و خلاصه من شروع كردم
جمعه - 26 بهمن 1386
بلاخره من از امروز شروع كردم - ممكنه كه به نظر امروز هم زياده روي كرده باشم ولي حداقلش اينه كه ميدونم زياده روي كردم
قبل از هر چيزي از دياناي عزيز كه بهم سر زدند تشكر ميكنم. اين كار ديانا منو هم تشويق به جدي تر بودن كرد در اين زمينه
امروز به ميس ري و آزي و خواهرم رفتيم لباس ورزشي گرفتيم و خلاصه چربي هاي عزيز ديگه بايد يه جاي ديگه واسه تلمبار شدن پيدا كنن
اينم صورت شاهكار امروز من
صبح : يك ليوان شير - يك كف دست نون بربري - يك شيريني خشك كوچيك
ناهار: چهار تكه مرغ سوخاري -سيب زميني سرخ شده 100 گرم - يك نوشابه - يك كف دست نان بربري- يك مقدار كم سالاد كلم
شام : 3 كف دست بربري - يك تخم مرغ نيمرو
كل كالري : 2300
من از فردا تا دوشنبه ميرم ماموريت - يزد - درسته كه اونجا به اينترنت دسترسي ندارم ولي به همه و به خودم 2 تا قول ميدم
1- هر چيزي كه گذاشتم جلوم لزوما نبايد بره تو شيكمم
2- ليست مصرفم رو هر شب تو دفترچم بنويسم


البته در اون صورت رئيس هاتونم بايد برن مو بكارن