07/09/2007 05:06
160
دو شنبه
صبحانه دو كف دست نان سنگك يك استكان چاي و يك قند
ميان وعده يك سيب گلاب حدود 50گرمي
ناهار يك بشقاب سالاد (كاهو جوانه گندم خيار ليمو ترش تازه سبزيجات خشك ) يك ي و نصف كرپ
ميان وعده نصف كرپ دو قاشق عدسي يك قند يك استكان چاي (خيلي گرسنه بودم تازه بازهم سر نشدم )
شام يك بشقاب عدسي با دو سه قاشق ماست
هشت گيلاس يك برش نازك خربزه
قبل از خواب يك ليوان شير صفردرصد چربي
07/08/2007 06:14
159
يك شنبه
انگار بعضي وقت ها هر قدر سعي ميكني با خودت حرف بزني تو دفترت بنويسي كارهاي دلخواهت را انجام بدي و ...تا روحيه ات رو كه ميل به خراب شدن داره ، خراب نكني نمي شه ! انگار گاهي بايد سقوط كني بري ته چاه بعد خودت رو بالا بكشوني و دوباره خوب شي ...من شايد چندماهه كه حالتي به شدت ديروز و امروزم برام پيش نيومد ه بود .حالتي كه شايد هركي به شيوه ي خودش تجربه اش كرده .من خيلي دارم به اين موضوع فكر ميكنم كه ريشه ي اين خراب شدن حال چيه ..و واقعا مي تونم ادعا كنم كه درچندماه گذشته اگر هم چيزي پيش مي اومد خيلي سريع جمع و جور مي كردم خودمو ....منظورم سركوب كردن حس هانيست منظورم حس كردنشون وبعد گذشتن ازشونه ...يعني به حس بد نچسبيم ! درضمن اين آگاهي كه چيزهايي كه درواقع ارزش ندارند ولي درروزمره وجود دارندو به نوعي حالمون رو مي گيرند ، بهشون بها نديم ...وارد خودمون نكنيم ..اما از ديروز ديگه اين ترفند ها اثر نداشت ...چه عواملي دراين حالات موثرند؟ هورمون ها ؟ اجرام آسماني ؟ تو كتاب "جسم زن جان زن " كه درحال خوندنش هستم نويسنده خانم كريستين نورتراپ كه خودش يك پزشكه از تاثير تغييرات عوامل موجود درطبيعت بربدن صحبت مي كنه ..مثلا تاثير تغييرات ماه بر هيجانات يا ادراكات مون .. . يا تاثير تغيير فصل ها بر افراد مختلف
وقتي به اين تغييرات دقت كنيم و ببينم درما چه حالاتي پيش مي آد حداقل اش اينه كه براي تغييرات آمادگي داريم مثلا تو اين كتاب مي گه بعضي ها با شروع پاييز احساس خفت برخي ها احساس غم دارند يا بعضي ها با شروع تابستان حس مي كنند از قدرت روحي بالائي برخوردارند يا چيزهايي شبيه اين خودنويسنده هم مي گفت حال روحيش كاملا با تغيير منازل ماه مرتبطه ...خداي من چقد رانسان پيچيده است ..اونهم مخلوقي به نان زن !!! يا بايد خودت رو ول كني و ماهي 4 بار بري ته چاه و با خودت و بقيه درگير شي ...يا براي آگاهي به حالاتت و شناخت بهتر از خودت بايد جونت درآد ...
و اما گزارش امروز تا اينجا
صبحانه يك كف دست نان بربري يك چهارم قوطي كبريت پنير يك استكان چاي با يك قند
ميان وعده دو برش نازك خربزه
ناهار 50گرم مرغ بخارپز 5 قاشق برنج يك كاسه بزرگ سالاد شامل كاهو خيار گوجه جوانه ي گندم يك ليمو ترش تازه نمك
شام مهماني هستيم سعي مي كنم حواسم باشه شايد قبل از رفتم يك بشقاب سالاد بخورم كه گرسنه نرم بدي اين معموني ها اينه كه شام رو ديرمي خورند حالا سختي پيداكردن غذاي سالم بماند
گزارش شام : يك قاشق ميرزا قاسمي يك قطعه كوچك ته چين مرغ دو قاشق برنج يك ساق كوچك مرغ دو سه قاشق ماست خيار دو سه قاشق سالاد شيرازي
فكر مي كنم دربرابر اون همه غذاهاي رنگي و خوشمزه خوب خودم رو كنترل كردم
07/07/2007 14:27
158
شنبه
انارجان منظوراز پيتزا خانگي يك قطعه نان است كه روشو پرمي كنم ازسبزيجات مرغ بخارپزيا گوشتي كه بامقداركمي روغن پخته شده و آخرش مقدركمي پنير روش مي ريزم ازاونجا كه مزه ي پيتزا به پنيرشه ازاين نظر پيتزاي من بسيار بدبخت و بيچار ه است و تو خونه فقط به مذاق خودم خوش مي آد .
