06/10/2008 17:01
جراحی پلاستیک بهنوش بختیاری

من فکر میکردم این بهنوش بختیاری دماغش رو عمل کرده باشه(تابلو بود دیگه این) ولی هیچوقت فکر نمیکردم که این اصلا کلا صورتش رو کامل جراحی کرده باشه. و. چقدر هم خونسرد میگه به رشید پور که اصلا این جراحی صورت توی پیشرفت کاریش اثر نداشت. خدایی باید یقه اش رو گرفت. درست مثه اینه که بگیم نانسی عجرم جراحی صورتش و اینهمه تغییراتش توی پیشرفت خواانندگیش تاثیر نداشت اصلا. باورتون میشه؟
خیلی دلم میخواد بدونم بهنوش قبل از عمل چه شکلی بوده. نانسی عجرم رو که دیدم. فعلا تلاشهام نتیجه نداد.
06/09/2008 06:33
تمیرینات روزانه
آقا جان، خوبه که اینا برا من هر روز برنامه میفرستند. اول هفته میذارن تمام برنامه های تا آخر هفته رو. حیف که من وقتم تنظیم نیست تا استفاده کنم درست و حسابی. والا اگه یکی وقتش دست خودش باشه و این برنامه ها رو اجرا کنه مطئنا با خیال راحت کم میکنه و بدون توقف وزنش. دیگه چی از این بهتر که هم بهت برنامه غذایی روزانه بدن و هم بهت تمیرناتی رو که باید روزانه انجام بدی.
حالا من یه کاری میکنم روزایی که حال و وقتش رو دارم هم تمیرنا رو خودم انجام میدم و هم عکسش و ترجمه اش رو اینجا میذارم که بقیه هم استفاده کنند. منتها الان مثلا من هفته 19 این برنامه هستم ولی هیچ کاری نکردم. راستش تا بیام کارای خونه رو انجام بدم و هم به پگاه برسم و هم غذا درست کنم و هم هزار کار غیر منتظره دیگه که پیش بیاد دیگه همین که برم یه ساعت ورزش کنم سالن خودش خیلیه. مخصوصا این روزای آخر که واقعا سخت شده. حالا یه ماه دیگه باید بار و بندیل رو ببندیم و بفرستیم ایران. حسابش رو بکنید که الانم کلی میگیرن بار بفرستن. شانس بد رقی خانم که ایران تو تحریمه و برا هر متر مربع باید خدا تومن بدیم تا بارامون رو بیارن ایران. باید ر....د تو دهن صاحب مملکت مون که اینجوری ملت رو بدبخت نکنه. والله. من مثلا یه ماشین ظرفشویی بخرم 400 یورو و بعد همین قدر بدم تا بتونم بیارمش؟ آخه انصاف. البته تقصیراین غربی های درخت نشین نیست که، تقصیر اون بی پدر مادراییه که ما رو تو این مخمصه انداختن. والا دوره شاه میگفتی ایرانی هستی حلوا حلوات میکردن و میذاشتن رو سرت. کجا بود بخوان اینهمه بهمون سخت بگیرن و بشاشن تو هیکلمون تازه کلی هم منت سرمون بذارن. شیطونه میگه همه وسایل رو اینجا بنداز و بروهااااااااااااا.
چه دلم پر بود. مثلا اومدم از تمیرنات امروز بگم. خبمن الان اعصابم خورده بعد ناهار میام و مینویسم برنامه ای که برا امروزم بود رو. حالا شاید حال داشتم تا آخر هفته رو گذاشتم.
ملت راه بهتری سراغ ندارید برای حمل بار که ارزونتر باشه؟ تازه باید یه ماشین هم کرایه کنیم که تا پاریس بارامون رو توش بریزیم و ببریم. اینجا هم دست کم 200 یورو برامون آب میخوره. خدایی میارزه؟
06/08/2008 11:38
رولان گروس و 4 تیتر قهرمانی رافائل نادال
چه صدای قشنگی داره این پسر.و چقدر دردناک میخونه.
