05/04/2007 11:30
Friday
سلام سلام من با تاخیر زیاد اومدم این مدت خیلی سرم شلوغ بود وچند روزیه که بدفرم سرما
خوردم اینم بگم و برم که هفته پیش یکم شیطونی کردم اونم سه روز پشت سر هم از جمعه شب
که با گلبرگ رفتیم رستوران ایرونی تا اینکه یکشنبه که یه مهمونی ایرونی تو نیوجرسی
خیلی سعی کردم خودداری کنم وکردم ولی حجم چیزهای وسوسه کننده با خودداری من قابل
قیاس نبود در نتیجه یه دفعه نزدیک دو پوند پریدم بالا ولی الان به دادش رسیدم وکم کم
داره میاد سر جاش .تورستوران ایرونی فقط تنها کاری که کردم این بود که برنج کم خوردم
ته دیگ نسبت به همیشه کم خوردم ولی شنبه خونه مهمون داشتم و بدیش هم این بود که تا
شب کم خورده بودم و از 8شروع کردم به پرخوری
نتیجه اخلاقی :بعد از این پرخوری هم میخواهید بکنید سعی کنید تا ساعت 8 تمومش کنید
04/21/2007 21:32
Golbarg
سه شنبه گلبرگ از ایران اومد ولی دیگه دیر بود که ببینمش و4شنبه رفتم دیدنش وایییییی
یه عالمه خوردنیهای خوشمزه برام آورده فکر کنم چیزایی که برای من آورده بیشتر از مال
خودشه منو حسابی شرمنده کرد این پیشی خانوم .خیلی جلوی خودمو تو این هفته گرفتم که با
این خوراکیها خود کشی نکنم نون سنگک بربری و گزوریس وشیرینی والبالو وآلوچه خشک
و چاقاله بادوم
همون شب اول یعنی چهارشنبه دو برش سنگک خوردم و چاقاله ها رو
فرداش دو سه تا از اون شیرینی خونگی ها و جمعه هم دو تا شیرینی و گز و ریس و امروز
صبح یه برش سنگک و بربری خوردم وخیالم راحت شد که نون هامو تموم کردم ولی اصلا
ناراحت نیستم که خوردم چون گلبرگ تک تک اینا رو با زحمت آورده بود و شدیدا بوی وطن
میداد خوب نمیشد از خیرش گذشت
چهار شنبه آخر شب پریودم شروع شد بیچارم کرد خوبه که بعد از دویدنم بود وگرنه اون
روز روز از دست میدام 5شنبه بعد کلاسم چند جا کار داشتم که از هم دور بودند ولی
پیاده رفتم بیش از نیم ساعت شد ولی شاید وسطش وقفه 6-5 دقیقه ای بود وبعد از اینکه
اومدم خونه به حدی حالم بد بود وافت فشار داشتم که چشممو باز نمیتونستم نگه دارم
و نشد برم جیم برای 30 دقیقه پیاده روی
دیروز اوضاع مثل روز قبل بود ولی هوا به حدی عالی بود که نتونستم از خیر سنترال پارگ
رفتن بگذرم و رفتم نیم ساعت ترکیب دویدن(4 دقیقه)وراه رفتن تند (دو دقیقه)و بعداز اون
دوباره نیم ساعت پیاده روی کردم وقتی برگشتم خونه داشتم میمردم و ولو شدم و گویا
سرما خوردگی هم مزید برعلت شد و از دیشب بد جوری تب دارم وگلو درد و از درد
کمر ودلم نمیتونم تکون بخورم خیلی زور داره هوا 70 درجه باشه و نتونی بری بیرون و
بدتر از همه آخرین روز برنامه هفتگیتو از دست بدی
بعد از6هفته درصد چربی بدنم رو گرفتم و از 33 رسیده به 30.6 واین نشون میده تغییر
دایت و برنامه منظم ورزشی داره جواب میده امیدوارم همین طور پیش بره
04/18/2007 12:46
Meeting
دوستای عزیز این هفته به دلیل مشکلی که برای وبلاگ"داستان ورزشکارشدن یک انار "پیش اومده میتینگ توی وبلاگ انار جون تو اکستراپاندس برگزار میشه
http://anar.extrapounds.com/
04/16/2007 14:11
