My Profile

  • Name: mahdis
  • City: NYC
  • State: NY
  • Country: US

My Weight Loss

Height:
Start weight: 65.60kg
Current weight: 59.20kg
Goal weight: 57.00kg
Lost to date: 6.40kg
Remaining: 2.20kg

My Calendar

21
November '08
< November >
S M T W T F S
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

My Photos

Before After

11/5/07

خدا روشکر که این اکستراپوند حالش خوب شد حیف بود اگه پستامون میپرید.این هفته به جز دوشنبه اصلاندویدم .شدیدا تموم بدنم درد میکنه ازمفاصل واستخونها گرفته تا عضلات بدنم .حتی کف دستم. جوری که وقتی میشینم دستمو میزارم زیرم و روش میشینم از اون جایی هم که بنده کلا تنبلم در دکتر رفتن ومعمولا عمودی دکتر نمیرم فعلا دکتر نرفتم و فقط مسکن خوردم که زیاد تاثیری نداشته حالا اگه بهتر نشم باید دیگه برم دکتر چون از همه کارهام عقب افتادم نه تنها ورزش نکردم چند روزی هم هست که کلاسهامو هم نرفتم الان تو کامنتهای وبلاگ انار دیدم سوسکی هم حال وروزش شبیه من بوده احتمالش هست مشکل من هم ویروس باشه

این هفته برنامم اینه که تموم سعیم رو بکنم که هر روز ورزش کنم این برنامه 24 هفته ای من خیلی بیشتر از حد طول کشیده ومابینش وقفه افتاده امیدوارم این دوهفته آخربدون وقفه پیش بره.میخوام یک سری برنامه جز دویدن رو قاطی ورزشم کنم ولی حالا باید برنامه کلاسای مختلف جیم رو با کلاس خودم چک کنم ببینم چی میشه تو فکرم به پیشنهاد آزی جون شنا رو شروع کنم ولی فعلا کلاس مناسبی پیدا نکردم

یک مدتی بود خیلی با خودم لج بودم واین همیشه تاثیرمنفی برای من داشته .یکی دو ماهه شلوار جین درست حسابی ندارم یکی دوتا که اول تابستون گرفته بودم وقتی 58 کیلو بودم الان تو تنم بد وامیسته وهمه برجستگی ها میزنه بیرون وشلوار های قبلی هم گشاده وخوب تو تن نمیمونه ومدام باید بشورمشون که ناجور نباشه ده بار خواستم برم یکی بخرم ولی به حدی با خودم بد بودم میگفتم با این ریختت میخوای شلوار هم برای خودت بخری؟ولی روز یک شنبه طی یک اقدام خود دوستانه با خودم مهربون شدم ورفتم یه جین خریدم اونم از اکسپرس که معمولا سایزاش از جاهای دیگه یکم کوچولوتره ومجبوری یه سایز بزرگتر بگیری(واسه من که اینطوریه یه سایز از جاهای دیگه باید بزرگتر بپوشم)رفته بودم یه نگاهی بندازم و اصلا قصد خرید هم نداشتم وتاپ هاشو نگاه میکردم از چیزی خوشم نیومد نمیدونم چی شد که زد به سرم که با خودت لج نکن حتی اگه شده سایز 8 هم بپوشی بخر وبپوش وحساسیت بیخودی رو بریز دور .با خودم دو سایز بردم تو اتاق پرو سایز 6و4 اول از ترسم 6رو پوشیدم دیدم نه شل ووله بعد 4روپوشیدم دیدم خوب چسبیده به تن از خانمی که کمکم میکرد سوال کردم که به نظرت تنگ نیست گفت نه اصلا! تازه حساب باز شدنش هم رو بکن و من هم به حرفش گوش کردم و همون سایز 4 روخریدم .یعنی میشه من دوباره سایز 2 اکسپرس تنم بره؟؟؟؟ 

10/29/07

من همین الان از جیم اومدم رفتم دویدم با وقفه ای حدود 3-2 هفته رسیدم به هفته 23 برنامه 24 هفته ای