واااای که این پسر چه میکنه. رافا رو میگم. الان بازی تموم شد و تونست تو سه ست پیاپی 6ـ1 و 6ـ3 و 6ـ0راجر فدرر رو ببره. واااااااااه خارق العاده اسست نه؟ اینهمه نیرو و اراده و اعتماد بنفس که سال به سال بیشتر میشه. کف کردن همه. 4 بار قهرمانی. و هر چهار بار هم مرد اول تنیس جهان زانو زده در برابرش.
بهش میگن رافا، سلطان بازی تو زمین خاکی. ایییینهههه. حالا حساب کنید مجبور بشید بین محبوب ترین بازیکن اسپرتتون و فیلم دلخواهتون در یک زمان یکی رو انتخاب کنید. و البته اینکه هیچ کدوم هم امکان تماشای دوباره نداشته باشه. خیلی سخته نه؟(الان تو دلتون میگین این بچه چقدر دلش خوشه که این چیزا براش مهمه. ملت هزار گرفتاری دارن و این تو فکر بازی تنیس و فیلم هاشه.) خب همینه دیگه. من اینطوری ام. چه کنم؟ به وقتش غصه و غم هم میخورم. کلی هم مشکلات مختلف دارم مثل همتون. ولی از حال لذت میبرم. تا جا داشته باشم غصه نمیخورم و الکی دنیا رو به کامم تلخ نمیکنم. بی غم کیه؟ بی غصه کجاست؟ ولی شاد باشید. قدر لحظات جوونی رو بدونید که دیگه بر نمیگرده. (حالا چه روضه میخونم براتون).د
آهان اینو هم بگم و برم. محبوب ترین بازیکن اسپرت برای من تو اولویت هستند هر دو تاشون هم اسپانیول هستند. اولی رافا و دومی هم کریستیانو رونالدو. هر دو تا عالی بازی میکنند. یکی فوتبالیست و دیگری تنیسور. چه می کنند .
حالا از اینها بگذریم، من امروزم میخواستم برم سالن ولی هم اینکه بازی نگاه میکردم و هم اینکه دخمل گلیم خوابیده هنوز. اینه که فکرنکنم بتونم برم.امروز تا حالا که خوب بودم یه کمی بادوم زمینی خوردم ولی بازم راضیم. خدا کنه تا شب دووم بیارم. یه روز خوب باشم بقیه بدنبالش خوب میاد.
06/06/2008 18:59
چاقی موضعی، بازو، باسن، ران و شکم و ...
پنج توصیه برای لاغر کردن جایی از بدنتون که دوست دارید
ران، باسن، بازو یا شکم. خیلی ازماها یه مشکل کوچولویی دارند که در مقابل زمان و تمام تلاشهای داوطلبانه ای که در دوران رژیم انجام دادیم مقاومت میکند.احتیاج به یه اشاره انگشت تا تلاشهاتون رو هدفدار تر کنید؟
... من از بازوهام متنفرم
فکر میکنید که بازوهاتون شل و نرم و گوشتالو هستند؟ تونیک یا چابک ترشون کنید با انجام بدن سازی با وزنه های سبک کوچک برای محکم ترکردن و تقویت کردنشون و همچین برای خوش تیپ تر کردنشون.اگه اونها خیلی گردالی!!!!(تپل) و عضلانی هستند،اکیدا اجتناب کنید از بدنسازی چون ریسک اینکه اونها رو ضخیم تر و کلفت تر کنه بالا میره.بیشتر سعی کنید استرچینگ،شنا و یا رقص رو انجام بدید ، اینها باعث میشن که بازوهاتون ظریف تر و باریکتر بشن.
دلم یه شکم صاف میخواهد
همه ما آرزوی داشتن یه شکم صاف و خوشگل زنانه رو داریم برای برجسته تر کردن قوس سینه هامون، میز آن ارزش کردن!!!!(بها دادن ) به انحنای پشتمون,گودی کمر به عبارتی دیگر,متمایز کردن منحنی کفل و کمرمون.خب حالا چیکار کنیم؟تمرینات کاردیو البته!آموزشبیش از20 مینوت دوچرخه، قالیچه محرکیا پاروزن به شما کمک میکنه تا روی کمربند شکمی تون کار کنید.سئا نس هاتون رو همراه کنید با یک سری حرکات شکمی برای سفت و محکم کردن شکمتون.و هر وقت که میتونید در روز (تو صف آسانسور یا مترو)کنتراکته کنید عضلات شکمی تون رو به مدت 10 ثانیه برای 5 یا شش بار پشت سر هم!
