Golbarg
سه شنبه گلبرگ از ایران اومد ولی دیگه دیر بود که ببینمش و4شنبه رفتم دیدنش وایییییی
یه عالمه خوردنیهای خوشمزه برام آورده فکر کنم چیزایی که برای من آورده بیشتر از مال
خودشه منو حسابی شرمنده کرد این پیشی خانوم .خیلی جلوی خودمو تو این هفته گرفتم که با
این خوراکیها خود کشی نکنم نون سنگک بربری و گزوریس وشیرینی والبالو وآلوچه خشک
و چاقاله بادوم
همون شب اول یعنی چهارشنبه دو برش سنگک خوردم و چاقاله ها رو
فرداش دو سه تا از اون شیرینی خونگی ها و جمعه هم دو تا شیرینی و گز و ریس و امروز
صبح یه برش سنگک و بربری خوردم وخیالم راحت شد که نون هامو تموم کردم ولی اصلا
ناراحت نیستم که خوردم چون گلبرگ تک تک اینا رو با زحمت آورده بود و شدیدا بوی وطن
میداد خوب نمیشد از خیرش گذشت
چهار شنبه آخر شب پریودم شروع شد بیچارم کرد خوبه که بعد از دویدنم بود وگرنه اون
روز روز از دست میدام 5شنبه بعد کلاسم چند جا کار داشتم که از هم دور بودند ولی
پیاده رفتم بیش از نیم ساعت شد ولی شاید وسطش وقفه 6-5 دقیقه ای بود وبعد از اینکه
اومدم خونه به حدی حالم بد بود وافت فشار داشتم که چشممو باز نمیتونستم نگه دارم
و نشد برم جیم برای 30 دقیقه پیاده روی
دیروز اوضاع مثل روز قبل بود ولی هوا به حدی عالی بود که نتونستم از خیر سنترال پارگ
رفتن بگذرم و رفتم نیم ساعت ترکیب دویدن(4 دقیقه)وراه رفتن تند (دو دقیقه)و بعداز اون
دوباره نیم ساعت پیاده روی کردم وقتی برگشتم خونه داشتم میمردم و ولو شدم و گویا
سرما خوردگی هم مزید برعلت شد و از دیشب بد جوری تب دارم وگلو درد و از درد
کمر ودلم نمیتونم تکون بخورم خیلی زور داره هوا 70 درجه باشه و نتونی بری بیرون و
بدتر از همه آخرین روز برنامه هفتگیتو از دست بدی
بعد از6هفته درصد چربی بدنم رو گرفتم و از 33 رسیده به 30.6 واین نشون میده تغییر
دایت و برنامه منظم ورزشی داره جواب میده امیدوارم همین طور پیش بره

