43
:(
چرا نميرم زير 90 ؟؟
:(((((
صبح : سهچهارم ليوان شير ، 1 خرما بدون پوست و هسته !! تازگي از پوست خرما خوشم نمياد .
| Height: | |
| Start weight: | 99.00kg |
| Current weight: | 98.00kg |
| Goal weight: | 60.00kg |
| Lost to date: | 1.00kg |
| Remaining: | 38.00kg |
| 2 |
| December '08 |
| < | December | > | ||||
| S | M | T | W | T | F | S |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 | |||
:(
چرا نميرم زير 90 ؟؟
:(((((
صبح : سهچهارم ليوان شير ، 1 خرما بدون پوست و هسته !! تازگي از پوست خرما خوشم نمياد .
نشد .. 89 نشدم . خيلي توي ذوقم خورد . اولين واكنشم اين بود كه برم واسهي خودم يك ليوان شيركاكائو بريزم و با يك كيك آشنا بخورم . بعد يك چوبشور گذاشتم دهنم . بعد يك جرعه از شيركاكائو خوردم و ديدم اصلا ديگه بهم مزه نميده . اون وقت با خودم حرف زدم كه : عزيزم مگه تو بچه كوچولويي ؟ اصلا بيخودي از ديشب واسه خودت خيالپردازي كردي . و شيركاكائو رو دادم به يسنا خورد .
اما اب نخوردم . نتونستم . دلم نخواست .
همهاش فكر ميكنم اگه ديشب اون قدر شام نخورده بودم الان 89 بودم .
:(
مهم نيست . اتفاق مهمي نيفتاده . من ميتونم !!! ما ميتونيم !!! 0
صبح : 1 جرعه شيركاكائو ، 1 چوب شور
صبحانه : 40 گرم نان لواش ، 20 گرم پنير سفيد
ناهار : يك سيخ كباب كوبيده ، 40 گرم نان لواش
بعد از ظهر : 2 ليوان آب و آبليمو ، 1 ليوان آبهويج
امروز با خودم لج كردم و آب نخوردم . تا ساعت 14 كه يك اتفاق خيلي خيلي عجيب و بامزه افتاد : تشنه شدم !!! فكر كنم بيش از 4 سال بود كه تشنهام نشده بود .
خوردهخوري : 2 هويج كوچك بخارپز
شام : 40 گرم تن ماهي بدون روغن ، 50 گرم نان باگت توخالي
آلوچه جونم ، مطمئني كه 7 سانت باگت توخالي ميزان مناسبيه ؟ من هميشه 40 گرم نون ميخورم اما 7 سانتي كه تو گفتي شد 50 گرم .
خوردهخوري : 5 تكه هويج بخارپز
آخر شب : 1 فنجان چاي
كارهايي كه امروز كردم :
اندكي خانهتكاني
سه بار بالا و پايين رفتن از 50 پله
يك ساعت پيادهروي آرام
يك ساعت رانندگي
از خودم راضيام چون :
وا ندادم
صبح شيركاكائو نخوردم
سر ناهار نوشابه و دلستر بود نخوردم
عصر پدر و دختر چيپس خوردند من نخوردم
عصر دلم چاي و بيسكوييت خواست به جاش آبهويج خوردم
از خودم ناراضيام چون :
آب كم خوردم
تحركم زياد نبود
فكر ميكنم اگه ترازوي ديجيتاليام درست بود الان ميتونستم كمتر از 90 باشم . عقربهي ترازو بدجوري اينورتر از 90 وايساده !!! البته نه اين قدر كه قابل باشهها ، شايد مثلا 100 گرم . اما من دلم رو خوش ميكنم ديگه .
از راهنماييهاتون در مورد صبحانه ممنون . ديشب با اين كه پيش از خواب خيلي گرسنهام شده بود هيچي نخوردم و الان اين قدر گرسنه بودم كه تخممرغ گذاشتم و ديدم نميتونم تا پختنش صبر كنم ، اومدم اين جا .
