07/01/2010 09:22
گزارش
خب اول این رو بگم که من دقیقا در 31 مارس (که چون 21 مارس نوروزه پس می شه 10 فروردین) به دلیلی که به نظر قهرمان بسیار احمقانه بود خیلی خیلی عصبی شدم (به خانواده ربطی نداشت و یک جورهایی شغلی محسوب می شد) و در مدت یک هفته که بیشترش رو هم توی تخت بودم، 5 کیلو وزن اضافه کردم. بنا به عادت بدن مسخره ی من که هر وزنی رو مدت ها ثابت نگه می داره (فکر کنید مثلا من ده سال 60 کیلو بودم، بعد که چاق شدم دوباره 5 سال 74 کیلو بودم و به همین ترتیب...) این 5 کیلوی اضافه همچنان باقی موند و کم یا زیاد نشد.
اگرچه هنوز هم مقداریش مونده اما امروز صبح یک دهک پایین اومدم و از این بابت بسی خوشحالم. البته همه اش 200 گرم کمتر از دهک قبلی است اما باز خوبه. همین که دهگانش عوض می شه آدم کیف می کنه.
دیشب فکر کنم شب چهارم بود که شام نخوردم. یعنی اصلا و ابدا میل نداشتم. شام یک رستوران خیلی خوب بودیم که غذاهای خوشمزه ای داشت اما من سالاد سفارش دادم. فکر کنننننننننننن. چند شب پیش هم شام مهمون داشتیم و در اون شلوغ پلوغی کسی نفهمید که خودم هیچی نخورده ام و فقط سه چهار تا زیتون و یک لیوان کوکاکولا خوردم.
البته ناهار رو می خورم، یعنی این فعلا تنها وعده ی غذایی است و یک روز که تا ساعت 4 ناهار نخورده بودم چون میل نداشتم، دیگه زانوهام به لرزه افتاده بود. بس که ضعیفم من قربون خودم برم.
:-)
به هر حال، مهم ترین و حیاتی ترین نکته به نظر من اینه که در طول این مدت حتا یک بار هم نشد که مثل قبل برم سراغ ظرف بیسکوییت یا همراه با چای کیک بخورم یا چند پر چیپس بذارم توی دهنم یا چه می دونم هوس کیت کت به سرم بزنه. بیش ازهر چیز به آب میل دارم و میوه های آبدار. میوه ی مورد علاقه ی من در سال های اخیر موز بود (به جز پرتقال البته که همواره روی سر من جا داره) اما تازگی هر بار میوه خواستم خیار خوردم. شاید چون هی تشنه ام می شه.
در مورد یک نفر شنیدم که 6 ماه به طور منظم خورد و 40 کیلو وزن کم کرد. البته ممکنه یک کلاغ چهل کلاغ باشه.
این برام سواله که وقتی هیچ تغییری در اوضاع حرکتی ام ایجاد نشده، یعنی ورزش نمی کنم و مثل قبل دائم پای کامپیوتر نشسته ام، همچنان دارم وزن کم می کنم، اگر آدم بودم و ورزش می کردم چقدر کم می کردم؟؟؟؟


