I CAN

I can loss 40 Kg

My Profile

  • Name: mehrvash
  • City: Tehran
  • Country: IR

My Weight Loss

Height:

Start weight:

99.00kg

Current weight:

98.00kg

Goal weight:

60.00kg

Lost to date:

1.00kg

Remaining:

38.00kg

My Calendar

15
October '08
< October >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

My Photos

Before After

72-2

امروز روبراهم . از صبح سرحال و مصمم هستم و مي دونم که به زودي به نتايج خوبي خواهم رسيد .

از صبح تا الان که ساعت 10 و ربع است يک بيسکوييت دايجستيو و يک چاي خورده ام .

گرسنه هم نيستم .

72 - 1 again

تصميم گرفته بودم 150 روز رژيمم رو حفظ کنم و به نتيجه اش هيچ کاري نداشته باشم . حيف . فقط 38 روز دوام آوردم .

بعد از اون چند بار ديگه تا 6 کيلو کم کردم و دوباره برگشت سر جاش . الان درست وزن همون روزي هستم که توي اين سايت عضو شدم . و فکر مي کنم که دوباره بايد شروع کنم . يک بار ديگه زدم توي گوش 100 و برگشتم پايين . بار قبل هم همين طور شد . وقتي به 100 رسيدم احساس خطر کردم و فورا کنترل رو شروع کردم .

اين بار تصميم گرفتم تا نوروز ادامه بدم . درست 67 روز . واقعا اين قدر زياد نيست که نتونم تحمل کنم . نمي خوام خودم رو بکشم يا تصميم هاي عجيب و غريب بگيرم ، مثلا بگم اصلا پلو نمي خورم ، چون فعلا از توان من خارجه . اما کنترل مي کنم .

در وهله ي اول از همين امروز شکلات خوردن رو مي گذارم کنار . بيسکوييت صبح ها ( سر کار ) رو حذف مي کنم و از فردا سوخاري يا نون جو يا نون رژيمي ميارم . ( امروز هنوز نخورده ام ) سعي مي کنم نشاسته ي کمتري وارد بدنم کنم .

بايد به خودم کمک کنم . بايد .

 

چيزهايي که امروز خوردم (‌تا حالا که خودم رو کشته ام ) : 0

صبح کله ي سحر : يک قطعه جوجه کباب

صبحانه : چند لقمه نون بربري با پنير سفيد و چاي شيرين

ساعت ده : يک کاسه سوپ سفيد

ساعت 12 : دو تا بيسکوييت پتي بور با دو تا چاي

ناهار : دو تا کتلت با سس قرمز دست ساز (‌بدون شکر )‌ و دو تکه گوجه فرنگي و خيارشور . يک ليوان نوشابه . 

---

خب ، من شب نسبتا زياد و تند غذا خوردم . پلو با جوجه کباب . وقتي رفتم بخوابم داشتم از پرخوري بالا مي آوردم . با اين حال نيمه شب که قهرمان  مي خواست شب چره بخوره و من داشتم کتاب مي خوندم ، باز چند تا تکه توک و پنير خوردم .

عجب بدبختيه ها .

 

 

71-38

خیلی مسخره است . تا وقتی سر کارم کالری مصرفی ام خیلی خیلی پایینه . اما تا می رسم خونه شروع می کنم به خورده خوری . یک دونه بیسکوییت ، یک مشت پسته ، دو تا چیپس با ماست ، ته رانی دخترک ؛ یک قلپ نوشابه ...

حالا که جدول کالری ها رو نگاه می کنم به خودم فحش می دم .

70-36

دیروز بد نبود . نسبتا راضی بودم .

امروز صبح یک شلیل خوردم . وقتی هم اومدم سر کار 5/1 بیسکوییت ساقه طلایی با یک لیوان چای .

برای ناهار با خودم چیزهای بخارپز آوردم . سیب زمینی و هویج و مرغ و کدو .

من می تونم . مگه نه ؟

 *

تا ظهر نصف بیسکوییت ساقه طلایی و یک لیوان چای ، یک شلیل و یک گلابی خوردم .

 

69-32

کوتاهی کردم .

هم تعطیل بودم و هی خوردم و خوابیدم . هم سرماخوردگی بدی داشتم .