در مورد اب ميدونين چي كار كردم ؟ روي موبايلم هر دو ساعت يك بار ريمايندر گذاشتم . سر دو ساعت صداش درمياد و يادم ميافته اب بخورم . غروبها ديگه بهش ميگم كوفت .. زهر مار .. همين الان آب خوردم .. اما ميدونم كه دو ساعت گذشته و بايد خورد .
صبح : 1 ليوان آب و آبليمو
صبحانه : 1 تخم مرغ پخته ، 10 گرم نان لواش
ساعت 30/10 : 1 ليوان آب و آبليمو
ميانوعده : 1 فنجان چاي ، 1 خرما
ساعت 30/12 : نصف ليوان آب و آبليمو ( ديگه حالم از هرچي آب و آبليموست به هم ميخوره ) 0
ميانوعده : 1 تخممرغ آبپز بدون زرده
ساعت 30/14 : نصف ليوان آب و آبليمو
ناهار : 2 سوسيس كوكتل كبابشده درمايكروفر ، 40 گرم نان لواش
ساعت 30/16 : نصف ليوان آب
خوردهخوري : 1 فنجان چاي
ساعت 30/18 : نصف ليوان آب
شام : 1 سيخ برگ ، 7 ق.غ پلو ، يك ظرف ماست موسير ، 20 گرم نان لواش ، 1 تكهي كوچك جوجهكباب ، 1 جرعه نوشابه ، مقاديري پياز
ساعت 30/10 : 1 ليوان آب
كارهايي كه كردم :
شستن كامل دستشويي از در و ديوار و كف و غيره
شستن كامل نصف آشپزخونه شامل شستن ديوار و كف و جلو و عقب كردن ماشين ظرفشويي و ماشين لباسشويي و جابجا كردن مايكروفر
يك بار بالا و پايين رفتن از 50 پله
از خودم راضيام چون :
به نظر ميرسه كه خوب بودم امروز
سر شام نوشابه سفارش دادم اما يادم افتاد كه توي رژيمم و نخوردم
براي خودم پلو سفارش ندادم
ميتونستم يك سيخ كوبيده هم بخورم اما نخوردم و آوردم براي فردا
از خودم ناراضيام چون :
ديگه از آبخوردن متنفر شدم
به نظرم مياد شام زياد خوردم و تمام گرسنگيكشيدن روزم به هدر رفت
در مورد صبحانه بايد بگم كه من از يچگي صبحانهخور نبودم . مامانم هميشه از اين مساله شاكي بود . نميدونم چرا هيچ علاقهاي به صبحانه ندارم . فقط گاهي كه مامي يا قهرمان باشند همراهيشون ميكنم ، چون هردوشون خيلي به صبحانه اهميت ميدن .
ضمنا متوجه شدهام كه وقتي صبحانه ميخورم از نيم ساعت بعدش هي گرسنهام ميشه و خوردهخوري ميكنم ، اما وقتي نميخورم گرسنهام نميشه . قديمها كه روزه ميگرفتم هم همين طور بود ، سحري كه ميخوردم پيش از ظهر ميمردم از گرسنگي .
ساعت 10: 1 ليوان آب و آبليمو
صبحانه : 40 گرم كيك صبحانهي مادرشوهرپز كمشكر ، در واقع تقريبا بيشكر ، 1 فنجان چاي
خوردهخوري : قاشقي كه توي اردهشيره بود و قاشقي كه باهاش مرباي گلمحمدي رو از ظرفش ريختم توي شيشه ، ليسيدم .
