72 - 1 again
تصميم گرفته بودم 150 روز رژيمم رو حفظ کنم و به نتيجه اش هيچ کاري نداشته باشم . حيف . فقط 38 روز دوام آوردم .
بعد از اون چند بار ديگه تا 6 کيلو کم کردم و دوباره برگشت سر جاش . الان درست وزن همون روزي هستم که توي اين سايت عضو شدم . و فکر مي کنم که دوباره بايد شروع کنم . يک بار ديگه زدم توي گوش 100 و برگشتم پايين . بار قبل هم همين طور شد . وقتي به 100 رسيدم احساس خطر کردم و فورا کنترل رو شروع کردم .
اين بار تصميم گرفتم تا نوروز ادامه بدم . درست 67 روز . واقعا اين قدر زياد نيست که نتونم تحمل کنم . نمي خوام خودم رو بکشم يا تصميم هاي عجيب و غريب بگيرم ، مثلا بگم اصلا پلو نمي خورم ، چون فعلا از توان من خارجه . اما کنترل مي کنم .
در وهله ي اول از همين امروز شکلات خوردن رو مي گذارم کنار . بيسکوييت صبح ها ( سر کار ) رو حذف مي کنم و از فردا سوخاري يا نون جو يا نون رژيمي ميارم . ( امروز هنوز نخورده ام ) سعي مي کنم نشاسته ي کمتري وارد بدنم کنم .
بايد به خودم کمک کنم . بايد .
چيزهايي که امروز خوردم (تا حالا که خودم رو کشته ام ) : 0
صبح کله ي سحر : يک قطعه جوجه کباب
صبحانه : چند لقمه نون بربري با پنير سفيد و چاي شيرين
ساعت ده : يک کاسه سوپ سفيد
ساعت 12 : دو تا بيسکوييت پتي بور با دو تا چاي
ناهار : دو تا کتلت با سس قرمز دست ساز (بدون شکر ) و دو تکه گوجه فرنگي و خيارشور . يک ليوان نوشابه .
---
خب ، من شب نسبتا زياد و تند غذا خوردم . پلو با جوجه کباب . وقتي رفتم بخوابم داشتم از پرخوري بالا مي آوردم . با اين حال نيمه شب که قهرمان مي خواست شب چره بخوره و من داشتم کتاب مي خوندم ، باز چند تا تکه توک و پنير خوردم .
عجب بدبختيه ها .

