03/17/2007 22:00
Suturday
دیروز جمعه اینجا هوا قاطی کرد و نمیشد توخیابون راه رفت من که برای کلاس رفتم بیرون
یک قدم میرفتم ویک متر لیز میخوردم چون کفشم مناسب نبود و خیلی شانس آوردم که با
دست وپای شکسته برنگشتم خونه ولی تو راه برگشت رفتم یه چیزی خریدم وکفشمو عوض
کردم خلاصه اینکه همه این مقدمه ها واسه این بود که بگم دیروز نرفتم جیم و راه رفتن دیروز
هم که زیاد نبود وشب هم مهمون داشتم و نشدبرم ولی امروز رفتم جیم وطبق برنامه پیش رفتم
این هفته گذشته یکی دو روز خوب غذا نخوردم چون اصلا حوصله آشپزی نداشتم ولی خیلی
هم خرت وپرت نخوردم و اسنک هام رو هم سعی کردم سالم انتخاب کنم
ولی باید مراقب ساعت های غذا خوردنم باشم باز ناهارها داره یا دیر میشه یا حذف
قول میدم هفته دیگه جبران کنم وسرساعت غذا بخورم
فردا میرم دندون پزشکی واحتمالا تا شب نمیتونم چیزی بخورم و همش هم خواب خواهم
بود این هم حسابی یه ماهیه برناممو بهم ریخته ای بابااااااااااااااااا
03/14/2007 00:10
Can you believe me !
کی باورش میشه منی که عاشق خامه ام و نون بربری و دوسال باشه که خامه نخورده باشم
و الان تو یخچال خامه ونون بربری دو سه روزه موجوده ومن اصلا نرفتم سراغش باورم
نمیشه که ولع براش ندارم زیاد خودداری هم نکردم این نشون میده کم کم دارم تغییر میکنم
روزی که خامه رو خریدم گفتم اکی این جایزه این هفته میخرم ومیرم خونه ومیخورم بدون
عذاب وجدان ولی هنوز نخوردم موقع خرید انقدر ذوق زده بودم که همش تو ذهنم نقشه میکشیدم
میرم اگه خوب بود میام چند تا میخرم نگه میدارم خونه شاید دوباره گیرم نیاد و حرص میزدم
نمیخواین تشویقم کنید ؟؟؟
راستی امروز روز اول هفته دوم برنامه دویدنم بود خوب بود وراحت بودم ولی شانس من هی
این تردمیل من بازی دراورد ووسطش خاموش میشد ولی به هر حال تمومش کردم وبعدش
رفتم پیش گلبرگ جونم که فردا داره میره ایران و اونم با همون لباسا از من فیلم گرفت که
برای مامانم ببره ومنم کلی مسخره بازی درآوردم که ببینید بچه تون ورزشکار شد شب و
روز لباس ورزشی تنشه واماده به خدمت
از همین الان دلم برای گلبرگم دلم تنگ شد خوشحالم این دو هفته رو هر روز تقریبا با هم
بودیم جز ویکندا که من چپه بودم امیدوارم بهش خوش بگذره و با وزن مطلوبش برگرده
03/11/2007 23:45
Sunday
امروز ساعت 12 بیدار شدم ودیدم بابا نیستش منم رفتم و دیدم حال صبحونه اماده کردن ندارم
یه دونه شلیل و یکم انگور خوردم و مشغول جواب تلفن دوستایی شدم که از دیروز زنگ زده
بودند و من نتونسته بودم صحبت کنم .حالم از دفعه پیش بهتره و سرگیجم کمتره و هوشیارترم
تو شش وبش این بودم که برم جیم یانه وهی تو خونه راه میرفتم ببینم اوضاعم چطوره که
دیدم به به بابا اومد و ازلباسش فهمیدم رفته بوده ورزش کنه پرسیدم جیم بودی گفت نه