ساعت 12 : 1 ليوان آب و آبليمو
ناهار : 1 كفگير كلمپلو (گوشت چرخكرده داشت ، كي بود پرسيده بود؟)، 1 نيمرو ( چنان ويار نيمرو كرده بودم انگار سالهاست چشمم بهش نيفتاده ، در حالي كه علاقهي خاصي بهش ندارم) ، مقادير زيادي ماست (تقريبا مثل خورش ريختم روي غذام ) 0
خوردهخوري : 1 تكه از سينهي مرغ كه واسه قهرمان آبپزكرده بودم خوردم ببينم پخته يا نه ، سر گوشتكوب برقي رو كه باهاش كشك بادمجون درست كرده بودم ليسيدم
ساعت 14 : 1 ليوان آبهويج
ساعت 16 : 1 ليوان آب و آبليمو
ساعت 18 : 1 ليوان آب و آبليمو
خوردهخوري : 2 خرما ، 1 فنجان چاي ، 2 تكه كدوي آبپز ، چند خلال سيبزميني سرخكرده ، 1 ق.غ. گوشت چرخكرده
ساعت 20 : 1 ليوان آب و آبليمو
شام : 30 گرم سيبزميني سرخكرده ، 50 گرم گوشتچرخكرده ، 20 گرم نان لواش
آخر شب : 1 سيب كوچك ، 1 پرتقال كوچك
قرص امگا3 و مولتيويتامين
كارهايي كه امروز كردم :
شستن 1 متر از ديوار و كف آشپزخونه
شستن بالا و پهلوهاي يخچال
پرستاري از قهرمان كه شديدا بيماره
شستن داخل يخچال و تمام شيشههاي ترشي و مربا و ...
جابجايي غذاهاي منجمد از جايخي به فريزر
از خودم راضيام چون :
نصف پلوم رو نخوردم
وقتي ديدم الكي دارم قاشققاشق پلوي اضافيام رو ميگذارم دهنم ، پا شدم ريختمش دور
تمام عصر كه كار ميكردم هيچي دهنم نگذاشتم
سر شام 80 گرم گوشت براي خودم كشيده بودم ولي وقتي سير شدم بقيهاش رو گذاشتم كنار
از خودم ناراضيام چون :
تحركم زياد نيست
غروب خيلي چيز گذاشتم دهنم و نميدونم چرا ، گرسنهام نبود
ساعت 10: 1 ليوان آب و آبليمو
ميانوعده : 1 فنجان چاي سبز
ساعت 12 : 1 ليوان آب و آبليمو
ناهار : 5/1 كف گير كلمپلو ، 5 ق.غ. ماست و خيار ، مقداري سبزيخوردن
ساعت 30/14 : 1 ليوان آب و آبليمو
خوردهخوري : 1 ق. غ. قورمهسبزي
ساعت 16 : 1 ليوان آب و آبليمو
ساعت 17 : 1 پرتقال
ساعت 18 : 1 ليوان آب و آبليمو
خوردهخوري : 10قطعه كدوي بخارپز با ماست
ساعت 20: 1 ليوان شيرعسل بوگندو (خدايا من از شير متنفرم ، ديگه غلط بكنم با ديدن اين پدر و دختر كه با بهبه و چهچه شيرعسل ميخورند من هم هوس كنم ) 0
شام : 1 كفگير نه چندان پر كلمپلو ، 5 ق.غ. ماست ، 1 ق.غ. قورمهسبزي ، يكچهارم بادمجان سرخكرده
شب : 1 فنجان نسكافهي كم شكر
براي دومين بار در عمرم گير دادهام به آبخوردن . اون هم فيكس 8 ليوان رو ميخوام بخورم . اما از اون جايي كه حتا آب معدني رو هم دوست ندارم توش ابليمو ميريزم كه قابل خوراك بشه . يه چيز ديگه اين كه ميبينيد وعدههاي اصليام چقدر شلم شورباست ؟؟ هرچي در طول روز هوس ميكنم يك ذرهاش رو سر غذاي اصلي ميخورم . بيچاره معدهام دچار چه خرتوخري ميشه .
