شروع دوباره
مدتیه که ورزش نکردم واین وقفه داره طولانی میشه وواضحه که هر چی طولانی تر شروعش سخت تر تکلیف هم برای خودم روشنه که دوست دارم ورزش کنم وتاثیر واضح ومتبتش رو هم روی بدن وهم روحیه ونظم وزندگی روزمره دیدم پس این کاری که باید دیر یا زود شروع کنم هر چی عقبش بندازم یه بار ذهنی به بارهای ذهنی دیگه که ماشالله کم هم نیست اضافه میکنم وهم شروعش سخت تر خواهد شد .بنا به همین دلیل از فردا میخوام شروع کنم و آزی جون هم قول داده لطف کنه و هوامو داشته باشه و چکم کنه .به آزی جون هم گفتم این هفته زیاد مهم نیست که چقدر بدوم وبا چه سرعتی یا چقدربا دستگاه کار کنم این مهمه که من باید هر روز به این هدف لباس عوض کنم برم باشگاه و ورزش کنم وبرگردم حتی اگر کیفیت وکمیتش پایین تر از قبل باشه .هدف اینه که این نظم ذهنی شکل بگیره که اولویتی به نام برنامه ورزشی روزانه وجود داره که باید به اون بها داد وتوجه کرد اگه این شکل گرفت به مرور کیفیت و کمیتش هم درست خواهدشد.کلی برنامه عقب افتاده دارم که از قضا اولویت های اول زندگیمو در برداره ومتاسفانه خیلی بزرگش کردم ودرنتیجه شروع کردنش برام سخت شده ولی تا همین جاش هم کلی وقت هدر رفته واز زندگی عقبم این میتونه یه تمرین خوب برای شروع هم زمان اونها هم باشه