روز اول هفته 23(28 دقیقه دویدن 1دقیقه راه رفتن 1دقیقه دویدن

بیست وهشت دقیقه رو دویدم 25دقیقه اول رو با 5مایل برساعت و3دقیقه بعد رو با 4.5

یک دقیقه با3.7 مایل برساعت راه رفتم

یک دقیقه با 5مایل برساعت دویدم

تردمیل قاطی کرد ودقیقه 25:30 خاموش شد واسه همین محاسبات کلی رو ندیدم ودوباره روشن کردم ودویدم

10/28/07

نمیدونم چرا چند روزه دپرس شدم شاید از عوارض یک سال بزرگتر شدن ورسیدن به 29 سالگیه وشاید عوارض برک آپ   خودشوتازه داره نشون میده اصلا تمرکز رو تغذیه وورزشم ندارم و مدام افکارمنفی دارم اگه فردا اومدید دیدید من تا آخر شب ندویدم بیاد وتوروخدا یقمو بگیرید هیچی مثل دویدن روحیه ام رو بالا نمیبره خوب درسته بعداز مسافرت برنامه روزانم نرمال نبوده ووقت برای ورزش نبوده ولی اگه همون مهدیس چند ماه پیش بودم اگه فشرده تر از این همه برنامه داشتم میدویدم ولی الان نمیدونم چرا انقدر شل و بیحال شدم اصلا یه جورایی با خودم لج شدم  نمیدونم شاید هم پی ام اس هم بیتاثیرنباشه وتایک هفته دیگه با خودم مهربونتربشم ولی در هر حال حاضر میتونم بشینم و تاصبح به خودم گیر بدم وایراد بگیرم  خوبه که حالا این جا هست من واسه شما غر بزنم و یکم آروم بشم   

وزنم قاطی کرده روز جمعه 60.2 بودم اصلا هم پرخوری نکردم امروز دوباره شدم 61.2 دیشب62 بودم حالا ببینم تا سه شنبه که وقت وزن کشیه چی میشه این هفته هدفم اینه که رو ورزشم وبرنامه دویدنم بیشتر تمرکز کنم تا دوباره رو دورنرمال قرار بگیره همین باعث میشه از خودم راضی تر باشم وعصبی نباشم وراحت تر روتغذیه وکاهش وزنم کارکنم 

10/25/07

یک هفته شد که نتونستم بیام واز برنامم بنویسم شنبه عروسی یکی ازبهترین دوستام بود وکلی دردسرداشتم برای پیدا کردن وخرید یک دست لباس چون لباسای قبلی گشاد شده بود از یک طرف دیگه هم چون این مدت یکم هیکلم بهم ریخته باید دنبال لباسی میبودم که زیاد سوتی نده شانس رو میبینی این داماد که همین دوست گرامی ما باشه بدون هماهنگی با ما تصمیم میگیره ونمیگه ما باید با این هیکل که بین دو سایز گیر کرده چه جوری لباس گیر بیاریم خلاصه موفق شدم ولباس گیر آوردم و توی جش عروسی هم خیلی خودداری کردم و خوب خوردم من معمولا این جور وقتا یا اصلا نمیخورم که مزش نره زیر دندونم یا زیاده روی میکنم.اما این بار خوردم ولی خوب انتخاب کردم وبه اندازه خوردم حتی درمورد دسر که خودم کلی تعجب کرد.یک شنبه هم تولدم بود ولی باز هم خوب کنترل کردم .این هفته کلا چون مهمون داشتم نمیشد دو نوع غذا درست کنم وچون دوستم رو دایت نیست هرغذایی برای اون میپختم خودم هم میخوردم ولی سعی میکردم کم بخورم این مدت نمیشد ورزش کنم دوستم رو نمیشد تنها بزارم و تموم مدت با هم بودیم .این مدت به یک نقطه ضعف در مورد خودم پی بردم که باید درستش کنم واون هم اینه که تا یه اتفاقی میافته (خوب یا بد مهم نیست)وسرم شلوغ میشه یادم میره ویا گاهی اهمیت نمیدم واولویت رو به کارهای دیگه میدم ویک وعده غذایی حذف میشه حالا چرا؟غذا خوردن وقت زیادی نمیبره ولی من یکم فکر کنم شورشو درآوردم و زیادی حساسیت دارم که بیرون غذا نخورم در صورتی که هزار تا انتخاب سالم وجود داره ولی من فکر میکنم دچار افکاروسواسی  تو بعضی موارد میشم اینو این دوستم که این هفته با من بود دیروز گفت میگفت نگرانه مریض بشم میگفت مهدیس من حس میکردم هر بار بیرون با هم غذا خوردیم تو هر قاشق رو با عذاب میخوردی انگار داری به شکل وزنی که قراره بهت اضافه بشه بهش نگاه میکنی دیدم راست میگه من هیچ لذتی شب تولدم از غذایی که خوردم نبردم وهمش تو ذهنم بررسی میکردم

