هفته اول سال 2008
با تاخیری یک هفته ای سال نو میلادی تک تک دوستان مبارک !تعطیلات جایی نرفتم هفته اول که روی تخت وزیر پتو مشغول فین فین ولرزیدن بودم ولی هفته دوم خیلی خوب بود و مهمونی وگهگداری با دوستان توی یک کافه قراری گذاشتن وگپ زدن برنامه این تعطیلات بود. از همه بهتراین که وزنم نه تنها با توجه به مهمونی ها وبیکاری که معمولا عامل بهم ریختن برنامه واضافه وزنه زیاد نشد بلکه حرکت پاندولی وزنم روبه سرازیری شده ! نکته منفی اینه که اصلا ورزش نکردم دلیل نمیارم چون میشه بهونه. تغییر خوب دیگه اینه که صورتم خیلی بهتر شده من فکر کنم نصف وزنم از صورتم کم شده بود وعکسای تولدم رو که دیدم اشکم دراومد ولی چند تا از دوستایی که یک ماهی میشد منو ندیده بودند گفتند صورتم یکم بهتر شده با اینکه وزن هم کم کردم خودم فکر میکنم دلیلش آرامش بیشتره وبهتر غذا خوردن حالاباید خوابمو درست کنم و ورزشو جدی تر شروع کنم مثل چند ماه پیش
روز چهارشنبه باران عزیز رو دوباره دیدم من خیلی خوش شانسم که با دوست خوبی مثل باران جون توی یک شهرزندگی میکنم و میشه گهگداری بریم توی یه کافه دنج ساعتها بنشینیم و گپ بزنیم
دوشنبه یه سفر کوتاه میرم تموم سعیم رو میکنم که مراقب باشم زیاده روی نکنم چون وزنم تازه داره تکون میخوره بعد از اون ایست صبورانه اش واگریکم وا بدم دوباره روز از نو روزی ازنو