Monday
کم خوابی واسترس دو موردیه که تو این مدت همه زحمت منو واسه سالم خوردن وورزش
کردن به هدر میده البته خیلی خوشحالم که ورزش مخصوصا برنامه دویدن رو دنبال میکنم
چون روحیمو زیر ورو میکنه و از شدت استرسم کم میکنه یه روزایی به زور از خونه
میرفتم بیرون و حال دویدن وورزش رو نداشتم ولی به محض شروع کردن کلی خوشحال
میشدم که تنبلی نکردم واومدم بیرون و بعدش هم کلی روحیه ام تغییر میکرد
از فردا کلاسم شروع میشه ومجبورم ساعت 6:45 بیدار بشم یکی دوروز که بگذره فکر
کنم هر چقدر هم فکر تو کلم باشه و ...خواب شبم بهتر بشه
تصمیم گرفتم تا این بحرانی که توش هستم رو رد کنم واروم تر بشم تمرکزم رو بزارم
رو ادامه برنامه ورزشی و تنظیم خوابم چون اگه رو این دوتا تمرکز کنم ناخوداگاه
از لحاظ عصبی هم آروم تر خواهم بود و میتونم رو موردی که دارم تصمیم میگیرم
بهتر تمرکزکنم
صبحانه :سه تا نان سوخاری (هرکدوم 30 کالری)با یکم پنیر خامه ای کم چرب
یک عدد نارنگی
04/09/2007 15:29
Monday
صبحانه :یک لیوان سوی میلک سیریال(کلا 180 کالری) و یک نارنگی و یک توت فرنگی
ناهار :یک بشقاب سالاد 6تا قارچ کبابی 2تاهات داگ بدون نون که هرکدومش 50 کالری
داره و البته یه کم پنیر کم چرب روی سالادم ریخنم به اندازه دو قاشق
یک مشت بادوم زمینی
رفتم جیم و طبق برنامه نیم ساعت ترکیب راه رفتن ودویدن با میانگین 4.2 معمولا تا اوایل
هفته پیش 3.8مایل برساعت بود
کافی بدون شیر وشکر 3تا بیسکوئیت که شد 200کالری
شام :یک کاسه کوچولو ماست دو تا کراکر که 50 کالری داشت
آخر شب یه لایت اند فیت 60کالری
04/07/2007 03:21
Friday
صبحانه:نصف لیوان سوی میلک 3 نون سوخاری هر کدام 40 کالری پنیر کم چرب
حدود 50 کالری
یک عدد نارنگی و یک مشت بادام زمینی
رفتم جیم و طبق برنامه نیم ساعت ترکیب دویدن و راه رفتن تند
عصرانه : یک کافی بدون شیر وشکر ودوعدد بیسکوئیت 130 کالری
شام:سالاد که روش خیلی کم پنیر بود و یک تکه کوچیک سینه مرغ کبابی
که 80 کالری داره Fudge Bar یک خرما با چای و 5-6 تا توت فرنگی و یک
04/07/2007 03:20
daily
صبحانه:نصف لیوان سوی میلک 3 نون سوخاری هر کدام 40 کالری پنیر کم چرب
حدود 50 کالری
یک عدد نارنگی و یک مشت بادام زمینی
رفتم جیم و طبق برنامه نیم ساعت ترکیب دویدن و راه رفتن تند
عصرانه : یک کافی بدون شیر وشکر ودوعدد بیسکوئیت 130 کالری
شام:سالاد که روش خیلی کم پنیر بود و یک تکه کوچیک سینه مرغ کبابی
یک چای یک خرما 5 تا توت فرنگی
04/05/2007 23:34
daily
خوب نمیدونم بازم چی شده که من دارم در جا میزنم و یکم داره میره رو اعصابم و این نتیجه
منفی داره باید سعی کنم بیخیال وزن بشم وکار خودمو بکنم .عملا به من یکی ثابت شد که
استرس تاثیر منفی داره از هفته گذشته که استرس دارم و یکم اعصابم خورده وزنم نه تنها
پایین نیومده که بالا هم میره در صورتی که خوردنم نرماله و ورزش هم هر روز میکنم
خوب میخوام باز شروع کنم از خوردنم بگم که نکنه این ثابت موندن وزن باعث بشه به
خودم گرسنگی بدم یا برعکس بزنم زیر همه چی .که هر دو تاشم بده
