03/06/2007 02:16
35
سه شنبه
سلام
من یک کیلو کم کردم.اما نمی دونم چرا هیچ ذوقی ندارم ! یه مقدارش مال هفته ی قبل بود
صبحانه یک کف دست نان سنگک کمترازیک سوم قوطی کبریت پنیر و یک گردو یک خرما با یک استکان چای
میان وعده یک لیمو یک نارنگی
ناهار سالاد(کاهو بروکلی شلغم قارچ هویج )و سس ماست اسفناج 50گرم مرغ و کمترازیک کف دست نان سنگک
میان وعده سه خرما ی آغشته به ارده ی کنجد یک استکان شیر
عصر گرسنه بودم یک کف دست نان لواش و کمی پنیر
شام سالاد (همان مواد ظهر) و سس ماست وروغن زیتون و سبزیجات معطر خوراک کدو سبز تره فرنگی قارچ و تخم مرغ سه کف دست نان لواش
بک برش خیلی نازک کیک ساده با چای
سه پسته دوانجیرخشک 4 خرما با ارده یک استکان شیر
امروز خرماهام زیاد شد
آخرشب خیلی گرسنه بودم یه لقمه نان وپنیردرست کردم یه مشت آجیل و یک استکان شیر که همشون بیش ازبرنامه بودند
03/05/2007 04:54
34
دو شنبه
صبحانه یک بشقاب عدسی یک استکان چای و خرما
میان وعده یک نصف نارنگی دوانجیر خشک و یک گردو
ناهار سالاد (کلم قرمز کاهو فلفل دلمه شلغم) با سس ماست واسفناج و یک کف دست کباب تابه بدون روغن
ورزش امروز خیلی بهم چسبید. بعضی روزها وقت ورزش انرژی زیادی دارم بعضی روزها برعکس میلی به ورزش ندارم و فقط برای این که ریتمم حفظ شه ادامه می دم . امروز بعد ازدو روز خیلی رو فرم بودم و خیلی درست و حسابی ورزش کردم
همین الان نواکامنتی برام گذاشت که فکرکردم بهتره راجع بهش بنویسم. تواین هفته من نون وبرنج ام ودرواقع کربوهیداتم رو خیلی کم کرده بودم یا حتی روزهایی هم بودکه کاملا حذفشون کرده بودم.دلیلش رو هم برای بعضی ازدوستان نوشتم این به توصیه ی یکی از متخصصان تغذیه بودکه به رژیم براساس گروه خونی اعتفاد داشت و به عقیده ی او برای گروه خونی من بهتراین بودکه کربوهیدرات برای مدتی حذف شه . نظرمشابهی رو هم درایران ازیکی دیگر از این افراد که به این شیوه اعتقاد داشت شنیدم .اون موقع به خاطر علاقه به این نوع مواد و ضمنا عادت غذایی به خصوص ما ایرانی ها که بدون نون و برنج اصلا سیر نمی شیم بی خیال این رژیم شدم . تا این هفته ی اخیر که شاید یک بخشش آگاهانه بود و بخش بیشترش بی میلی خودم بود یعنی می دیدم با سالادو پروتئین و حالا هرچی سیر می شم و نیازی به خوردن نان و برنج ندارم . و البته عادت هم کرده بودم. اما نوابدجوری منو به فکرانداخت و خیلی متاسف و متاثر شدم هم ازبودن افرادی که بدون داشتن صلاحیت به خودشون اجازه می دند که کار رژیم درمانی انجام بدن هم افرادی مثل من که خب تو این زمانه ی تخصص و گستردگی مشغله ها ، به کتاب ها و افرادی اینجنین اعتماد می کنند. توضیح بدم که لابد بچه هایی که درایرانندمی دونند که چقدر این روزها کتاب هایی دررابطه با رژیم براساس گروه خونی منتشر شده ...بنا به متن نوا این نظریه یک نظریه مردود است که نخستین بار دکتردادامو اون رو مطرح کرداما ازلحاظ پزشکی پذیرفته نشدبه این دلیل که همه ی این توضیحی که درباره ی گروه های خونی و بررسی شون می داد صحیح نبود و دوم این که بررسی ای که کرده بود تنها درلوله های ازمایشگاهی بودو هیچ موردی رو روی بدن آدم ها آزمایش نکرده بود...
فکرکنم دیگه توضیحی ندم .واضحه دیگه .آلبالو جان ،غزل جان مبادا به فکرکم کردن بیش ازاندازه ی این مواد بیفتید. من هم باید یه تجدیدنظر حسابی کنم
امامسئله ی جدید من اینه که واقعامیلی به این مواد ندارم می تونم بخورم اما نه با میل!!باورکنید همون یک بشقاب عدسی امروز بیشتربهم چسبید!
حالاتا بعد.
