امروز
امروز از صبح بیرون بودم . البته بیشتر با ماشین . هنرم این بود که ناگهان یک ویترین پر از انواع پیراشکی جلوم ظاهر شد و من با قدمهای استوار به سرعت از جلوش رد شدم .
ناهار یک لیوان عدسپلو و یک تخممرغ نیمرو و کمی ماست . ( دو سهم نان و یک سهم گوشت و نیم سهم شیر )
عصر یک هاتچاکلت بدون شکر ( سهم تنقلات )
غروب برنامهی انتخاب بانوی شایستهی جهان رو دیدم ( نه دختر شایستهها ، بانو ، هر کدوم دو سه تا بچه داشتند ) و این قدر حرص خوردم که در یک اقدام خودتخریبی دو تا شیرینی نخودی خوردم .

