : به عنوان دسر !! یک تکه ته دیگ با خورش خوردم و حسابی باد کردم

 ساعت 18 یک ظرف کدوی آب پز و ماست

ساعت 20 نصف بشقاب تاس کباب .

بعد از شام یک برش هندوانه ، یک برش خربزه ، یک آلو سیاه ، یک موز

نیمه شب یک تکه شکلات

 

می دونم زیاده روی بود اما خونه ی مادرشوهر بودیم و به این دلیل !  عصبی شده بودم .

فردا جبران می کنم .

 

64-9

امروز صبح فراموش کردم صبحانه بخورم . مسخره است . نه ؟

حتا نون و پنیرم رو با خودم نیاوردم و حالا حسابی گرسنه ام . تا حالا که ساعت 9 صبحه و سه ساعته که بیدارم یک خرما و یک لیوان چای خورده ام .

نه ، راستی صبح ناشتا یک آلو هم خوردم .

*

 ساعت 30/11 یک خرما

 ساعت 30/13 یک کفگیر پلو با خورش قیمه بادمجون و یک کاسه ماست .

 ساعت 18 یک ظرف کدوی آب پز با ماست

ساعت 20 شام ، یک پیش دستی خوراک شامل سینه ی مرغ و قارچ و سیب زمینی و گوجه فرنگی . یک لیوان نوشابه ی رژیمی .

ساعت 21 یک برش هندوانه .

ساعت 12 شب یک عدد انجیر .

63 - 8

خب .. چند روز نبودم اما از خودم ناراضی نیستم . یکی دو بار ناپرهیزی کردم ( مثلا دیروز یک لیوان شربت کم شیرین خاکشیر خوردم و جمعه یک آیس پک ) اما به جاش هم خیلی راه رفتم و هم مثلا جمعه که آیس پک خوردم شام فقط کدوی آب پز و ماست زدم به بدن .

خلاصه که باز آمدم ...

امروز صبحانه یک برش نان فیبرکس و پنیر زیره دار و یک فنجون چای .

ساعت 10 یک خرما و یک استکان چای

ساعت 30/11 یک برش نان فیبرکس و پنیر زیره دار چون دیگه داشتم می مردم .

 ساعت 30/13 یک لیوان لوبیاپلو که خیلی خیلی خوشمزه بود و اگه دو هفته پیش بود می تونستم دو بشقاب بخورم . با یک کاسه ماست .

 ساعت 18 یک برش هندوانه

ساعت 20 دو تکه جوجه کباب

ساعت 21 یک ظرف کدوی آب پز و ماست .

 

62 - 4

صبح یک ساندویچ کوچک از نان سنگک و پنیرزیره با یک لیوان چای

 ساعت 30/12 یک خرما

ساعت 30/13 یک کفگیر باقالی پلو با یک تکه گوشت و یک کاسه ماست .

61 - 3

تصمیم گرفتم کنار شماره ی پست ها ، روز رژیم رو هم بنویسم که بفهمم کجای کارم . مامی یک بار به من گفت یعنی سه ماه نمی تونی دندون رو جیگر بگذاری ؟ و حالا تصمیم دارم درست 150 روز دندون رو جیگر بگذارم و ببینم چی می شه . دارم به این فکر می کنم که هر ده روز یک بار خودم رو وزن کنم . این جوری اعصابم راحت تره .

به هر حال ...

صبح یک شلیل

ساعت 9 یک خرما و یک لیوان چای

ساعت 11 یک گلابی

ناهار یک وجب نان باگت توخالی با سالاد الویه و گوجه فرنگی و خیارشور .

 ساعت 18 یک رانی پرتقال

ساعت 22 یک کتلت ، 5 قاشق کشک بادمجان ، 2 قاشق فسنجون ، 2 لیوان نوشابه ی رژیمی و یک ظرف کوچک سالاد بدون هیچ گونه افزودنی

ساعت 23 یک قاچ هندوانه .

ناپرهیزی امروزم یک عدد شیرینی حاجی بادام بود که کمی بزرگ تر از نقل بود و فقط جهت رد نکردن دست مادرشوهر گرامی خورده شد .

 

 

60 - 2

صبح وقت نکردم برای خودم لقمه ی نون و پنیر بردارم . توی راه این قدر گرسنه ام شد که یک خرما گذاشتم دهنم . تا رسیدم سر کار هم یک خرما با یک فنجون چای خوردم . می خواستم با خودم هویج و کرفس و ... بیارم که نرسیدم . صبح دیر بیدار شدم .

حالا (9 صبح) هم گرسنه ام و هم خوابم میاد .

*

 ساعت 45/10 یک برش نان لواش و یک لیوان چای

ساعت 13 دو لیوان لوبیاپلو و یک کاسه ماست که واقعا از سرمعده ام زیاد بود و دلم رو به درد آورد . اما چون خیلی خوشمزه بود خودکشی کردم و خوردم .

ساعت 45/14 یک خرما و یک لیوان چای جهت هضم ناهار که بی فایده بود .

 ساعت 18 یک پیش دستی کدوی بخارپز با یک لیوان دوغ

ساعت 19 دو تکه سینه ی مرغ بخارپز و سه قاشق پاستا با سس ژامبون و یک لیوان دوغ

ساعت 20 دو تا شلیل

ساعت 21 یک فنجان نسکافه ی بدون شکر و یک خرما

می بینین ؟ رسما از ساعت 18 به بعد عین گاو همه اش در حال نشخوار کردنم .

البته کارهای خوبی هم کردم . مثلا قهرمان و دخترک لوبیاپلو خوردند و به من تعارف هم کردند ولی من نخوردم . یا قهرمان قهوه اش رو با شکر خورد و من گفتم حتما می خوام با خرما بخورم . و از همه مهم تر وقتی رسیدم خونه شربت نخوردم .

 

59 - 1

دوباره به خودم گیر دادم . خیلی از خودم بدم میاد . هی روز به روز چاق تر می شم و هی بیشتر عصبی می شم .

از امروز می خوام دوباره شروع کنم .

صبح : یک کف دست نون سفید با پنیر سفید و نصف گوجه

ساعت 30/10 شیرکاکائو 250 میلی لیتر .

ساعت 45/11 یک خرما و یک لیوان چای

ساعت 13 ده قاشق برنج و کمی مرغ پخته

 ساعت 45/16 یک خرما و یک لیوان چای

از ساعت 18 هم که دوباره زد به سرم و هار شدم و تا ساعت 30/21 مثل خر خوردم :

دو جرعه رانی پرتقال و دو قاشق پلو و مرغ چیزهایی بود که از سر بی حواسی گذاشتم دهنم .

یک کاسه سالاد با روغن زیتون و آب لیمو

پنج تکه ی تقریبا دو در دو سانتی سینه ی مرغ بخارپز شده با آب لیمو و یک کدوی بخارپز شده

دو لیوان دوغ

یک گلابی

 

واقعا آیا امیدی هست ؟

 

Tracker