ران هام خیلی پت!!! و پهن هستند
اول ازهمه پیاده رویرو انتخاب کنید یا جاگینگ انجام بدید برای دوباره عضله سازی اونها.این دیسیپلین ها ران ها رو به کار فرا میخونند و ساق پا رو خوش تراش نقاشی خواهند کرد.برای یه روش ملایم تر، آکوا ژیم و شنا نیز می توانند به شما کمک کنند تا ران های ظریفتری پیدا کنید.خصوصا هیچ وقت امیدتون رو ازدست ندید به خاطراین چربی ناجور موضعی، چون اون رغبت و میل ناج.ری داره که خودش رو به دلایل هورمونی بچسبونه.
دلم می خواد باسنم رو برجسته و عضلانی کنم
سلاح کشنده برای باسن، فعالیت ورزشی هست.با انتخاب ورزشی که قسمت پایین بدن رو به فعالیت وا می داره، شما به اونها یه فرم زیبا در ترن پشتی میدید:غلطک، شنا با پره!!!،اسکی،دوچرخه سواری و پیاده روی.برای اونهایی که کم تحرک تر هستند، توی دفتر کار،هر نیم ساعت بلند بشید و سرپا وایسید،یادتون نره که از پله ها هی بالا و پایین برید بجای اینکه از آسانسور استفاده کنید و تاجایی که میتونید باسن هاتون رو کنتراکته کنید 10 تا 15 بار در روز.این همیشه حسابش رو پس داده.وبدونید که باسن های عضلانی از شما در مقابل درد کمر و پشت محافظت میکنند!
زانو های کت و کلفتی و تپلی دارم
چربی اضافی در قسمت زانو خصوصا خیلی سخته از بین بردنشون.تنها حیله(راه حل):رانها و ماهیچ ساق پا رو به فعالیت وا دارید برای اینکه به طرز قشنگی تمام پا رو متعادل و متناسب کنید.همچنین پیاده روی،شنا و به شما کمک میکنه تا ظاهر زانوهاتون تغییر کنه.برای پایان سئانس هاتون می تونید از ماساژ ران و زانو بهره ببرید.اون باعث تسلی دادن و آزاد کردن عضلات و بهبودسازی گردش خون میشه.
با حملات مخصوص و با تعیین زون هایی از بدنتون که براتون مشکل ایجاد کردند،نتایجی رو بدست خواهید آورد.اما خیلی بی صبری نشون ندید چون همین تداوم و تلاش و شوک و ضربه در امتداد و ادامه دادن هست که باعث میشه تا حسابتون رو پس بگیرید و به هدفتون که همانا اندامی خوش فرم و زیبا هست برسید.
نظر متخصص تغذیه:
یه چیز دیگهبرای یادداشت در مقابل سورپریز های بد....زمانی که شما قسمتهای عضلانی تون رو افزایش میدید،وزنتون روی بالانس این ریسک رو داره که کمی بالاتر بره، اینکه ثابت بمونه حتی اگه شما توی فاز از دست دادن وزن به سر می برید.مطمئن باشید،این کاملا طبیعی و نرمال هست:عضله سنگین تر از چربی هست.میتونید به خودتون بگید که شما دارید عضله بدست میارید ،به جاش چربی از دست دید.همچنین،ظریفتر و برجسته تر خواهید شد.
06/03/2008 12:34
best of: chocolat,bonbons et petits beurres
وقتی صدای قیژ قیژش زیر دندونتون میاد، وقتی هی خرت خرت میکنیدش و میخوریدش....
نرم و لطیف و با ظرافته که نمی تونید درمقابلش مقاومت کنید... معلومه دیگه دارم از چی حرف میزنم. این بلای خانمان سوز شکلات...
