Mahdis

I believe that I can run again:)

My Profile

  • Name: mahdis
  • City: New York
  • Region: New York
  • Country: United States

My Weight Loss

Height: 168.0cm
Start weight: 65.60kg
Current weight: 59.20kg
Goal weight: 57.00kg
Lost to date: 6.40kg
Remaining: 2.20kg

My Calendar

26
May '12
< May >
S M T W T F S
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

My Photos

Before After

مینویسم که یادم بمونه

امروز روز اول هفته آخر برنامه 24هفته اي دويدنم بودیعنی 30دقیقه دویدن تو اين کتاب برنامه هرهفته تو يک صفحه بود وبالاي هر کدوم يک جمله نوشته شده بود که اکثرا جالب بود وبا شرايطي که آدم تو اون هفته وپروسه برنامه داشت ميخوند دو جمله آخر که براي دوهفته آخر بود رو اينجا مينويسم

"Nothing is particularly hard if you divide it into small steps."

        -Henry Ford

"Do what you can,with what you have,where you are.'

  -Theodore Roosevelt

اين برنامه دويدن جز اينکه منو تبديل کرد از آدمي که هميشه دنبال معافي ازورزش تو مدرسه بود به کسي که الان از دويدن لذت ميبره خيلي چيزاي ديگه هم داشت من زماني که شروع کردم اين برنامه رو دويدن 10 دقيقه بدون واستادن مثل يه رويا بود تو اين مدتي که اومدم اينجا سيستم زندگيم خيلي برخلاف ميلم بوده از  کاري که مورد علاقه ام بود دورشدم به دلايلي نتونستم برم  دنبال گرفتن دکترا و مشکلاتي  تو رابطه عاطفي (که خيلي باارزش بود )   با اين مهاجرت پيش اومد خلاصه انگار همه چي رو سر جاش ساکن نگه داشته بودن جز زمان واين مسئله درصد رضايت دروني من به صفر ميرسوند وتمام روز چه زماني که سر کار ميرفتم و يا سرکلاس, مشغول کاري بودم که هيچ لذتي ازش نميبردم وهمه اينها تو دراز مدت باعث ميشه حس کني از آدم فعالي که بودي تبديل شدي به يه موجود .... پيشرفت قدم به قدم تو اين برنامه وحس کردن تغييراتي که ميکردم خيلي به روحيه ام کمک کرد قبلا هم گفتم من در آستانه افسردگي بودم وکندن از خونه برام يه پروژه محسوب ميشد ولي وقتي ميرفتم وميدويدم مثل اينکه انرژي به من تزريق شده بود حداقل يه کاري بود که با علاقه داشتم انجامش ميدادم و درضمن توي يه کاري داشتم به جلو حرکت ميکردم به جاي درجازدن

