I CAN

I can loose 40 Kg.

My Profile

  • Name: mehrvash
  • City: Irvine
  • Region: California
  • Country: United States

My Calendar

10
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

it's a joke !!

واقعا مسخره است . تقریبا هر کی منو می‌بینه می‌گه وای چه لاغر شدی ..

می‌گم تقریبا چون اولا هنوز مادرشوهر گرامی اینو نگفته ، ثانیا همسر گرامی معتقده چون حرکاتم چابک‌تر شده به نظر سبک‌تر می‌آم .

آره ، تقریبا هر کی منو می‌بینه می‌گه وای چه لاغر شدی .. اما نه تنها روی ترازو هیچ خبری نیست ، که من اینو می‌ذارم به حساب تبدیل چربی به عضله ، مرسی اعتماد به نفس ، بل‌که هر وقت در  body log این‌جا اندازه‌های بدنم رو وارد می‌کنم هیچ تغییری دیده نمی‌شه . دروغ نگم یه وقت‌هایی افزایش هم داره . نمی‌دونم بذارم به حساب اشتباه در اندازه‌گیری ؟ یا چیز دیگه ؟

امروز البته به نسبت هفته‌ی پیش یک سانت از دور بازو و یک سانت از دور باسن کم شده بود ، که جای بسی خوش‌وقتی است . ما که ناشکر نیستیم . تو بگو از دور بدنم ماهی یک سانت کم بشه اصلا ، سال دیگه این موقع دوازده سانت کم‌تره .

از رعایت کردن رژیمم راضی نیستم . فکر کنم باید بنویسم این‌جا . شاید شرمنده‌ی گزارش‌نویسی‌ام بشم . امروز مثلا به جای سه تا بیسکوییت ساده که سهم تنقلات روزانه‌ام است ، یک کوکی خوردم . اما باز آخر شب دو تا شیرینی نخودی گذاشتم دهنم .

امروز از سهم نون و برنجم کم کردم ، اما میوه بیش‌تر خوردم به نظر خودم .

امروز پلو اصلا نخوردم . با شام نون نخوردم . ناهار در حد سه یا چهار لقمه خوردم که نونم از یک سهم هم کم‌تر بود به نظر خودم .

نه بابا ، خیلی وحشت‌ناک نیست که . فکر می‌کردم دارم خودم رو خفه می‌کنم از پرخوری .

از فردا گزارش خوردنم رو می‌نویسم . فکر کنم این‌جوری راحت‌تر باشم . دست کم عذاب وجدانم کم‌تره .

از ورزش امروزم بسیار بسیار بسیار راضی بودم . کم‌تر از پیش خسته شدم و تونستم تعداد زیادی از دراز و نشست‌ها رو انجام بدم بدون این که حالم بد بشه . ( هفته‌ی پیش بعد از حدود 60 بار دراز و نشست به تناوب ، ناگهان دچار سرگیجه و سردرد شدید شدم ) اما در زمان حرکات روی تشک متوجه شدم بالاخره اون « محدودیت حرکتی بر اثر چاقی » که قهرمان چند ساله من رو ازش می‌ترسونه به سراغم اومده . یا به سراغم اومده بوده و من تازه امروز فهمیدم .

بله ، من امروز متوجه شدم که نمی‌تونم زانوهام رو توی شکمم جمع کنم ، نمی‌تونم دست‌هام رو دور پاهام گره بزنم چون به هم نمی‌رسند ، نمی‌تونم وقتی چهارزانو نشسته‌ام خم شم و دست‌هام رو روی زمین دراز کنم ، وقتی به پشت می‌خوابم نمی‌تونم پاهام رو توی سینه‌ام جمع کنم ، وقتی پاهام رو توی سینه جمع می‌کنم نمی‌تونم دست‌هام رو دورشون حلقه کنم و از این قبیل .

نه این که بدنم نرم نباشه‌ها ؟ نه . حجم چربی نمی‌گذاره .

خاک بر سرم .

 


 

Comments to this post:

http://ssaabaa.blogfars.com/

سلام , من فكر ميكنم اگر روزانه جدول غذايت رو بگذاري خيلي بهم كمك ميكنه و شمارش كالري هم همينطور. باريكلا كه روزش و پياده روي رو شروع كردي. همينطوري ادامه بدي حتما حتما به وزن دلخواهت ميرسي. موفق باشي

you can

آآآآآآآآآآآآآاافرين مهروش جان...اينكه توي مسافرت چاق كه نشدي لاغر هم شدي خيلي خوبه....صبر كن به سايز كم كردن هم ميرسي....

آلبالو خشک

این لینک در مورد آلبالو خشک نوشته که مجازه
http://group-regime.blogspot.com/2004/12/blog-post_110410686643636467.html
حالا یعنی من عذاب وجدان نداشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/




Login to add your own comment.

Tracker