الان خوبم . دیگه هم کوتاه نمیام . هر لحظه که یادم بیفته انگار که از اول شروع کردم . مگه نه ؟

فقط یک مساله دارم . غروب که می رم خونه خورده خوری می کنم . این رو هم می خوام با ثبت نام در باشگاه حل کنم . غروب ها برم باشگاه که خونه نباشم هی بخورم . هه هه . چه اراده ای .

امروز از صبح دو تا بیسکوییت ساقه طلایی خوردم با یک لیوان چای .

حواسم هست . حواسم هست . حواسم هست .

 

68-16

دیروز یک کمی زیاده روی کردم ، مثلا نون خامه ای و شربت آبلیمو خوردم . اما هم سخت مریض بودم و هم روز اول پریودم بود . اصلا به خودم سخت نگرفتم و به جاش امروز سعی کردم جبران کنم .

ساعت 9 صبح 1 خرما

ساعت 30/10 صبح یک چای و یک خرما

ساعت 12 نصف سیخ کباب کوبیده با نون لواش

ساعت 14 یک کفگیر ماکارونی و یک کاسه ماست

ساعت 16 یک چای و یک خرما

 

 

67 - 14

نمی تونم بگم در این دو روز تعطیلی آخر هفته از خودم راضی بودم . اما انصافا ناراضی هم نبودم . یک کمی خورده خوری کردم ، اما فعالیتم هم بیشتر از نشستن جلوی تلویزیون یا دراز کشیدن و کتاب خوندن بود .

امروز صبح ناشتا 10 تا آلوی ریز .

ساعت 10 یک لیوان چای و دو خرما

 ساعت 12 یک خرما

ساعت 13 یک سیخ کباب کوبیده و نصف پرس پلو که خیلی زیاد بود و یک کاسه ماست و نصف لیوان دوغ

ساعت 18 یک چای و یک تکه ی کوچک کیک

شام یک برش لازانیای آلوچه پز

 

66 - 11

صبح یک خرما و یک چای

ساعت 10 یک چای

ساعت 12 یک بیسکوییت کرم دار .

ساعت 13 یک کفگیر ماکارونی و یک کاسه ماست

ساعت 30/15 یک چای و دو خرما

امروز سر کار یک کمی پیاده روی کردم . آخه صبح ها معمولا توی این طبقه کسی نیست و آقایون بیشتر می رن کارگاه . اما با همین یک ربع ساعت صبح و یک ربع ساعت عصر پیاده روی توی سالن ، مردم و زنده شدم . نفسم بالا نمی اومد .

اه .

 

65 - 10

خب . ده روز گذشت و من یک کیلو و نیم لاغر شدم و دور کمرم 4 سانت کم شد .

با تشکر فراوان از آلوچه جونم ، مبارکم باشه .

امروز صبح یک ساندویچ نون لواش و پنیر زیره

یک چای و یک خرما .

 ساعت 11 یک چای و یک خرما

ساعت 12 یک گوجه فرنگی

ساعت 13 یک خرما

ساعت 14 یک خرما

ساعت 15 یک کفگیر پلو با خورش قورمه سبزی و دو تکه گوشت .

زیاده روی : به عنوان دسر !! یک تکه ته دیگ با خورش خوردم و حسابی باد کردم

 ساعت 18 یک ظرف کدوی آب پز و ماست

ساعت 20 نصف بشقاب تاس کباب .

بعد از شام یک برش هندوانه ، یک برش خربزه ، یک آلو سیاه ، یک موز

نیمه شب یک تکه شکلات

 

می دونم زیاده روی بود اما خونه ی مادرشوهر بودیم و به این دلیل !  عصبی شده بودم .

فردا جبران می کنم .

 

64-9

امروز صبح فراموش کردم صبحانه بخورم . مسخره است . نه ؟

حتا نون و پنیرم رو با خودم نیاوردم و حالا حسابی گرسنه ام . تا حالا که ساعت 9 صبحه و سه ساعته که بیدارم یک خرما و یک لیوان چای خورده ام .

نه ، راستی صبح ناشتا یک آلو هم خوردم .

*

 ساعت 30/11 یک خرما

 ساعت 30/13 یک کفگیر پلو با خورش قیمه بادمجون و یک کاسه ماست .

 ساعت 18 یک ظرف کدوی آب پز با ماست

ساعت 20 شام ، یک پیش دستی خوراک شامل سینه ی مرغ و قارچ و سیب زمینی و گوجه فرنگی . یک لیوان نوشابه ی رژیمی .

ساعت 21 یک برش هندوانه .

ساعت 12 شب یک عدد انجیر .

Tracker