علاوه بر همه اينها من از اين پروسه کلي درس گرفتم از تک تک بالا پاييناش همين جمله که اين بالاست شايد 10 بارخونده بودمش ولي الان کاملا حسش ميکنم اين روياي دويدن وباحسرت نگاه کردن به آدمايي که توسنترال پارک ميدويدند ويا شرکت تو مسابقه 5کيلومتر که به نظرم مثل شکستن شاخ غول بود(انار ميدونه اينو .اناريادته  تو ايميلي که برات داده بودم تو جواب سوالت که قصد شرکت تو مسابقه رو دارم يانه ؟گفته بودم آره آرزومه ولي حالا بايد صبرکنم که 24هفته تموم بشه و...الان که نميشه و توتشويقم کردي وگفتي تا آخر اين ماه بايد يه مسابقه شرکت کني)حالا عملي شده ميتونم بدوم وزود به نفس نفس نيافتم توي دوتا مسابقه شرکت کردم آره خيلي زمان برد ولي ازتصور من خارج بود که عملي بشه دويدن ومهديس با هم تو ذهن من خيلي دور بودند.همين شدن ها همين رسيدن به هدف هاي هفته اي به من کمک کرد يکي از بزرگترين تصميم هاي زندگيمو بگيرم با اطمينان کامل اين تيکه اش مهمه با اطمينان کامل.دوستاي نزديکم ميدونند که من شب قبل از مسابقه دومي که دادم چه تصميمي گرفتم وچه رابطه اي روتموم کردم و باورشون نميشد  وقتي بهشون گفتم فردا مسابقه رو ميدم بعدها به من گفتند فکر ميکرديم تا چند وقت همه چي روتعطيل کني بخواي تنها باشي خودت وخودت .باور کنيد تموم شدن يه رابطه بالاي 10سال چيز کمي نيست. بين مسابقه اول ودوم يک هفته فاصله بود تو مسابقه اول وقتي مايل آخر تو اون گرما حس کردم بايد ديگه راه برم ونميکشم به خودم ميگفتم بايد قوي باشي يه جوري انگار شرط اين بود اگه بتوني ازپس اين بربيا از پس اين تصميمت هم برمياي مايل آخر رو مثل خل ها با خودم حرف ميزدم واشکم دراومده بود به خط پايان که رسيدم بابا هنوز نرسيده بود و مشغول پارک ماشين بود وقتي رسيدم حس کردم همه چي تموم شد تکليفم با خودم روشن بود نميدونستم ميرم يا ميمونم؟ ولي ميدونستم من تنهايي ميتونم ازپسش بربيام ته خط هم مثل همين جا کسي منتظرم نيست چه برم چه بمونم يک هفته اي که بين اين دو مسابقه بود من مثل يه ماهي بيرون از آب بودم سبک سنگين کردن نهايي که تو هرکفه دو چيز مساوي بود از حس گرفته تا منطق .يک شب قبل از مسابقه تصميم گرفتم به همه گفتم وبدون اينکه شب رو خوابيده باشم رفتم براي مسابقه.اين بار مسيرمسابقه متفاوت بود وهم آدمي که توش ميدويد دوتا تپه ناجور داشت وشيب تندي داشت منم که معمولا روي تردميل ميدوم برام خيلي سخت بود وبارها وسط راه گفتم نميتونم صداي هن وهن نفسام ديوونم کرده .بود انگار نهيب ميزد نميتوني نميتوني همين جور ازپشتم ميومدند وازمن ميزدند جلو وکسي روپشت سرم نميديدم توي اون فضاي جنگلي ياد تک تک روزاي اي دوسال افتادم ياد تک تک لحظه هايي که بريده بودم ولي باز هم بلند شده بودم ياد ديروز افتادم که چه کاري کردم وبرعکس مسابقه قبل به خودم گفتم وقتي تونستي ازپس اين تصمميم توزندگيت بربياي اين روهم ميتوني تمومش کني مهم نيست که چقدرطول ميکشه ولي بايد تمومش کني ميتوني تمومش کني خيلي سخت بود با بيخوابي يک هفته و...انرژي کم ومسيري که انتظارشو نداشتم ولي تمومش کردم.

 يه خانومي پشت من بود نيم مايل آخر همسرش اومد وکنارش دور مسير ميدويد وتشويقش ميکرد و...يه لحظه من واستادم نزديکاي خط پايان بود ديدم يکي داره ميزنه روشونم وميگه نه وانستا الان نه الان وقتش نيست تو ميتوني بدو بيا بايد باهم بدويدم تا خط پايان حالا عکس اين خانم رو ميزارم خيلي اين تشويقش کمکم کرد وخيلي جالب بود خودش به زور ميدويد وخسته بود ولي انرژي که از همراهش گرفته بود رو سريع بامن شريک شد و باورکنيد تا آخرمسابقه با اون نفس نفسي که ميزد با من حرف زد وبه عبارتي منو کشوند تا خط پايان اين يه جورايي بزرگي آدمو نشون ميده هيچ وقت فراموش نميکنم