03/04/2007 08:50
33
یک شنبه
صبحانه یک کف دست نان سنگک و کمی پنیر (راستش ترسیدم هرروز تخم مرغ خوردن اذیتم کنه پنیر رو هم که نمی شه بدون نون خورد شاید سوپ درست کنم برای صبحانه یا کمی عدسی برای روزهای بعد)
ناهار نصف کفگیر سبزی پلو 50 گرم ماهی دو کتلت و سالاد زیاد ( تا ساعت دو درگیر کارهای بانکی بودم هروقت ساعت غذام عقب می افته خیلی گرسنه می شم و یه کم دربرنامه ام تغییر پیش می اد مثلا اون دو کتلت امروز رو دیگه نباید می خوردم عیب نداره شب رو ساده ترمی خورم)
میان وعده 4پسته سه انجیر خشک یک گردو
سه لیمو یک عدد سیب
سه خرما وارده کنجد
شام سالاد یک بشقاب با ماست اسفناج و 50گرم ماهی و یک کتلت (گوشت سویا و تخم مرغ)
03/04/2007 08:43
32
شنبه
صبحانه یک کف دست نان سنگک با کمی پنیر
میان وعده یک پرتقال
ناهار 50 گرم ماهی دو کتلت (شامل گوشت سویا تخم مرغ ) همراه باسالادزیاد و سس ماست وروغن زیتون وسبزیجات معطر
میان وعده یک نارنگی یک خرما و ارده
دو خرما دو انجیر خشک و یک گردو
شام (به خرید رفته بودیم و دیر برگشتیم خیلی گرسنه بودم کمی بیشتراز اندازه ی معمول خوردم اما چون کالری های روزم زیاد نیست عیب نداره )نصف کف دست نان سنگک 6 عدد ازهمون کتلت هایی ک ه گفتم با سالادزیاد و یک پیاله ماست
آخر شب یک استکان شیر
قابل توجه دوستانی که فکر می کنند من هیچوقت نان و برنج نمی خورم می بینید که گاهی هم هم پیش می آد .
03/02/2007 04:14
31
جمعه
صبحانه سه قاشق املت تخم مرغ گوجه قارچ و یک خرما با چای
میان وعده یک لیمو یک چهارم سیب
ناهار 100گرم ماهی و سالاد (کاهو خیارگوجه کلم فلفل دلمه ) ویک پیاله ماست برانی
یک خرما باارده ی کنجد
میان وعده یک نارنگی یک خرما با چای با کمی فاصله 4 پسته دو بادام دو انجیرخشک یک نصفه گردو
شام یک بشقاب سالاد با ماست اسفناج ویک بشقاب کوچک خوراک کدو سبزوتخم مرغ(بدون نان )
03/01/2007 13:49
30
پنج شنبه
امروز سعی کردم جبران دیروزمو بکنم و اصلا نان وبرنج نخوردم
صبحانه دو تخم مرغ آبپز و یک خرما با یک استکان چای
میان وعده یک عددسیب
ناهار صد گرم سینه ی مرغ وسالادزیاد
یک خرما 4 پسته و 2 انجیر خشک
یک لیوان شیر و یک قاشق مربا خوری عسل
شام یک پیاله ی کوچک سوپ شلغم و ماش دو قاشق تن ماهی (روغنش رو کاملا گرفتم ) و سالاد با سس ماست وروغن زیتون وسبزیجات
یک نارنگی یک خرما با ارده ی کنجد
عجیبه یه روز مثل دیروز من دائما احساس گرسنگی می کردم وروزی مثل امروزاصلا چنین حسی نداشتم. مسئله تصمیم منه که امروز خیلی مصمم بودم درست پیش برم ، یا مسئله معده است که اگه قرار باشه این مرز ذهنی رو بشکونم و بهش خوراک برسونم تازه اشتهاش باز می شه ؟ شاید هم هردو.
ببینم می تونم کربوهیدرات رو به حداقل برسونم ؟! امروز که موفق شدم .
02/28/2007 04:41
29
چهارشنبه
صبحانه یک کف دست نان سنگک یک سوم قوطی کبریت پنیر
میان وعده یک پسته یک انجیرخشک
ناهار کمترازیک کفگیربرنج (نصف لیوان ) و 50 گرم کباب تابه ای و سالاد زیادودوسه قاشق ماست
عصری خیلی گرسنه بودم یک سوسیس کوکتل و گذاشتم تو ماکروفر بدون روغن و چقدرخوشمزه ترازوقتی شدکه تو روغن سرخش می کنی!!!اونقدر که حس می کردم تازه اشتهام رو باز کرده اما جلوی خودم رو گرفتم
شام کمترازیک کفگیر برنج و یک قطعه کباب تابه ای (اصلا قرار نبود این غذا رو بخورم داشتم به دخترم غذا می دادم شدیدا هم گرسنه بودم بوی غذا دیوانه ام کرده بود...) سالاد و دوسه قاشق املت تخم مرغ و قارچ و گوجه وبک کف دست نان سنگک(که دراصل این غذای من بود!!)