كارهايي كه امروز انجام دادم :
يك بار بالا و پايين رفتن از 50 پله
نيم ساعت رانندگي
رسيدگي به مهمون ناهار
اندكي مرتب كردن اتاق خواب
شستن دو متر از ديوار آشپزخونه
شستن كامل فريزر كه به سلامتي از خدمات پس از فروش برگشته
شستن كامل در يخچال و طبقاتش از تو و بيرون
مرتبكردن بنيادين نصف اتاق خواب
جابجا كردن كمد سيديها به اندازهي 3 متر و يك كتابخونه به اندازهي 1 متر
از خودم راضيام چون :
دارم آب ميخورم
توي در يخچال شكلات بود و دلم خواست و نخوردم
كيك داشتيم ولي نه سر صبحانه و نه تا شب نخوردم
از خودم ناراضيام چون :
موقع ناهار ميتونستم نصفش رو بخورم ولي تا ته رفتم
موقع شام هم همين طور
صبح : يك ليوان آب و آبليمو
ناهار : 10 ق.غ. پلو ، قورمهسبزي به ميزان لازم ، نصف يك فيلهي مرغ آبپز ، 3 خلال سيبزميني ، 5 تكه هويج آبپز ، 3 ق.غ. ماست چكيدهي موسير
ميانوعده : 1 ليوان چاي
خوردهخوري : 3 ق.غ. پلو و قورمهسبزي
شام : 1 فيلهي مرغ آبپز ، نصف كاسه تكههاي هويج پخته ، 3 خلال سيبزميني ، سبزيخوردن
بعد از شام : 1 ليوان چاي
ضمنا بايد بگم كه نميدونم چرا مدتيه نميتونم براتون كامنت بگذارم . همهتون رو ميخونم اما وقتي ميخوام كامنت بگذارم ميگه عدد رو اشتباه وارد كردي .
خلاصه فكر نكنيد من خيلي بيمعرفتم .
از وقتي بيدار شدم تا حالا از خودم ناراضيام و دارم به جون خودم غر ميزنم .
نتيجه : معدهام داره از گرسنگي سوراخ ميشه .
خب طبيعيه كه ميدونم گرسنگي عصبيه و خودم اينو به روز خودم آوردم . انتخابهايي كه الان دارم براي خوردن : راني انبه ، شيركاكائو ، نان و سالامي ، نان و پنير ، نان و مربا ، تخممرغ آبپز ...
بله با اين موافقم . يك تخممرغ آبپز بدون نان بايد چيز مناسبي باشه .
*
خب بايد بگم كه نتونستم اون تخم مرغ آبپز رو بخورم چون يادم افتاد وقت دكتر دارم و پريدم بيرون .
چيزهايي كه امروز خوردم :
صبح : ---
صبحانه : ---
خوردهخوري : ---
ميانوعده : 1 پاكت شيرموز روزانه كه خيلي خيلي بدمزه و شيرين بود
ناهار : 1 كفگير پلو ، يكسوم كباب كوبيده ، يكسوم كباب برگ ، دو تكه جوجهكباب
عصرانه : چند تكه نان خشك ( از اينها كه توي نون فانتزيها ميفروشند ) ، 2 فنجان بزرگ چاي
شام : يك كاسه سوپ مرغ ، يك قطعه كوكوسبزي ، 3 عدد خيارشور
كارهايي كه امروز كردم :
سه بار بالا و پايين رفتن از 50 پله
سه ساعت رانندگي
خالي كردن كمد سيديها و چيدن در كارتن و چسبزدن به در كارتنها
از خودم راضيام چون :
صبح چيزهاي شيريني كه دلم ميخواست نخوردم
ظهر نوشابه نخوردم
بلافاصله پس از غذا چاي ننوشيدم
پنج تكه جوجهكباب داشتم و ديدم از خوردنش لذت نميبرم بقيهاش رو گذاشتم
اصافهي غذاي يسنا رو نخوردم
از خودم ناراضيام چون :
ميدونستم شيرموز پاكتي شيرينه اما خريدم و خوردم
نصفش رو كه خورده بودم ميتونستم ادامه ندم اما تا تهش رفتم
شامم برام خيلي زياد بود
خب .. از امروز دوباره چيزهايي رو كه خوردم مينويسم . اين مدت خيلي تنبلي كردم و هي از دستم در رفت و يادم نميموند چي خوردم .
