I CAN

I can loose 40 Kg.

My Profile

  • Name: mehrvash
  • City: Irvine
  • Region: California
  • Country: United States

My Calendar

9
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

روز دهم

صبح نصف سیب + پیش از ظهر سه لقمه نان و پنیر و هندوانه + ناهار سه تا دلمه ی برگ مو با ترشی مخلوط + عصر یک لیوان چای با نصف کاپ کیک + غروب دو تا سیب زمینی سرخ شده با یک لیوان کوکای معمولی و یک قاشق غذاخوری بستنی وانیلی که لایت نبود (با دخترک مادر-دختری رفته بودیم بیرون) + شام نصف کتلت با یک کف دست نان سنگک + پیش از خواب یک لیوان چای با چهار تا بادام زمینی



امروز صبح که خودم رو وزن کردم دقیقا 4 کیلو از وزن روز شروع کمتر بودم. دوست داشتم بیشتر از این می بود ولی نشد دیگه. همین هم خیلی خوبه. 

تاریخ این پست 16 ژوئن است 

روز نهم

صبح سه چهارم گلابی + پیش از ظهر دو تا بادام + ناهار پنج لقمه نان و پنیر با هندوانه + عصر یک سوم کتلت با نان سنگک + شام یک کتلت با نان سنگک + 



تاریخ این پست 15 ژوئن است

روز هشتم

امروز می خوام پرخوری دیروز رو جبران کنم. خیلی جدی. 

صبح یک لیوان چای + پیش از ظهر یک بادام و یک ورق امریکن چیز + ناهار سه چهارم یک ساندویچ همبرگر بدون سس و پنیر + عصر یک لیوان چای + شب نصف کتلت با یک تکه نان سنگک به اندازه ی قوطی کبریت



تاریخ این پست 14 ژوئن است

روز هفتم

امروز حسابی خراب کاری کردم و نمی دونم چرا اصلا نمی تونستم حتا یک ثانیه گرسنگی رو تحمل کنم. وقتی هم که می خوردم معده ی بیچاره ام شوکه می شد. با این حال من خیلی خیلی خیلی خیلی زیادتر از روزهای قبل خوردم. 

صبح سه چهارم سیب + پیش از ظهر یک تخم مرغ آب پز + ناهار یک کف گیر عدس پلو با دو قاشق گوشت چرخ کرده با یک قاشق ترشی مخلوط تند + عصر چای با یک سانت شکلات فندقی چون اگه یه چیز شیرین نمی خوردم می مردم و یک چهارم سیب + غروب سه قاشق ماست لیمویی و یک تکه شکلات اندازه ی نخود + شام پنج قاشق باقالی پلو با یک تکه گوشت ماهیچه و نصف لیوان دوغ گازدار 


تاریخ این پست 13 ژوئن است

روز ششم

صبح نصف فنجان شیرموز بدون شکر + پیش از ظهر یک لیوان چای با دو قاشق ماست وانیلی لایت + ناهار یک کف گیر پلو (برنج قهوه ای) با قورمه سبزی (شامل یک تکه گوشت و شش لوبیا و نصف لیموعمانی) با یک  قاشق ماست صفردرصد چربی + عصر یک لیوان چای با یک هویج و یک تکه کلم براکلی + شام یک برش پیتزا پپرونی





تاریخ این پست 12 ژوئن است

روز پنجم

صبح یک لقمه نان تست با شکلات صبحانه (باقی مونده ی صبحانه ی دخترک) + پیش از ظهر یک تکه نان تست به طول و عرض یک انگشت با یک تکه پنیر چدار به اندازه ی یک حبه قند با یک تکه گوشت بره ی گریل شده به اندازه ی یک پاک کن + ناهار پنج قاشق عدس پلو با یک کاسه ی ماست خوری سالاد (با سرکه ی بالزامیک و آب لیمو و روغن کنجد) با یک فنجان دوغ گازدار + عصر یک لیوان چای با یک کاپ کیک شکلاتی-کشمشی (فت فری - شوگرفری) + غروب یک لیوان لیموناد لایت (5 کالری) + شام پنج قاشق عدسی 

امروز بیشتر خوردم چون مدام سردم بود و عصر دیگه سرم داشت گیج می رفت. امیدوارم لااقل نتیجه بده. 