بسیار نادر هستند محصولاتی که کیفیت های اینچنین اشتها آورد داشته باشند غیر ازاین شیرین شکرجات کوچولوی دلپذیر.با این حال ضرر و زیانشون کاملا شناخته شده هست:اضافه وزن،پوسیدگی دندان بدتر از اون!
شکلات مجاز تحت شرایط.
شکلاتی که اینقدر دوسش دارید(مثل همه آدمهای دیگه) آیا جزو غذاهای ممنوعه هست؟ خبر خوب!!!!شکلات ایندکس گلیسمیک متوسط 49 داره معادل مال هویچ زیاد یا برنج کامل و ضعیفتر یا پایین تر از نون کامل.
عملکرد میزان کاکائوش باعث میشه که مقدار شکری که در برمیگیردش متفاوت هست و فرق میکنه.. به گفته دیگر،هر چقدر شکلات دارای کاکائوی بیشتر باشه، شاخص گلیسیمیکش پایین تر خواهد بود.
پس لبخند بزنید!چون شکلات جزو شیرینی جاتیه که بر حسب موقعیت ازروی اعتدال جای خودش رو توی رژیم غذایی تون باز میکنه.از طرف دیگه ،شکلات سیاه با 70 درصد کاکائو رو ترجیح بدید و شکلات سفید یا شیری رو فراموش کنید چون کالری بالاتری داره.
اگه شما گرفتار یه هوس غیرقابل کنترل برای شکلات شدید، بهتره که به خوردن دو تیکه مربعی کوچیک از شکلات دلخواهتون راضی بشید به جای اینکه کشتی بگیرید با نفستون و یه خورده بعد پلاکت کامل شکلات رو یه دفعه ناپدید کنید.در عوض، مواظب همون تیکه های شکلات باشید: اونها اغلب شامل مقدار کمی کاکائو هستند و به نظر میرسد بیشتر بهش شکر و شیراضافه کرده باشند، بنابراین...بفرمائید بهتون هشدار دادیم از قبل! د
در مورد بیسکوییت
بیسکوییت ها تحریک می کنند در مورد خودشون یه پاسخ گلیسمیک مهم رو.بیشترشون شامل تخم مرغ هستند و نشون میدند یه آی جی خالص بالاتر از55 رو غیر از بیسکوییت های خشک که شاخصی گلیسمیک نسبتا پایینی دارند.(اون آی جی بالا همون شاخص گلیسمیک هست هااا).د
بنابراین میتونیم به خودمون اجازه بدیم یک یا دو بار در هفته،یه کوکی یا سه تا کلوچه با شکر سریع. فقط لازمه که انتخاب کننده و منطقی باشیم...
خطرشماره یک، جویدنی های هایپر کالری هستند.بنابراین استوپ به کیک کوچیک های سرشار از کره!همچنین مواظب مقداری بلعیده شده شون باشید.و مخصوصا طرفدار کیفیت باشید:
یه کیک خوشمزه خونگی صد برابر بهتر از یه پاکت بیسکوئیت صنعتی هست.
برای فراموش کردن بیسکوییت مثلا آزمایش کنید:
نون کوچیک های سوئدی*
تیکه های کوچیک سریال*
بیسکوت های گندم*
فینی(فینیش) بون بون هاا(آب نبات، آدامس و ...)د
کی تا حالا برای یه بسته آب نبات دل و دینش رو به باد نداده تا حالا؟هرچند که اون برای ما یه لذت آنی رو به ارمغان میاره، اونها بسیار مضر هستند برای نگهداری لاین مون...بنابراین لازمه که نسبت به خودمون خشونت به خرج بدیم و اونها رو تبعیدشون کنیم تا حذف بشند این منبع تابلوی!!!(اند ترجمههه) شکر های سریع.
بون بون ها جزو خانواده کالری های خالی هستند،به خاطر امتیاز غذایی غیرحقیقی شون.اگه بخوایم لاین ورزشیمون رو در نظر بگیریم،ترجیحا باید اونها رو کاملا از رژیم غذاییتون حذف کنید.