هوا خوب بود رفتم سنترال پارک و منم وسوسه شدم ولی بابا گقت البته خنکه ها نری
بهتره ولی ساعت 5 بود وجیم شنبه ها 5 تعطیل میشه و دیدم بهتره که برم هرچقدر کشیدم
میدوم وراه میرم هنوز تو برنامه هفته اولم به علت وقفه هایی که افتاده من 5:30 رفتم
بیرون و 5:34سنترال پارک بودم ورفتم به سمت دریاچه ولی نه حاشیه اصلیش که
نوار مخصوص دو وپیاده رویه ,رفتم حاشیه کنار اون که ملت با کالسکه بچشونو
میارند یا سگاشونو و 10 دقیقه اول همش به خودم گفتم حالا دو دقیقه دیگه راه برو
و30 ثانیه بدو ووقتی 15 دقیقه شد برای امروز بسه ولی شوخی شوخی و با نفس نفس
زنون 30 دقیقه رو هم تموم کردم وبقیه راه رو هم پیاده دور پارک رفتم و اون حرکات
کششی رو هم انجام دادم و ساعت 6 خونه بودم خداییش یا حالم خوب نبود یا بیرون
انجام دادن برنامه سختره ولی به هر حال رفتم و تصمیم دارم اگه هوا خوب باشه
ترجیحا نصف هفته رو هم برم بیرون راه برم وبدوم با گوشی موبایلم هم تایم رو کنترل
میکردم ولی من یه مشکلی دارم وقتی میدوم ناخودآگاه سرعتم بالا میره و این خستم
میکنه نمیدونم چرا؟ وبد مجبورم بعدش یواش راه برم در صورتیکه رو تردمیل اینجوری
نیست با سرعت کم 4 مایل بر ساعت میدوم و با همون هم راه میرم گاهی با 3:8 راه میرم
شاید واسه این عدم کنترله که بیرون برام سختره ! اگه میشه راهنمایی کنید.ممنون
03/10/2007 22:27
Suturday
ساعت 7 بیدار شدم و8 وقت دندون پزشکی داشتم و دوباره اون دارو که عملا اینبار بیهوش
بودم وتایک ساعت پیش خواب بودم غذا نخوردم ولی میوه و لایت اند فیت کلی خوردم والان
دوباره میرم که بخوابم امیدوارم فردا بتونم برم جیم و یا حداقل همش روتخت نباشم
03/10/2007 22:22
Friday
صبح رفتم کلاسم وعملا با چشم باز خوابیده بودم و کلی قیافم فیلم شده بود و همش فکر اینکه
با این خستگی چه جوری برم جیم ولی از قبل با مربی وقت گذاشته بودم وبرای تغییر برنامه
ویا کنسل کردنش دیر بود ساعت 10:30 رسیدم خونه و لباس عوض کردم ورفتم جیم و
حدود یه ساعت با مربی کار کردم ولی دیگه وقت نشد برنامه دویدن رو دنبال کنم وگذاشتم
برای شب
دوباره کارپیش اومد تا 9:10 بیرون بودم ولی رفتم جیم و30 دقیقه پیاده روی 2مایل
و اخرین نفر بودم که از جیم اومدبیرون من بودم خدا کنه هوا بهتربشه حداقل پیاده روی
رو میشه بیرون انجام داد
03/08/2007 22:31
Thursday
امروز از ساعت 7:30 صبح که از خونه طبق معمول رفتم بیرون دیگه نیومدم خونه تا
ساعت 5 که اومدم لباسمو عوض کردم و دوباره رفتم بیرون تا 9 و چون جیم نرفته بودم
و جیم هم تا 10 بیشتر نیست همش بدو یدو کردم که به موقع برسم وحداقل نیم ساعت
برنامه رو انجام بدم ساعت 9:10 رسیدم جیم و 30 دقیقه ترکیب راه رفتن ودویدن
رو 2 مایل رفتم .امروز از صبح خیلی راه رفتم و جز 4 ساعت کلاسم و چند دقیقه ای