صبح :سویا میلک یک لیوان سیریال 160 کالری
دو تا توت فرنگی و چند حبه انگور
ظهر :دوتا نارنگی و با عرض شرمندگی چیپس که کلی بعدش خودمو فحش دادم چون برای
ناهارم مرغ آماده کرده بودم که کبابی کنم ولی بعد از خوردن چیپس نکردم
یک مشت بادوم زمینی
ساعت 5:30 رفتم جیم و نیم ساعت با سرعت 4مایل برساعت راه رفتم و یکم با وزنه کار
کردم
ساعت 6:40 خونه بودم ودوش گرفتم وبعد یک ساعت یک کافی خوردم بابیسکوئیت
که 130 کالری شد
شام :یک کاسه پر سالاد 6تا قارچ الیوان شراب سفید چند تا بادوم زمینی
امروز بعد مدتها خرت وپرت خوردم خیلی بده همین جا قول میدم تکرار نشه از فردا هم
مینویسم چی خوردم که از این کارای بد نکنم
04/03/2007 01:52
13 bedar
دیروز رفته بودیم برای سیزده بدر و طبق معمول که دور هم جمع میشیم یکم شیطونی کردم و
بعد مدتها2 آبجو خوردم و چیپس وهله هوله و یکم بی ملاحظه غذا خوردم کلا تو این مدت
همش مهمونی بود وبعد مدتها مهمونی های پر جمعیت و همه این ها باعث شد بچه بدی بشم
از همه بدتر اینه که مدت یکمی عصبیم وفکرم بدجوری مشغوله ووقتی این طوریم
یه دفعه به خودم میام و میبینم چه چیزای بیخودی خوردم
ولی دیگه بسه باید برگردم رو برنامه وآشغال خوریو تموم کنم
03/27/2007 01:33
New year
بازهم جریان این دردسر تکراری هر ماه که همه چیز رو بهم میریزه واین بار که با
برنامه ها و مهمونی های عید هم همزمان بود دیگه بدتر
این ویکند شنبه مهمونی عید که هر سال خونه یکی از دوستای خونوادگیه بود و چون این
مهمونی همیشه برای من کاملا کسالت باره همیشه ختم میشه به خوردن و سرگرم شدن
با تنقلات ولی امسال تا اواخر شب بچه خوبی بودم و سعی کردم روابط اجتماعی کسالت آور
داشته باشم تا عذاب وجدان بعد از خوردن تنقلات ولی خوب روز اول پریود بود ومیل به
شیرینی و اون همه شیرینی و من بیچاره .معلومه که یکم شیطونی کردم اما از چیزای مثبت
بگم1- اون روز با توجه به این که وقت کم بود که اماده بشم وبعد هم تا نیوجرسی باید برای
مهمونی میرفتم ولی صبح زودتربیدارشدم ورفتم جیم2-پیش غذا به جای سالاد الویه و کشک
بادمجون و...سوشی خوردم3-سر شام به جای ماهی سرخ کرده وسبزی پلو دو تیکه جوجه
کباب و سالاد و چند قاشق سبزی پلو خوردم4- برای دسر به جای چند نوع کیک و شعله زرد
و ...دو تا توت فرنگی خوردم و یه برش کیک که فقط یه کوچولوشو خوردم
ولی با همه اینها بیش از حد همیشگی خوردم ولی خوب یک بار درساله و نوش جونم
اصلا حس بدی ندارم چون روش کنترل داشتم
یک شنبه هم که رژه بود و همیشه هر سال بعدش میرفتیم رستوران ایرونی ولی امسال نرفتم
ولی با پریسا وبهشاد اومدیم خونه و من مثل خرس خوردم اول که میگو درست کردم و
بعدش نون بربری وپنیر وسبزی و بعد دو سه ساعت پلو و قرمه سبزی و بعد شیرینی
ومیوه .همه اینا رو خیلی کم خوردم ولی از خودم خوشم نیومد بی جنبه شده بودم
امروز ولی دختر خوبی بودم وزیاد نخوردم و برگشتم به برنامه .اما به اندازه ای سرگیجه
دارم وبیحالم که نتونستم برم جیم واز کلاس اومدم خونه و رو تخت ولو شدم