خيلي پرحرفي کردم وپراکنده گويي ولي امروز براي من خيلي روزقشنگي بود ديشب يک ساعت توسرما راه رفتم واين مسيري که اومدم رودوره کردم ديدم جزدويدن خيلي چيز ياد گرفتم خيلي واين چيزا چقدر کمکم کرده امروز که 30 دقيقه رو يه نفس دويدم اومدم کتابو نگاه کردم که تو جدول بعد از30 دقيقه دويدن نوشته تبريک !خيلي بهم مزه کرد اين بیست و چهارهفته تموم شد درست زماني که مهديس داره نوع زندگيش رو عوض ميکنه اول راهه با يه عالمه هدف که براش يکم دور از ذهنه ولي اين برنامه بهش ياد داده وثابت کرده چيزاي دور ازذهن هم يه روزي نزديک ميشه وقابل دسترس اگه فقط مسيرت روپيدا کني وحرکت کني شايد طول بکشه شايد شاید سخت باشه شاید بین مسیر وقفه ای پیش بیاد ولی به هدف میرسی پس نشین وغصه روزای گذشته رونخور واز روزای آینده نترس حالا که مسیر وهدفت روشن شده حرکت کن . آروم آروم وکم کم مثل دویدنهای کوتاه 30ثانیه ای اول برنامه شاید قدمهای کوچکی باشه وفکر کنی با این قدمها حالا حالا تا هدفت را ه داری ولی همین ها آماده ات میکنه برای قدمهای سریعتر وبلندتر

Comments to this post:

what a post

Mahdis e azizam,

I'm in my office. I finished reading your post, stood up and bowed to the monitor in your honor. Thanks for sharing these thoughts with us. It was one of the most heart felt pieces i had read in a long time.

Mahdis jan, your blog title is 'changing my life style'. That's not the number you'd see on the bathroom scale, that's the very same essence you wrote about up here. Life is not always easy and straightforward, we need to make hard choices and sacrifices, it takes a strong personality to endure the hardships, and a faithful soul to see the promising end beyond the high barriers in the way. And you my friend can do this now. I'm proud of you and indeed honored to be in your friends' list.

Thanks for sharing

Mahdis jaan,

It is a great honor to feel that I have been a part of this journey. It's a great joy to watch someone transforming themselves and you are doing us a favor by sharing it.

.

مهدیس٬ عزیزم٬ تو که اشک ما رو درآوردی خانومی. تبریک می گم عزیزم٬ به خاطر این همت و اراده و مهمتر از اون دل زلالت
الگو هستی خانومی٬ الگو.ا

green tea

mahdis jan, you once asked me about the green tea brand...
our office has brought these new teabags that are actually good. The brand is "Bigelow".

salam

من چندبار اين پستت رو خوندم اينقدر توش احساساتتو قشنگ بيان كرده بودي كه نمي دونستم چي وچه جوري برات بنويسم كه چقدر خوشحالم برات.واقعا احساس كردم با همه وجودم كه خيلي زحمت كشيدي خيلي سختي كشيدي خيلي از خودت اراد نشون دادي تا بتوني مسير زندگيت رو اونجوري كه دوست داري    انتخاب كني.منم از داشتن دوستي مثل تو خيلي خوشحالم.راستش از يه قسمت هاي دلم خيلي گرفت .من وبلاگتو مي خوندم وخيلي دلم مي خواست ازت سوال كنم اينجا ولي راستش اين جسارت رو در خودم نديدم.حتما بهترين تصميم رو گرفتي هر چند كه خيلي سخته خيلي...اميدوارم منم اگر با توجه به شرايطم مجبور شدم همچين تصميمي بگيرم بتونم مثل تو قوي وبا اعتماد به نفس واطمينان كامل اين كارو انجام بدم.