دو حیله و نیرنگ برای تسلیم نشدن
بون بون نعنایی تند، یا طعم اکالیپتوس یا شیرین بیان*
برای مچ مچی ها(این دیگه خدا بود، نه؟) (اونهایی که هی باید ملچ ملوچ بدیم تو دهنمون) یا نگه داشتنی ها تودهنمون ، ترجیحا از هسته میوه ها(گیلاس،زرد آلو،هلو و غیره) استفاده کنید یا اینکه میوه های خشک (آلو سیاه یا انگور خشک) رو جانشین شون کنید.
نظر شخصی متخصص رو فعلا وقت ندارم بنویسم ، میخوام برم ورزش.
06/03/2008 03:17
به به !!!
بعد اون واه واه قبلی الان واقعا باید بگم به به. چرا؟ خوب چونکه دوباره اومدم رو برنامه قبلی. وای داشتم از فشارمیمیردم. اینقدر با خودم کلنجار رفتم و منطقی حرف زدم تا بالاخره ذهنم قبول کرد که بیخیال خرخوری های ناجوانمردانه بشه. امیدوار شدم به خودم. فقط خدا کنه باز قاط نزه وسط هااا. دیروز که عالی بودم . درسته شب نصف پیتزا رو خوردم ولی خب اندازه بود برام. چون چیز دیگه ای بغلش غیر ماست نخوردم. تازه عصری هم که خونه دوستم بودم هی گفت ق ُ گَ یه (همون رقی خودمون ) برات گتو(همون کیک خودمون) بیارم منم هی لاینم رو نشونش دادم و گفتم عزیزم اگه بخوام بخورم که باز گقوس(همون چاق خودمون) میشم. خلاصه که برنفس عماره(درسته؟ عمامه نیست؟
) خودم گلبه!!! کردم و گفتم نیار اون گتویی که برام خریدی رو.
حالا یه بساطی شده خونه مااا. از ژوییه (جولای شما) فرت و فرت و پشت سر هم برنامه مسارفت داریم. کی دووم میاره. یکی بیاد منو بگیره. بلیط های قطارو هواپیما هم که خدا بده برکت خانمان برندازه. خدا بخواد یه وسطاش میریم استراسبورگ و بعدش آلمان . بعدش سفر ایتالیای کنسل شده پارسال رو ازسرمیگیرم و بعدش هم اسپانیا و شایدم پرتغال رو رفتیم. سپتامبر هم که ایرانیم دیگههه. حالا من اصلا نباید پیش پیش برنامه بگم خدای نکرده میشه مثل پارسال. خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه و دعا کنید امسال حوادث غیر مترفبه پیش نیاد.
آقا این شیت گوگلم رو اینجا میذارم اگه کسی خواست ببینه من پوبلیه(یا همون پابلیش شما) کردم میتونید ببینید هااا.
http://spreadsheets.google.com/ccc?key=pa7PWZzZ2wYStuEoW9awDDQ&hl=fr
اسم سفراومد جا داره یادی هم از رعنا بکنم. چقدر سفر دوست داشت.رعنا جان اگه هستی و میخونی سلام مرا پذیرا باش. (انگار رو پلتو تلویزیون هستم دارم برنامه اجرا میکنم ) . د(همون دی شما). میترسم الان فحشم بدین که دیگه گندش رو در آوردم و اینقدر هی مال ما مال شما نکنم. چشم نزنید باباااااااااااااااا
امشب اگه خدا بخواد میرم ورزش. راستی انار گفته بود طناب من خیلی وقت بود هی دنبال این طناب جیگرم میگشتم اون ته مه های جالباسی گشتم و پیداش کردم. بعدش دو روز رفتم زدم.حالا من از اوناییم که طنابزنیم عالیه.بدون وقفه هی میزنم. و خدا هم بیاد پایین نمیتونه جلومو بگیره. عوضش سالی مااا!!! 5 تا میزنه و فرت میافته خراب میکنه. یعنی بدونید که ربطی به ورزشکار بودن نداره طناب خوب زدن.
اینو هم بگمیه بچه سفیر(ایرانی نیست) هیکل داشت آآآآآآآآآآآآه تپل هااا ولی یه دفعه تصمیم گرفت کم کنه. بعد هی میره این پارک جنگلی پشت ما میدوئه. اوه الان فکر کنم 10 کیلو کم کرده. دیگه داره میاد تو لاین مااهاا دیگه. جا داره یه ای ول هم به انیس بگیم.