 باید روخودم کارکنم گاهی اطرافیان بهتر نقاط منفی رو میبیننداز فردا دوباره مینویسم چی میخورم که کنترل دستم باشه وباید یاد بگیرم بیرون هم بدون این حساسیت غذابخورم و به جای رد دعوت هرکسی که میگه بیرون غذا بخوریم برم رستوران ولی یه غذای سالم سفارش بدم   

10/19/07

یک لیوان شیربدون چربی 80 کالری

دو تا خرما 40 کالری

یک پرتقال 150 کالری

یک لیوان بزرگ قهوه بدون شیرو شکر15کالری

بیسکوئیت 140 کالری

یک لیوان کاپوچینو باشیر بدون چربی 140 کالری

یک پیاله سالاد(کرفس تون ماهی بدون روغن جعفری سس مایونز بدون چربی)250 کالری

بادام زمینی 100کالری

10/18/07

یک لیوان شیر بدون چربی 80 کالری

دو تا خرما به روایت دوستان 40 کالری

یک لیوان بزرگ کاپوچینو با شیر بدون چربی 140 کالری

پنج قاشق غذاخوری برنج قهوه ای ؟کالری

یک برش ماهی تیلاپیا 90 کالری

یک کاسه بزرگ سالاد خیار وگوجه با آب لیمو تازه 90 کالری

اپل مارتینی 150 کالری

یک لیوان چای 0کالری

دوتا خرما 40 کالری

پینوشت

خوب من نیم کیلویی که تو سفرزیاد شده بود رو برگردوندم سرجاش ودوباره شدم 60.8 البته باز هم 2کیلو مونده  تا وزنی که تو این یکی دوماه اضافه شده رو برگردونم وستارمو پس بگیرم

mahdise bihal

دیشب از ساعت 7 لباسای ورزشمو پوشیدم ولی نمیدونم چرا اصلا جون نداشتم برم هر چی به خودم گفتم پاشو لوس نشو دیدم نخیر جدی جدی یه چیزیم شده و حال ندارم .بی خیال شدم ونرفتم بدتر از همه اینه که وقتی یه روز ورزش نکنم یا وقفه طولانی تری بیافته یه جورایی باخودم لج میشم وعصبیم میکنه.امشب بازهم مثل دیشب بودم ولی گفتم هر جوریه باید برم که نرفتنم بیشتر عصبی ترم میکنه.ولی نمیدونم چرا این طوری شده بودم نزدیک بود وسط دویدن از حال برم هنوز 6دقیقه نشده بود که خیس عرق سرد شدم وسرم گیج میرفت شروع کردم به راه رفتن  وبهتر شدم ودوباره دویدم ولی واقعا به زور دویدم وبه سختی نمیدونم چمه؟خلاصه نیم ساعت رودویدم .تردمیل ها هم بازی درمیاورد سه تا تردمیل عوض کردم هی وسط دویدن خاموش میشد اولین باری بود که اصلا از دویدن لذت نبردم و به زور دویدم

