پذیرش مشکل
سلام سلام دوست جونای خوبم وممنون از ساپورتتون. از اون روز که اومدم اینجا اقرار کردم که دوباره وزنم رفته بالا وورزش نمیکنم یه نفس عمیق کشیدم وبه خودم گفتم با غصه خوردن که وای وزنم رفت بالاو دویدن برام سخت شده و...تنها چیزی که نصیبم شد این بود که 3کیلو دیگه هم چاق بشم پس بهتره به جای غرزدن مشکل رو پذیرفت ویه فکری به حالش کرد برنامه دویدن هشت هفته ای رو شروع کردم و الان اولین روز هفته سوم هستم یعنی 5دقیقه دویدن یک دقیقه راه رفتن البته به نسبت سال گذشته سرعت دویدنم کمتره ولی خوب مهم اینه که دوباره شروع کردم واین برنامه دوباره شده یه قسمت از برنامه روزانه و نمیذارم مثل این چند ماه گذشته هر بهونه ای مانع دنبال کردن این برنامه بشه
مثلا من هرروز 4ساعت کلاس دارم وهرچیزی که پیش بیاد خودمو ملزم میدونم که باید برم .مهمون داشته باشم یا بارون بیاد یا یه سرما خوردگی ساده...هیچ کدوم دلیل موجهی برای نرفتن کلاسم نمیشه پس میتونم دویدن هم همین طوری نگاه کنم نیم تا یک ساعت به هیج برنامه ای لطمه نمیزنه و وقتی این مساله دویدن به این شکل تو برنامه روزانه ام قراربگیره بقیه هم کاملا درکش میکنند مثلا من چند روزیه مهمون دارم خوب این 4ساعتی که کلاس دارم کاملا طبیعی به نظر خودم ومهمونم میاد که من تنهاش بزارم وبرم کلاس ولی اولش حس میکردم نکنه بد باشه من بگم که نیم ساعت باید برم بیرون یا باشگاه بدوم ولی دیدم اگه این کاروبکنم دوباره همین اول راه وقفه میافته وشروعش سخت میشه به مهمونم پیشنهاد دادم که بامن اگه دوست داره بیاد واگرنه نیم ساعتی تنهاش بزارم دقیقا مثل همون وقتی که میرم کلاس .اون هم با اینکه نیومد واسه دویدن ولی کلی تحسین وتشویقم کرد و...ه
اینا رو نوشتم که بگم معمولا موانع رو خودمون اندازشو بزرگ میکنیم وگهگداری ساخته ذهن خودمونند میدونید من چند بار به همین دلیل مهمون داری برنامه ورزشمو کنسل کرده بودم وبه نظرم کاملا موجه بود!ا
خوب از این هفته خیلی راضیم تغذیه رو کنترل کردم وورزش هم حسابی رو برنامه پیش رفته البته وزنم کم نشده ونیم کیلو هم زیاد شده نمیدونم چرا؟ولی خیلی خوشحالم که با کمک و دلگرمی شما به جای غصه خوردن وغرزدن شروع کردم به کارایی که کنترل اوضاع دوباره دستم بیاد حالا از هفته آینده چیزایی که میخورم رو یادداشت میکنم که راحت تر بشه گفت چرا وزنم بازی درمیاره


