من هنوز هستم
چند وقته اینجا ننوشتهام . فکر میکنم تا نمینویسم همه چیز در من شل و ول میشود . عجبا .
یک هفته ساری بودم و با این که خیلی تلاش کردم روی رژیمم بمونم باز یک کیلو اضافه کردم . امیدوارم به خاطر کار نکردن رودههام در این هفته باشه که فقط دو بار به وظیفهاش عمل کرد . از دیروز صبح روی هارد دایت هستم و دارم میمیرم از وسوسهی خوردن . امروز میخوام برم باشگاه ، خندهداره ولی توی خونه پول نداریم اصلا . یک چکپول صد تومنی داریم اما زنگ زدم باشگاه گفتند واسهی 17 تومن اون رو خرد نمیکنند . خلاصه اگه تونستم از بانک پول بگیرم میرم .
و اما امروز :
صبح یک بیسکوییت ساقهطلایی خوردم ( نصف تنقلات )
ناهار یک لیوان عدسپلو بدون گوشت ( دو سهم نان )
یک چای ( هیچی )
یک قطعهی سه سانتی بادمجان سرخشده محض این که ببینم روغن سرخکن بو نگرفته باشه ( دو سهم روغن )
شام یک ظرف کوچک سالاد کلم ، یک تکه ران مرغ سوخاری ( تکهی بالای ساق ) ، 5 یا 6 تا سیبزمینی سرخکرده و یک نوشابه ( بقیه سهمها پر شد ، روغن هم بیش از مجاز بود )
امروز سهم شیر و میوهام رو نخوردم .