نیم ساعت ترکیب دویدن وراه رفتن نمیدونم چقدر دویدم وچقدر راه رفتم چون توجه نکردم 

کل مسافت 2.30 مایل سرعت دویدن بین 4.8و4.5و 5 بود و انرژی 260 کالری 

 

یک لیوان شیر بدون چربی 80 کالری

دو تا خرما 80کالری

یک پرتقال 100 کالری

یک لیوان بزرگ کاپوچینو با شیر بدون چربی 140 کالری

سه قاشق برنج قهوه ای ؟کالری دوبرش ماهی تیلاپیا 150 کالری

یک کاسه بزرگ سالاد خیار و گوجه فرنگی با آب لیمو تازه ونمک وفلفل 90کالری 

Back to home

من دیروز از مسافرت برگشتم و از ترس تا یکی دوساعت روی ترازو نرفتم چون با همه تلاشی که کردم نشد بیشتر از دوروز بدوم وبقیه روزها هم زیاد فعالیتی نداشتم مسافرتهای دیگه حتی اگه وقت ورزش نبود واسه دیدن شهر و...کلی پیاده روی میکردم ولی اونجا هرجا میخواستیم بریم با ماشین میرفتیم وراه رفتن خیلی محدود بود چون دختر داییها هم اهل راه رفتن نبودند این از داستان فعالیت من دراین سفر حالا برم سر بحث خوشمزه ولی پردردسر غذا .همتون حتما این تجربه رودارید که مهمونی یا مسافرت برای دیدن فامیل بخش عمدش به خوردن میرسه من دوروز اول خیلی خانم بودم وکم خوردم ولی بعدش زن دایی عزیز هر روز چند مدل غذا درست میکرد صبح من هنوز بیدار نشده بودم میز صبحانه آماده بود پر از چیزای هوس انگیز درصورتی که صبحانه معمول من یک کافی یا خیلی خودمو تحویل بگیرم روزای ویکند نون وپنیره حالا ازما گفتن از زن دایی گوش ندادن هر روز یه غذای گرم برای صبحانه آماده میکرد من هم واقعا جز چیزایی که گفتم چیزی برای صبحانه دوست ندارم ولی خوب با نونهای خوشمزه ای که هر روز رو میز بود وآدمو یاد ایران میانداخت همون نون وپنیر هم بیش از معمول میشد مخصوصا اینکه اونها هیچ محصولی رو بدون چربی یا کم چرب نمیخریدند.صبحانه رو میخوردم میگفتم خوب نهار نمیخورم ولی وقت ناهارکه میشد میدیدم سه نوع غذا رومیزه وتا اعتراض میکردم میگفتند فقط 10 روز وقت داریم خوب میخوام همه غذا هایی که میدونم خودت سخته درست کنی ودوست هم داری بپزم.من هم اگه نمیخوردم که بی ادبی بود درضمن هنوز اونقدرخانم نشدم که بتونم جلوم باشه و بهش دست نزنم از هرکدوم یه کوچولو هم که میخوردم باز هم بیش از غذای نرمال من بود شام هم همین طور .فقط تنها کاری که کردم اصلا طرف شیرینی وگز وسوهان و...نرفتم حتی یک بار.به قول انارخونه اینها هم مثل میدون مین بود.با همه این اوصاف با ترس ولرز رفتم روترازو ولی کمتر از نیم کیلو چاق شدم که درقیاس با چیزهایی که خوردم وعدم تحرک واقعا قابل چشم پوشیه.حالا خودم علتش روچند دلیل میدونم وگرنه بارها شده که نصف این خوردم تو شرایط عادی وبه سرعت یکی دو کیلو چاق شدم 

