01/12/2008 11:15
دلم گرفته
می دونین این اواخر همش فکر می کنم تو انتخاب همسر اشتباه کردم ,من 2 سال که ازدواج کردم ,احساس می کنم اخلاق های ما اصلا به هم نمی خوره و من زود برای ازدواج تصمیم گرفتم
من و آقای همسر تقریبا همسن هستیم ,قبل از ازدواج حدود 1 سال با هم آشنا بودیم ,من تو اون 1 سال هم به این نتیجه رسیده بودم ولی نمی دونم چرا اونقدر وابسته شده بودم که نتونستم ادامه ندم رابطمون رو, من حتی به خاطر موقعیت همسرم مراسم ازدواج هم نگرفتم,حتی لباس عروس هم تنم نکردم,فقط رفتیم پیش امام رضا ,حلقه هامون هم اونجا دست کردیم ولیییییی
نمی دونم خسته شدم از این زندگی مشترک ,زندگی مشترکی که 2 روز خوش باشی ,بقیش همش دعوا و بحث باشه چه ارزشی داره
آقای همسر حدود 4 ماهی هست که بیکار شده,کار آزاد داشت که نچرخید و جمع کرئ الان هم متاسفانه سفت و سخت دنبال کار نمی ره چند جا رفته برای مصاحبه ,کار مناسبی نبوده ,ولی دیگه نرفته, نه روزنامه می گیره ,نه پرس و جو می کنه واسه کار ,همش از صبح تا شب پای اینترنته
تازگی هام که شبا بیدار می مونه تا صبح از این سایت ها که به ازای دیدن تبلیغاتشون پول می دن همش تو این سایتاست تا صبح, صبح ها می خوابه
نمی گم منم خودم بی عیب هستم]منم خودم خیلی زود رنجم ولی رفتاراش,اخلاقش اعصابم رو خورد می کنه
هی می گه این کارای تو روزنامه به درد نمی خوره,تا یه حدی درست می گه ولی بلاخره تا آدم همش دنبال کار نباشه جای خوب هم پیدا نمی شه
دلم دیگه نمی خواد تو این رابطه باشم,زود تصمیم گرفتم برای شروع زندگی مشترکم
Posted By: Mahsa
01/12/2008 11:47
salam
سلام عزیز دلم نبینم اینجوری ناراحت باشی و در مورد تصمیمت شک کنی
ای میلتو برام بذار تا برات زندگیمو بگم که بدونی عزیزم فقط تو نیستی که توی زندگیت مشکل داری
خوشگلم بعضی وقتها تو زندگی مثلا توی شرایطی که الان داری باید خودتو به بی خیالی بزنی و کارهایی که خودت دوست داری انجام بده میدونم خیلی سخته ولی ا اینجوری فکر نکن که اشتباه تصمیم گرفتم یا فکرای دیگه به زندگیت فکرکن همه شوهرها از یه جنسن سر و ته یه کرباسن 
01/12/2008 13:39
salam
ممنون براي كامنتت.من هستم.فقط به دليل گندي كه اين چندروز زدم خودمو قايم كردم.ولي امروز ديگه كمي جبران كردم خراب كاريمو.
جعبه لايتنر هم خريدم ولي هنوز به دستم نرسيده.بازم ممنون براي راهنماييت.
مهسا جون يه چيزي مي گم.من تجربه ازدواج رو نداشتم ولي چيزيو مي گم كه به نظرم ميرسه ومن اگه توي شرايط تو بودم سعي مي كردم اينجوري خودم رو قانع كنم.هميشه مي گن قبل از ازدواج چشماتو باز كن كه انتخابت درست باشه.وقتي ازدواج كردي چشماتو ببند وزندگي كن.كاملا دركت مي كنم ومي فهمم اين وابستگي چقدر آدمو درگير مي كنه ووقتي درگير يه رابطه عاطفي ميشه دل كندن ازش سخته .شرايطي كه براي آقاي همسر پيش اومده ممكنه براي خيلي ها پيش بياد شايد يه روزي براي خودتم پيش بياد.سعي كن توي اين روزها كاري رو انجام بدي كه دوست داشتي اون توي شرايط مشابه برات انجام ميداد.شايد احساس شكستش حس خيلي بدي رو توش به وجود آورده شايد يه كم احتياج به زمان داره تا بتونه بازم شروع كنه.فقط صبور باش.شايد همين يك جرقه باشه براي يه تحول بزرگ .مثبت فكر كن.الان نقش تو خيلي مهمه.اگه اسمش زندگي مشتركه پس همه چيس بايد مشترك باشه.
اين حرفها رو مي گم كه خودم هم يادم باشه اگه توي همچين شرايطي هم قرار گرفتم بتونم كنار همسرم بمونم حتي اگه ازش دلگير باشم.
همه چي درست ميشه
مراقب خودت باش
بوس