I CAN

I can loose 40 Kg.

My Profile

  • Name: mehrvash
  • City: Irvine
  • Region: California
  • Country: United States

My Calendar

26
May '12
< May >
S M T W T F S
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

My Photos

Before After

8- why ?

مي خوام غر بزنم . اما غر زدنم نمياد .

يك سوال دارم . از خودم و از همه . چرا من لاغر نمي شم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قهرمان مي گه دليلش امنيت منه . يعني چون شوهر دارم انگيزه ي مردپسند بودن ندارم . نمي خوام شوهر يا دوست پسر پيدا كنم و در نتيجه خودم رو به روز نگه نمي دارم ومهم نيست كه مثل بقيه ي دخترها لاغر نيستم . هم چنين چون شوهرم هم هيچ اعتراضي به چاقي من نمي كنه و در خطر هوودار شدن قرار ندارم تلاش نمي كنم .

دخترعموم مي گه اگه درباره‌ي هر كسي بهش مي فتند بعد از ازدواج خودش رو به امان خدا ول مي كنه باورش مي شده الا من .

دوستم مي گه دليلش اينه كه ديگه خودم رو دوست ندارم يا از خودم راضي نيستم .

مادرم مي گه تنبلم و به خودم بي توجهم .

خواهرم مي گه اين قدرهوش و حواسم به شوهرمه كه ديگه خودم رو نمي بينم . (خيلي از اين  حرفش متنفرم)

خودم معتقدم از بي پوليه . چرا ؟ چون دلم مي خواد يك تردميل بخرم و پولش رو ندارم . قهرمان مي گه خب مي خواهي راه بري برو توي خيابون راه برو ، يا برو باشگاه ثبت نام كن روي تردميل راه برو .

از اين حرف ها نتيجه اي نمي گيرم . هيچ كدوم واقعي نيست .

فكر مي كنم اراده ندارم . تنبلم . قضيه رو جدي نمي گيرم . به همين زودي دارم دچار محدوديت حركتي مي شم . همه جام درد مي كنه . زانوهام دارند از كار مي افتند . دائم دست و پام خواب مي ره و دكتر گفته چربي ها نمي گذارند خون به اندامت برسه . نفس كه اصلا ندارم و نه از سربالايي و نه از پله نمي تونم بالا برم .

 قهرمان گاهي به يادم مياره كه با هم تا ازغالچال مي دويديم و نفس نفس هم نمي زديم . انگار يك خاطره ي دور از آدمي ديگه است .

عكس هاي خودم رو نمي شناسم . عكس هاي جديدم رو مي گم . انگار آدمي ديگه رو مي بينم . زشت شدم و چشم هام ريز شده . قد فيل شدم . به معناي واقعي .

همه ي اين ها رو به خودم مي گم ، اما باز شروع نمي كنم . هيچ كاري رو شروع نمي كنم .

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟

 

7- me again

شايد يه برنامه ي جديد غذايي شروع كنم .

شايد .

اگه آلوچه خانوم حسابي گوشم رو بكشه و انار هم حسابي تشويقم كنه .

 

6- I am strong!!

بالاخره دیروز ترازوی نازنینم درست شد . تحفه ی نطنز فقط باتری اش تموم شده بود و من یک ماه به خاطرش غصه خوردم .

اما نکته ی اصلی اسن جاست که وزن من تکون نخورده . در این یک ماه حتا صد گرم وزن اضافه نکردم (خب درسته که کم هم نکردم ..) و امروز صبح که دیدم هم چنان 5/92 هستم می خواستم از خوشی بمیرم .

راستش فکر می کردم کم کم دیگه 94 شده باشم ..

:)

و حالا .. دوباره می ریم که داشته باشیم ..

دم خودم گرم !

و دم مصطفا که می خواد 23 شهریور نامزد کنه !

:)

 

5- 45 days

چهل و پنج روز !!! فقط 45 روز وقت د ارم که تبدیل به یک آدم دیگه بشم . منظورم آدمیه که خودم از دیدنش وحشت نکنم و حالم به هم نخوره .

عروسی داریم . نامزدی پسرخاله ام . این البته خیلی مهمه ، مخصوصا که دخترخاله هات همه در حال رژیم باشند و هربار می بینی شون لاغرتر از پیش . اما مهم تر اینه که یک دوست پسر قدیمی با زنش اون جا خواهد بود . و خبر داده اند که زنش داره می میره از فضولی که ببینه من کی ام و چه شکلی ام . و من الان 40 کیلو از وقتی با شوهر اون خانم دوست بودم چاق ترم .

ای روزگار .

دارم خودم رو می کشم . از صبح مثل بچه ی آدم 4 تا لیوان آب خوردم . صبحانه یک لیوان شیر خوردم . ساعت 10 یک عدد سیب . برای ناهار مرغ کباب شده برداشتم . و خلاصه انگیزه روبراهه شدید !!!

من می توانم !!

ای خدا .. آبروم می ره ها ..

راستی ترازوی نازنین مهربان عزیزتر از جانم مدتیه خراب شده . امروز فرستادم باتری اش رو برام بخرند شاید از باتری اش باشه . اگه درست شد میام می گم الان دقیقا چقدرم .

هوام رو داشته باشید .

 

4- Done

خیلی وقت بود که ننوشتم . بعد از شکستن طلسم 95 تا 93.1 خیلی خوب پیش رفتم ، بعد اسیر طلسم 93 شدم .

امروز صبح این طلسم هم بر باد رفت و من با وزن 92.8 بیدار شدم .

خیلی خوشحالم .

اگه یه ریزه از این خورده خوری های در طول روزم کم کنم از خودم راضی خواهم شد .

3- 94.6

بالاخره طلسم 95 شکست و من 6/94 شدم .

مدتی بود که اصلا از روی 95 تکون نمی خوردم و همین جور روی مشتقات 95 بالا و پایین می رفتم .

من موفق می شم . می دونم که می تونم .

2- what happen?

امروز برای اولین بار (از هفته ی گذشته) صبح که خودم رو کشیدم نه تنها لاغر نشده بودم که سیصد گرم بیشتر از دیروزم بودم .

جالبه که دیشب وقتی داشتم داشتم می خوابیدم از خودم راضی بودم و می گفتم امروز خیلی خوب رعایت کردم .

و جالب تر این که پریشب مهمونی بودم و حسابی خودم رو خفه کردم و فکر می کردم محاله کم کنم ، اما فرداش کم کرده بودم .

خیلی مضحکه .

و حرص آور . ترکر جانم میل به بالا فرمودند !!0

1- I am here now ..

هم زمان با وقتی اومدم توی این سایت ، ترازوی دیجیتالی خریدم . باورم نمی شد چقدر در حس من موثره و چقدر به من انگیزه می ده . وقتی صبح بیدار می شی و می بینی 100 گرم از دیروزت لاغرتری ، وااای که چه شادی بخشه ..

شاید 100 گرم واقعا به نظر هیچی نیاد ، اما به این فکر می کنم که اگه روزی فقط 100 گرم لاغر بشم ، در ماه 3 کیلو و در سال 36 کیلو لاغر شده ام . این یعنی نوروز سال آینده می تونم لباس های 4 سال پیشم رو بپوشم . معرکه است ، نه ؟

چیز دیگه ای که به من خیلی لذت می ده نمودار وزن توی این سایت است . وقتی این منحنی نزولی رو می بینم .. حتا اگه تا حالا فقط 800 گرم کم شده باشم احساس خوبی به من می ده .

من می تونم . من می تونم دوباره 60 کیلو و حتا از اون بهتر ، 56 کیلو بشم .

Tracker