دوست دارم دوسته ورزشكاره دوندم

راستي

چندروز پيشا داشتم عكس هاتو ميديدم.اولا كه تغييرات فرم پاهام واقعا باور نكردنيه.خيلي.......بعدشم كلا هيكل كشيده ورو فرمي داري.خوش تيپي وريز نقش.حالا خدا عالمه كه بدونه لباس چيه وچه جورريه كه ميخ واي چهار كيلو ديگه هم كم كني.

.

مهدیس جان, هیچ جوری نمیتونم حسمو از خوندن این نوشته ات بیان کنم ولی اینو بدون که خیلی تاثیرگذار بود خیلی. واقعاً به اینهمه توانایی تو احترام میذارم و تبریک میگم و افتخار میکنم بهت

سلام

سلام مهديس جونم . خوش به حالت . كلي بهت حسوديم شد . با شانه به سر هم موافقم .

.

مهدیس جون٬ من هی میام اینجا رو می خوندم و هی بیشتر بهت غبطه می خورم. ظاهرا باید به این توافق برسیم که هرکدوم از انارستانی ها توی یه زمینه الگو هستن و همین ویژگی ها هستش که ما رو دور هم نگه داشته. تو الگوی اراده هستی.ا
امیدوارم که بدن ات هم باهات بیشتر راه بیاد و با این همه تلاشی که داری٬ بتونی یواش یواش به وزن هدفت هم برسی.ا
شاد و پر انرژی بمونی.ا

Hayeeeeeeeeeeeeeeeee

مهدیس جانم. نه همن جیر یر جونم. نمی دونی چه کردی با این پستت با من. شانس آوردم جلسه لغو شده وگرنه با یک چشم اشکی باید می رفتم.

خیلی سخته. خیلی سخته حتی وقتی می گذره هم از سختی اش چیزی کم نمی شه ولی قبل آن آدم باورش نمی شه چه تحملی داره. بعد می بینه نه به قول انار اون قدرا هم سخت نبود. تموم شد.

 

تموم شد. تموم شد.

 

حالا من هستم و تصمیمهای خورد خورد جدید.

دیشب داشتم به پروپوزال این پایان نامه وامانده فکر می کردم که این جمله فورد را نوشتی.

از همینجایی که هستم شروع می کنم  نه گذشته نه آینده.

بوس محکم.

hey:)

didn't i leave a comment here??? hmm... anyway,
i'm back!
you have yourself a very good thanksgiving and if you got together with anar, send me the pics!
boooooos,
Jeer

i am proud of you

مهدیس جونم
اینقدر این نوشته ات پر از احساس بود که اشک به چشمام آورد. واقعا بهت افتخار میکنم خانومی. امیدوارم همیشه اینقدر مقاوم و استوار باشی دوست گلم. معدود آدمهایی رو میشناسم که اینقدر مثل تو روحشون زلال باشه. امیدوارم زود زود از نزدیک ببینمت

Raz!

مهدیس جونم
گوش ات رو بیار جلو تا یواشکی بهت بگم!. من الان به وزن هدف رسیدم و منتظرم که انار فرصت کنه و ستاره ها رو بده و اینجوری رسیدن به وزن هدفم رو تایید و کنه و من بتونم فارغ الرژیمی ام رو جشن بگیرم!. اگه خودم اعلام کنم و انار نتونه ستاره ها رو این هفته بده٬ بعدش باز تا هفته ی دیگه شاید وزنم بیاد  بالا!!! و شامل حال ستاره نشم. ولی با گرفتن ستاره مطمئن هستم دیگه شده خودم رو بکشم٬ می کشم ولی ستاره رو پس نمی دم!!!. این فعلا یه رازه!! که توی دلم قنج! می زنه!!ا
مراقب خودت باش و سلام ما رو هم به انار برسون و بهش بگو سلام مون خالصانه و با کمترین درصدچربی هستش!!ا




Login to add your own comment.

Tracker