که یه ساندویج برای ناهار خوردم ننشستم و حسابی خستم و صبح باید دوباره 7 بیدار
بشم و برم کلاس و بعدش 11:30 با مربی تو جیم قرار دارم
چهارشنبه
نیم ساعت پیاده روی 2مایل
03/06/2007 16:57
Tuesday
این دفعه خیلی اذیت شدم نمیدونم شاید چون یک شنبه رفتم دکتر و دوشنبه هم مجبور بودم
برم کلاس ونشد که استراحت کنم این طوری شد خیلی حالم بده همش سرگیجه حالت تهوع
وضعف همه برنامم بهم ریخته 3روزه جیم نرفتم خوب غذا نمیخورم
اما در عوض از روز اولین میتینگ از مرز 5 پوند ردشدم(واز اول رژیمم حدود12.1
پوند )البته بعضی روزها تو دو هفته پیش وزنم زیر 60 میومد وفرداش میرفت بالا .به
هر حال طلسم 60 شکست ورد شد
میدونم امکانش هست دوباره بازی دربیاره خیلی وزنم سخت تکون میخوره
اما مهم نیست صبر من زیاده و کوتاه نمیام واز این به بعد هم تمرکزم رو میزارم
رو حفظ برنامه وبهتر کردن سبک زندگی چون اگه فقط به وزنم فکرکنم چون از
این به بعد به سختی کم میشه امکان داره انگیزم کم بشه
الان میرم جیم بعید میدونم بتونم برنامه رو دنبال کنم چون سرگیجه بدی دارم ولی
حداقل نظم و برنامم حفظ میشه و تا حد امکان برناممو انجام میدم ونمیزارم با چند
روز بهم خوردن برنامه کم کم تنبل بشم و رفتن جیم سخت بشه
رفتم و طبق برنامه هفته اول نیم ساعت ترکیب راه رفتن و دویدن رو با سرعت حدود 4
مایل برساعت تا 4.3 برساعت و راه رفتن هم متغییر بین 3.5 تا 3.8بود وحدود 2.1 مایل
کل مسافتی بود که رفتم خوشحالم که امروزو مثل سه روز گذشته از دست ندادم
بعد از جیم رفتم ویتامین خریدم چون همه ویتامین هایی که داشتم تاریخش گذشته بود و
مصرف نکرده بودم ولی ازفردا میخوام حتما ویتامین هامو بخورم
03/05/2007 11:49
Monday
یکشنبه بازم رفتم دندون پزشکی و بازم اون دارو و دردسرهاش الانم سرگیجه دارم این دو
روز جیم نرفتم یعنی نمیشه که برم امشب هم فکر نمیکنم بشه بزور میتونم تعادل راه رفتنم
رو داشته باشم اما از فردا قول میدم که برم
صبحانه : یک کاپوچینو
میان وعده :یک پرتقال
ناهار :سینه مرغ قارچ سیب زمینی
سیب زمینی رو مکعب های خیلی کوچیک خرد کردم ریختم تو ماهی تابه و روش
زرد چوبه و ادویه ای که به صورت اماده فلفل و لیمو ترش ونمک قاطیه ریختم ویکم
آب ودرش رو گذاشتم که یکم بپزه بعد درش رو برداشتم و تفتش دادم میشه مثل
سیب زمینی سرخ کرده بعد یک قاشق رب ریختم و هم زدم بعد قارچ رو اضافه کردم و
بعد ش سینه مرغ ریش ریش شده رو بهش اضافه کردم و تفت دادم و یکم پودر
ارگانو (آویشن)بهش اضافه کردم
من همیشه سیب زمینی رو سرخ میکردم مرغ هم با یکم روغن تفت میدادم امروز
بدون یک قطره روغن درست کردم و از همیشه بهتر شد بدون نون هم خوردم کمتر
از یک سومش رو خوردم سیر شدم