اولا :شبا از ساعت 7 شب به بعد دیگه هیچی نمیخوردیم که برعکس برنامه معمول منه من تازه 7به بعد همیشه خونه میام وحتما تا اخر شب کلی چیز میخورم .درضمن این مدت هله هوله نخوردم میان وعده میوه میخوردم اون هم گهگداری(یکی از دوستای من بدون تغییر خاصی تو مقدار ونوع غذاش فقط بعد از 8شب جز آب چیزی نمیخورد وکلی لاغرشده بود باورم نمیشد ولی خودم تاثیرش رو این مدت دیدم

دوما:شب نهایتا ساعت 12 خواب بودم اون هم فقط یکی دوشب به 12 رسید وگرنه ساعت 11خواب بودم چون بچه ها فردا مدرسه داشتند و9 میخوابیدند من هم با خانم داییم یکی دوساعت صحبت میکردیم وبعدش میخوابیدیم وصبح ها 8 بیدار بودم جز ویکند ها که دیر خوابیده بودم که 9 بیدار شدم.خوب این هم  خلاف عادت همیشگی من بود من تو خونه خیلی زود بخوابم ساعت 2 بعد ازنیمه شبه واین ماه های اخیر عملا تا خود صبح بیداربودم واگر فرداش کلاس داشتم خوابم به 2-1 ساعت خلاصه میشد واگرکلاس نداشتم تا ظهر میخوابیدم

سوما:برعکس این ماههای اخیر تو این 10 روز دور ازهر استرسی بودم واز هر لحظه لذت میبردم

dokhmale khoof

salam salam sorat inja kheyli payeene va vaght kam ke biam benvisam alan oomadam begam ke ta inja dokhmale khoobi boodam va kheyli havasam boode ke porkhori nakonam az hame chi khordam vali dar hade inke bechesham  va ghaza ham dar hade sir shodan na dar hade shekam cheroonii va porkhori.

dirooz ham nim sat doeedam omidvaram har rooz betoonam vaght joor konam vase doo ya piade ravi .ja hame doostaye golam ham khali kheyli khosh migzare ba in 2 ta voroojak  dobare yade doorane nojavoonio halohavaye oon doran kardam .

Sadaf & Tarlan

فردا برای یک هفته میرم کالیفرنیا خیلی هیجان دارم بعد از سه سال دو تا  دختر دایی گلم رو میبینم وقتی من ازایران اومدم بیرون دو تابچه بودند ولی الان که عکساشونو نگاه میکنم باورم نمیشه این دوتا خانم خوشگل ودلبر همون دوتا هستند هنوز هم ناخودآگاه همون تصویر ذهنی رو ازشون دارم مخصوصا ترلان یه دختر ناز وکوچولو که مثل پیشی  تو بغل باباش خودشو جا میکنه و لوس میشه حالا دیگه خانومی شده نه اون دیگه یه پیشی کوچولوه نه دیگه باباش هست که خودشو براش لوس کنه .ایران نبودم که رفت و رفتنش رو ندیدم وباور نکردم دیدن جای خالیش فردا توفرودگاه تو خونه خیلی خالیه یک ساله ونیمه که اومدند درست چند ماه بعد فوت داییم روز اول که شنیدم اومدند خیلی خوشحال شدم ولی مدام این سفر رو عقب انداختم سخت بود نمیدونستم چه جوری میشه این دو گل رو بدون باباشون دید و اشک نریخت و بغلشون کرد نمیخوام همه چی براشون تداعی بشه میدونم فردا همه چی خوب پیش میره خودش کمکم میکنه که قوی باشم تا گل های نازش دلشون نگیره 

پیوست

امیدوارم این 10-9که از گروه دورم و هر روز قراره غذای ایرونی خوشمزه با دست پخت عالی جلو چشم باشه بیجنبه بازی در نیارم و حداقل وزن زیاد نکنم کم کردن پیشکشم 

جیرجیرک جونم چشم یادت که میکنم هیچ یه دفعه هم به جای تو ویاد ت فالوده میخورم

 کفش ولباس دو رو گذاشتم تو چمدون همه تلاشم رو میکنم که وقت بسازم برای دویدن تا ببینیم چی میشه .خدا حافظ تا دوشنبه دو هفته بعد