بعد خیلی پشیمون شدم خواستم ازون کارایی که آلوچه خانم بعضی وقت ها میکنه ،بکنم و از شراین عذاب وجدان راحت شم اما ترسیدم!...آخه آدم تمام روز رعایت کنه بعد تو یه لحظه کاری کنه که زحماتش برباد بره !!جای تاسف داره برای خودم! هنوز خیلی کاردارم که بتونم تو کنترل خودم موفق شم ...اینقدر عصبانی ام که دلم نمی خواد خود م رو دلداری بدم ..می دونم که درمجموع خیلی خراب نشده و دریک روند طولانی اشتباهات اینطوری کاررو خراب نمی کنه ...اما دلم نمی خواد همین ها هم باشه
راستی رفتم موهامو فرکردم...کلی تغییر کردم ...با تغییر سایزم (که خیلی بیشترازتغییروزنمه )و امیدبه این که تاعید بازهم کم کنم ، می خوام یه لوک جدید توعید داشته باشم تمام این روزها رو هم ورزش کردم یک سایز شلواری هم کم کردم !
02/27/2007 02:49
28
سه شنبه
امروز کمی حالم گرفته شد ..
ترازو ی من کمترازنیم کیلو رو نشون نمی ده ..به نظرم کم کردم اما نه اندازه ی نیم کیلو چون عقربه دقیق رو ی عدد نبود و کمتررو نشون می داد
صبحانه یک کف دست نان سنگک کمی پنبر
ناهار 50 گرم کباب تابه ی بدون روغن با گوجه و سالاد (گوشت روبا پیاز و نمک و فلقل قاطی کردم پهن کردم تو تابه ی نچسب آب که انداخت و ابش خشک شد پشت وروش کردم یه کم با روغن خودش سرخ می شه بعد گوجه رنده کردم واگه دوست داشته باشید یک فلفل دلمه یک لیوان دوباره توش اب ریختم گذاشتم رو گاز با شعله ی کم تا کاملا ابش تبخیر شه .شما هم همینطوری درستش می کنید ؟)
میان وعده دو خرما ی آغشته به ارده
شام یک کاسه سوپ (شامل ماش چغندر هویج قارچ اینارو با هم قاطی کردم اب ریختم گذاشتم جا بیقته بانمک و فلقل و چون مریض بودم شلغمش رو بیشترکردم اصلا بد نشد که هیچ خوشمزه هم شد تازه فکرکنم اگه با کشک سرو کنیم خوشمزه ترهم شه ...این هم ازغذای ابتکاری بنده...یه چیزی بین آش و سوپ شد)و کاملا رژیمی و سالم
پنج پسته 3 انجیر خشک و یک خرما
یک لیوان شیر
آخرشب خیلی گرسنه بودم یک کف دست نان سنگک و کمی پنیرو سه خرما خوردم .خارج ازبرنامه بود اما برای این که هله هوله خوری نکنم ناچار شدم.
02/26/2007 04:27
27
دوشنبه
وای چه قدر این هفته سریع گذشت! من هم چنان درگیر این سرماخوردگی عجیب و غریب هستم برای شب یه سوپ شلغم من درآوردی دارم درست می کنم اگه مزه اش خوب شد اینجا می نویسم هم برای سینه خوبه هم رژیمیه هم کلی خاصیت داره
صبحانه یک کف دست نان سنگک و یک سوم قوطی کبریت پنیر
میان وعده یک لیمو یک خیار یک نصفه نارنگی
ناهار نصف کفگیر (کم ترازنصف لیوان =دو سه قاشق غذاخوری ) برنج با کمتر از یک چهارم سینه ی مرغ والبته یک بشقاب پر سالاد (کلم قرمزو سفید قارچ خیار گوجه شلغم خام ) و سسی ماست و روغن زیتو ن و سبزیجات معطر
عجیب معده ام کوچیک شده. یادتونه اون اوایل ازاین که تمام هله هوله خوری هام بعد ازظهر ها یا آخر شباست شکایت می کردم واین که اگه هم چیزی نمی خوردم سرگیجه می گرفتم ؟ خیلی برای خودم جالبه که با این سییستمی که تو این مدت پیش گرفتم و یه کم جابه جایی بعضی سهم هاو مواد ،قلق بدن خودم رو به دست آوردم دیگه نه تنها اون حالت ها رو ندارم بلکه اشتها ی کاذبی که گاه به صورت هوس های مختلف یاناخنک زدن های مختلف برام به کرات پبش می آمد ، دیگه وجود نداره.یا اگه نخوام اغراق کنم ،خیلی خیلی کم تر شده .