نمیدونم این سرگیجه و ضعف داره کلافم میکنه دوقدم راه میرم باید بشینم شیطونه میگه
دفعه بعد بدون بیهوشی بگم کارمو انجام بده البته بیهوشی نیست یه حالت نیمه هشیاره
ولی اثرات جانبیش تا دو روز بیچارم میکنه .ساعت 2 سر کلاس ضعف عجیبی کردم و
یک لایت اند فیت خوردم بعد ساعت 3 دو تا خرما
ساعت 4 گلبرگ اومد دنبالم با هم رفتیم نشستیم و اون ناهاری که من براش برده بودم
رو خورد ومن یک کافی کیک گرفتم ولی بیشترش رو ریختم دور حدود 125 کالریشو
خوردم ویک کاپوچینو 140 کالری
الانم دارم ضعف میکنم و نمیدونم چی بخورم بابا سالاد درست کرده و ماست وخیار
هم داریم ولی اصلا دلم نمیخواد از اونا بخورم خودمم نمیدونم چی میخوام نه نه میدونم
دلم میخواد یه چیز شیرین بخورم حالا ببینم چقدر میتونم جلو خودمو بگیرم
امیدوارم فردا خوب باشم و بتونم برم جیم
03/02/2007 20:38
Friday
ممنون از همه دوستای گل که جویای حالم بودند حالم خوبه و یک شنبه دوباره وقت
دندون پزشکی دارم و احتمالا بابت دارویی که استفاده میکنه یکی دوروزی گیج و منگ
خواهم بود .دلیل ننوشتنم تو این مدت این بود که نمیدونم چرا مدام دیس کانکت میشدم وبرای
دسترسی به اینترنت حسابی مشکل داشتم و امروز زنگ زدم شرکتش وحل شد معتادی هم بد
دردیه این چند روز خیلی سخت گذشت از مدرسه کانکت میشدم و به وبلاگ انار سر میزدم و
این جوری از اوضاع باخبر میشدم خوب این هفته کلی بچه خوبی بودم وهر روز از یک شنبه
رفتم جیم به جز دیروز هر روز سه وعده غذا خوردم و به موقع هم خوردم تقریبا خوب خوابیدم
چون اینترنت نداشتم و زود میخوابیدم وفکر کنم ورزش هم کمک میکرد که راحت بخوابم
اما خوب دیروز وامروز نمیدونم چرا همش دلم میخواد شکلات بخورم هوس نیست یه جوری
ضعف میرم و دلم یه چیز شیرین میخواد مثلا من عاشق شکلات دارکم ولب به شکلات شیری
وشیرین نمیزنم اما الان میلم به شکلاتهای شیرین وخرما زیاده البته خودداری میکنم ولی بازم
نسبت به هفته های پیش خیلی زیاد شکلات خوردم ولی جلو خودمو خیلی میگیرم کیک نخورم
خوب برم سراغ خورد وخوراک امروز
صبح ساعت 8 یک کاپوچینو 140 کالری
ساعت 9 چند تا شکلات معادل 220 کالری
ساعت 11 یک گلابی ویک شکلات 70 کالری
ساعت 2 چای و چند شکلات معادل 300 کالری
ساعت 4:30 یک ساندویج 6 اینچی سینه بوقلمون از ساب وی حدود330 کالری
میرم جیم برمیگردم و دوباره مینویسم امیدوارم تا شب دیگه شکلات نخورم
فقط 45 دقیقه راه رفتم حدود 3مایل
و دراز نشست حدود 30 تا
چیپس حدود 300 کالری (خیلی شکمو وبدم
03/02/2007 20:37
Thursday
صبح کاپو چینو
میان وعده :یک مشت بادام زمینی
ناهار :برنج10 قاشق یک تکه سینه مرغ
میان وعده :شکلات 200 کالری
چای دوعدد خرما
فکر کنم فشارم پایین بود اومدم خونه نتونستم برم جیم خوابیدم تا 11 با ضعف بیدار شدم
وبا ولع تمام چای با بیسکویئت خوردم 200 کالری