وزن مباركم هم همچنان مايهي ترديد است . ترازوي عقربهايام هرچي دلش ميخواد نشون ميده ، يعني وقتي پاها رو جابجا ميكني نتيجه تا 3 كيلو اين ور و اون ور ميره . ترازوي ديجيتاليام هم همچنان مرده . اگه كسي تعميرگاهي براش سراغ داره به من بگه لطفا . عجالتا امروز عقربه بين 90 و 91 است . به اين ترتيب من وزنم رو 5/90 ثبت ميكنم .
ضمنا عكسهام رو هم برميدارم ، چون هيچ كدومتون عكس نگذاشتهايد و من هي فضوليم مياد ، حالا كاري ميكنم كه شما هم فضوليتون بياد . J
فعلا كه 3 ساعته بيدارم و چيزي نخوردهام . چون هي دلم ميخواد برم شيركاكائو و بيسكوييت بخورم ، كه خب نميخورم ، و چيز ديگهاي هم دلم نميخواد ، پس اصلا نميخورم . چيزهايي كه امروز خوردم : صبح: --- صبحانه: 20 گرم نان لواش ، 1 ق.م. مرباي آلبالو ، 2 فنجان چاي خوردهخوري: 1 ق.غ. پلو ، 1 جرعه نوشابه ميانوعده:--- ناهار: 1 كفگير پلو ، 4 سيخ كوچك چوبي جوجهكباب ، 1 استكان نوشابه ، 1 ق.غ. ماست عصرانه: 1 خرما ، 1 فنجان چاي خوردهخوري: 1 ق.غ. پلو شام : 1 كفگير پلو ، نصف سيخ كباب برگ ، نصف سيخ كباب كوبيده ، 1 گوجهي كبابشده ، نصف بطري كوچك نوشابه ، مقاديري پياز شبچره: --- كارهايي كه امروز كردم : سه بار بالا و پايين رفتن از 50 پله دو ساعت رانندگي دو ساعت شاپينگ دو بار پر و خالي كردن ماشين ظرفشويي خودم رو تشويق ميكنم به خاطر اين كه : صبح بالاخره شيركاكائو نخوردم ميتونستم مقدار بيشتري نوشابه بخورم از خودم ناراضيام چون : آي آي آي ...
خب .. خب .. بالاخره مهمونهام رفتند و من برگشتم . با اين كه زياد رعايت نكردم وزنم اضافه نشد . دليل اين كه رعايت نكردم اين بود كه اين مهمونهاي نازنين كه مامي و بابام بودند ، تا من نميخوردم نميخوردند . مثلا سر شام روزي كه ناهار زياد خورده بودم ، سرم رو به درست كردن سالاد گرم كردم كه اونها بخورند و من نخورم ، بعد ديدم همه دست رو دست گذاشتهاند و نشستهاند تا من برم .
خلاصه .. خواستم بگم امروز من ميرم باشگاه . كسي گوشم رو نكشه .
:)
چيزهايي كه امروز خوردم :
صبح: ---
صبحانه: 1 برش نان روگن ، 2 ق.م. ارده شيره ، 2 فنجان چاي
خوردهخوري: ---
ميانوعده:---
ناهار: 5/1 كفگير قيمهپلو ، 5 ق.غ. ماست
عصرانه: 1 فنجان چاي ، 1 خرما
كارهايي كه امروز كردم :
1 بار بالا و پايين رفتن از 50 پله
2 ساعت شاپينگ
1 ساعت رانندگي
خودم رو تشويق ميكنم به خاطر اين كه :
از صبح تا ظهر با اين كه گرسنه بودم چيزي نخوردم
از خودم ناراضيام چون :
ناهار بيش از هر روز خوردم