تاریخ این پست 11 ژوئن است

روز چهارم

صبح یک لیوان چای + ظهر یک کفگیر پلو با قورمه سبزی با یک لیوان آب سیب با دو تکه غذای مزخرف و خام و بدبوی اهالی آسیای جنوب شرقی + عصر نصف بطری کوچک دوغ گازدار + شب یک لیوان سپرایت صفر کالری




این اکستراپاوندز چرا همچین شده؟ وقتی پست رو ادیت می کنم تاریخ پست رو تغییر می ده و قابل تصحیح هم نیست. 
این روز چهارم یعنی 10 ژوئن. 

می دونم درست نیست

امروز سومین روزه که گرسنگی می کشم در حد تیم ملی. 
می خوام روی خودم رو کم کنم اما گاهی اسید معده ام روی من رو کم می کنه و مجبور می شم بخورم. 

لطفا چیزی در مورد درست نبودن این روش نگین به من. می دونین که هزار راه رو امتحان کردم. بذارین این یکی رو هم امتحان کنم. 

قهرمان می گه اگه توی یک ماه 11 پاوند (یعنی 5 کیلو، نه 11 کیلو که خودم گفته م) کم کنم کار بزرگی کرده ام. من هنوز به 11 کیلو فکر می کنم، که می شه 24 پاوند اما قهرمان می گه اگه این قدر کم کنم باید برم دکتر چون خطرناکه و ضمنا پوستم هم خراب خواهد شد. 

فعلا ترجیح می دم کار خطرناک بکنم تا این که چاق باشم. 

شاید خوب باشه مثل قدیم ها بنویسم چی خوردم هر روز. 

دیروز صبح نصفه ی لقمه ی کره با مربای به صبحانه ی دخترک رو خوردم با نصف لیوان چای + ناهار  نصف ساندویچ مرغ تریاکی ساب وی با یک اسپرایت صفر کالری + عصر یک گلابی + غروب یک بیسکوییت کرم دار کاکائویی به قطر سه سانت با نصف لیوان چای + شام دو قاشق تن ماهی شسته شده با یک لقمه نون ساندویچی + پیش از خواب سه تا بادام

خب همچین کم هم نبود. یعنی به اون اندازه ای که تصور من بود کم نبود. 

امروز صبح یک بیسکوییت کرم دار کاکائویی به قطر سه سانت با یک لیوان چای + پیش از ظهر یک آلو با پنج تا بادام + ناهار پنج قاشق پلو با گوشت چرخ کرده + عصر نصف یک پرتزل دارچینی + شب یک لیوان چای

مسابقه

از دیروز تا درست یک ماه دیگه که تولدمه می خوام ببینم می تونم 11 کیلو کم کنم یا نه. 

فقط یه جور مسابقه است با خودم. اصراری هم ندارم به برنده شدن. اینو می گم که حرص نخورم و استرس پیدا نکنم که وضع بدتر می شه. 




پ.ن. دیروز توی یک مجله خوندم که آنجلینا جولی شده 99 پاوند (46 کیلو) و خانواده ی برد پیت به روزنامه نگارها گفته اند که هم آنورکسیا داره و هم شدیدا هرویین مصرف می کنه. خیلی زشت شده به هر حال. 

پ.ن.2. ایناها اصلا سایت خود مجلهه رو پیدا کردم. اینجاست

گزارش یک ماهه

یک ماه مامی و بابا اینجا بودند و یک هفته هم در سفر استانبول بودم. تنها هنرم این بود که قرص ها رو سر وقت خوردم و آب هم زیاد نوشیدم. نتیجه این که 400 گرم افزایش وزن داشتم. البته بسی بهتر از 4 کیلو بود. به طور نرمال با بودن مامی و بابا من هفته ای دو کیلو چاق می شدم. 


حالا هم بعید می دونم تا وقتی این جعبه ی مسقطی مادرشوهرپز خالی نشده بتونم به لاغری ادامه بدم. 
:-)

Tracker