خب شب قرار نبود جایی بریم اما یه مهمانی ضرب الاجلی پیش اومد یه کم برنامه ام رو خراب کرداما سعی کردم تا جای ممکن رعایت کنم
شام سه پرکالباس یک خیارشور سالاد یک چهارم سینه ی مرغ دوسه قاشق برنج (خیلی گرسنه بودم شام رو خیلی دیر آوردند ومن که عادت کردم ساعت 7-8 شام بخورم داشتم می مردم ازگرسنگی)درمقایسه با سوپی که قراربود بخورم خیلی کالری هام بیشترشد خیلی حالم گرفته شد
حالم بد شده ازبس سینه ی مرغ خوردم امشب هم مرغ سالم ترین و کم چرب ترین غذا بود انتخاب دیگه ای نداشتم!
02/25/2007 05:37
26
یک شنبه
من هم تموم هفته ای که گذشت مریض بودم دکترم میگفت ویروسی و اگه بهت آنتی بیوتیک بدم بدترمی شی تصورکنیدکه بدون هیچ دارویی این سرماخوردگی رو که ببیشترشبیه به آنفلوانزا بود گذروندم هنوزهم کاملا خوب نشدم گوش و سرم پرازهواست..تواین حال هم تنها بودم هم مهمان داشتم یه خورده ریتم ام به هم خورد اما درعین حال حواسم بودازامروز دوباره با انرژی بیشتروتوجه بیشتربرنامه هام رو ادامه می دم
ازهمه مهمتر ورزشمو که یک هفته ای بود ول کرده بودم دوباره شروع کردم ورزش حالمو جا می اره و تموم روز حس خوبی دارم
صبحانه یک سهم نان (سه کف دست نان لواش )ویک سوم قوطی کبریت پنیرچای با دوقندکوچک
میان وعده یک پرتقال
ناهارسه قاشق برنج (کمتراز نصف لیوان =حدود نصف کفگیر)و یک چهارم سینه ی مرغ و سالاد(کلم سفیدو قرمز، قارچ ، خیار ، گوجه )وسس ماست روغن زیتون سبزیجات معط
به خودم یادآوری می کنم که رژیمی وجودنداره و من دارم سبک غذاخوردنم ، به عبارتی طرز فکرم رو درباره ی زندگی ام تغییر می دم.این چیزیه که مربوط به تمام زندگیمه و مقطعی نیست.باید حواسم باشه که برای کم کردن کالری های روزم ،اینقدروسواس به خرح ندم که کمتراز میزان معقول (1000کالری) مصرف کنم چون ناخودآگاه میل به سریع لاغز شدن و سریع تر نتیجه گرفتن دارم.درصورتی که اگرفکرکنم این گام های کوچک روزانه ی منه که یه نتیجه بزرگ تررو دردرازمدت برام به ارمغان می آره ، دیگه دائمابه صورت بیمارگونه به این قضیه نگاه نمی کنم عجله ای وجود نداره و برعکس ازاین کنترل برخودم لذت می برم و چه بسا که ازهمان مقدارخوردنم نیز.برعکس ذهنم رو معطوف می کنم به فهرست گرفتن ازغذاهای سالمی که درروزخوردم ورزش م بالابردن تحرکم روحیه ام و برنامه های دیگرم که انجامشون باعث می شه ذهنم غیرازموضوع غذا به چیزهای دیگه ای هم فکرکنه
میان وعده دولیمو ی متوسط دوخیارکوچک نصف نارنگی
سه خرمای آغشته به ارده کنجد
شام یک بشقاب سوپ مرغ بدون نان
یک خرمای آغشته به ارده ی کنجد چهارتاپسته
درمجموع حدود 1200کالری
راستی این بارخودم رفتم دنبا ل ارده ی کنجد.چون هم دوست دارم و می تونم با کنترل بخورم هم این که هر100گرمش پانصدو خورده ای کالری داره ومن با این شیوه ی خودم درواقع مقدارخرماهام زیادترمی شه که به جاش سعی می کنم قند نخورم ومیزان ارده ای که هرخرما رو به اون آغشته می کنم خیلی کمه مثلا امروز برای 4 خرمایی که درکل روز خوردم شاید مجموعا 15تا 20گرم شده باشه .تازه فکرمی کنم که بازهم زیاد گفتم. این طوری جلوی ضفم هم گرفته می شه.تازه کلی خاصیت داره
راستی ، این قرص های ویتامین رو قطع کردم.به جاش سعی میکنم خیلی حساب شده خشکبار رو به برنامه ی غذایی ام اضافه کنم درضمن ازمواد مختلف به ویژه سبزیجات و میوه جات استفاده کنم. .