متوجه شدم كه اگرچه فكر مي كنم تو رژيم هستم اما ديگه مثل قبل خيلي دقيق عمل نمي كنم يعني گاهي حساب كالري هام از اونچه كه فكر ميكردم بيشتر مي شه ،البته من هميشه از اين شمارش كالري ها سختم مي اومد اما فكرمي كنم دركنار حساب سهم ها بايد كالري ها رو هم حساب كنيم .اينطوري كاملتره ! البته وزنم تغييري نكرده اما دليل ثابت موندنش هم همينه شايد. نكته ي دوم اينكه درمورد ورزش هم درست و حسابي پيش نمي رم .حالا قصد دارم رو اين دو نكته بيشتر حواسم باشه ببينم تغييري پيش مي آد
صبحانه يك كف دست بربري يك سوم قوطي كبريت پنير نصف گردو
ميان وعده دو برش هندوانه مجموعا صد گرم
ناهار 6 قاشق برنج كمتر از صد گرم مرغ بخارپز50گرم ماست كم چربي
ميان وعده 8 گيلاس 3 پسته يك ديجستيو يك قند با يك استكان چاي (البته در مراحل مختلف نه يك دفعه )
شام يك بشقاب خوراك شامل (گوشت گوسفند نخود بادمجان پياز بدون روغن)اين خوراك براي چهار نفر بود و دركل 900كالري داشت براي من مي شدحداكثر 300كالري چند قاشق ماست خياربايك قاشق جوانه گندم يك كف دست نان بربري سبزي خوردن
يك سيب نيم ليوان دم كرده ي گل گاو زبان و شقايق وحشي با يك نبات كه ازيك قند هم كوچك تر بود
شد مجموعا 1200كالري توضيح اينكه كه خودم نمي خوام از اين مقدار كالري روزم كمتر شه چون همينطور يش مدتيه كه حس مي كنم موهام ريزش پيدا كرده البته اميدوارم به رژيم ربط نداشته باشه
ورش دو بيست دقيقه پياده روي نسبتا تند
ازلحاظ رژيم داري راضي ام اما از عصر دپرس بودم
07/05/2007 05:57
156
پنج شنبه
صبحانه 3 قاشق کورن فلکس بدون شکر با نصف لیوان شیر یک و نیم درصد
میان وعده یک سیب کوچک گلاب یک مشت گیلاس
ناهار یک برش پیتزا خانگی دو سهم سیب زمینی (یک سهم اش سرخ شده بود) یک سهم مرغ سبزی خوردن دو سه قاشق ماست
07/05/2007 05:57
156
پنج شنبه
صبحانه 3 قاشق کورن فلکس بدون شکر با نصف لیوان شیر یک و نیم درصد
میان وعده یک سیب کوچک گلاب یک مشت گیلاس
ناهار یک برش پیتزا خانگی دو سهم سیب زمینی (یک سهم اش سرخ شده بود) یک سهم مرغ سبزی خوردن دو سه قاشق ماست
07/04/2007 15:37
155
چهارشنبه
صبحانه یک کف دست نان سنگگ کمی پنیر نصف گردو
میان وعده یک زردآلو
ناهار 10 قاشق برنج دو سهم گوشت مرغ و بادمجان بخار پزیک بشقاب سالاد با یک قاشق مربا خوری سس سالاد (توش کمی روغن مایع هم بود
میان وعده دو دیجستیو
شام کمتر از یک کف دست نان بربری 4 قاشق خوراک جگر یک بشقاب کوچک سالاد با یک قاشق چای خوری سس سالاد
میوه ها یک مشت گیلاس دو سه تا آلبالو یک برش خیلی کوچولو خربزه یک برش کوچک هندوانه (البته درفواصل مختلف)
یک دیجستیو که می دونم دیگه زیادی بود .
وقتی به این فکر می کنم که اساس پیشرفت دو گام پیش و یک گام پس ، دیگه خودم رو به خاطر این یه گام پس رفتن آزار نمی دم ...
07/03/2007 14:16
154
سه شنبه
به گمانم سؤتفاهمی شد. من از رژیم خسته نشدم از این نگارش های روزانه خسته شدم چون ریتم غذاخوردنم به نظرم تکراری میاد و فکر می کنم دیگه بچه هاتا یه جمله اش رو می خونن بقیه اش رو حدس می زنن!!
اما دوباره خودم رو جمع و جور کردم که بنویسم انگار واقعا وقتی خودت رو موظف به این نوشتن می کنی بهتر رعایت می کنی. نوا ، آزی و انار جان مرسی ! .
06/28/2007 19:20
149
شاید دیگه نیام برای نوشتن این گزارش های روزانه .
یه جورایی انگیزه ام رو برای این کار ازدست دادم .البته سعی می کنم لوگ گروهی رو هر هفته آپدیت کنم .
06/26/2007 14:43
147
سلام
برگشتم . تغییری نکردم . لوگ رو آپدیت کردم . از فردا گزارش روزم رو می نویسم.
06/19/2007 05:38
140
سه شنبه
من نیم کیلو دیگه کم کردم . نه بابا ، واقعا سرعتش لاک پشتیه ! اما بعد از توقف هفته ی قبل که هیچ کم نکرده بودم ، واقعا به این هم راضی ام .
من فردا صبح می رم مسافرت شمال تا چند روز. برمی گردم و گزارش ام رو می نویسم .
صبحانه یک کف دست نان سنگک کمی پنیر
دو مشت ذرت بوداده یک دیجستیو یک سیب
ناهار 5 قاشق برنج سه واحد گوشت دو قاشق ماکارونی یک پیاله ماست
دو دیجستیو