05/31/2008 14:59
واه واه
خب برنامه من عوض شد. از سه روز پیش دارم برنامه غذاییم رو تو گوگل دایکومنت مینویسم. اینجا فقط حرف زدن واینها. راستش همش خرابکاری. یعنی ورزشم تقریبا به راهه ها ولی از اونور این جویدنی ها رو هم میخورم. از شکلات بگیر تا کیک و تا بادون و پسته و اینها. اصلا دلم میخواد بخورم هااااا. خیلی دله شدم. هوسباز تو زمینه این آت و آشغالها. نمی دونم چیکار کنم. یعنی حال فکر کردن و راه حل پیدا کردن ندارم. فعلا میخوام بذارم همینجوری خرخوری کنم ببینم چی میشه. شاید یه روزی سیر شدم و دست برداشتم. ضرر میکنم ولی میدونم که فعلا فایده ندارهو انگاری باید سرم به سنگ بخوره تا حالیم شه. وزنم کماکان ثابت. خرخوری تا حد اعلا و تنها کار مفیدم ورزشمه. میگن یه آدم همیشه تو اوج نمی مونه. همه همیشه یه دوره اوج دارند و بعد که گذشت دیگه عمرا بتونن اون دوره اوج رو تجربه کنند. الان باورم شده این حرف. خیلی دوست دارم به اوج برگردم ولی نمیشه. دیگه تکرار نمیشه. واسه همین دیشب داشتم به بابای پگاه میگفتم که سالی جون باید به این پسر گلمون نادال و فدرر اینقدر برسن که هیچ کم و کسری نداشته باشن. از بس اینها همیشه تو اوجن . دیدیم که چه کار سختیه. واقعا سخت.
دلم امروز هوس پنجره کرد. رمانش رو میگم هااا. دلم پنجره میخواد با بامداد خمار. بعدش دولم جواب بامداد خمار رو میخواد که اسمش نمیدونم چیه. اونموقع اینقدر بدم اومده بود که با انزجار خوندمش. حالا دلم میخواد بی طرف بخونم. آخه من تو داستانها زندگی میکنم. وقتی میخونم میرم توش. اینه که زنده حسشون میکنم و زنده تصور می کنمشون.
05/27/2008 10:01
best of: la bonne cuisson!
خب الان باز یه متن خوندم وبازم دلم خواست اینجا بذارمش.البته ههمون کمابیش میدونیم این چیزها رو ولی گهگاهی یاد آوریش بد نیست.هم من راه میافتم توترجمه هم اینکه خودم و شاید شماها چیز جدیدتری یاد بگیریم.
روش درست پخت وپز:برای بهینه سازی رژیمتون و مبارزه اساسی در مقابل کلسترول یکی ازباریکه راه های لازم انتخاب روش درست پخت و پز هست.روشی که شما غذاهاتون رو درست میکنید میتونه سود و بعضا ضررهایی داشته باشه براتون.هدف اولیه پختن این نیست که به خومون غذای گرم رو بخورونیم بلکه از بین بردن مواد خطرناک و مضر توی بعضی از غذاهاست و کمک به بعضی مواد دیگر برای قابل هضم تر شدن.برای سود بردن از خاصیت اصلی مواد غذایی بدون جنبه های مضر اون،تنها کافیه روش درست پختن رو انتخاب کنیم.
هفت 7 پیشنهاد برای انتخاب روش پخت:
یک.برای گوشتها و ماهی ها، ایده آل اینه که اونها رو به روش بخار پز رست کنیم، که تشکیل شده از پختن مواد غذایی توت بصورت آرام و سرو کردن تا حد امکان از آب اونها مثل مایع خوراکی.
دو.اکیدا توصیه نمیشه استفاده از گوشتهای گریل شده توسط بربکیو بیشتر از دو بار در ماه. اگر این براتون کافی نیست، مارینه کنید(در سرکه بخوابونید یا سس و نمک بزنی) قبلش و یه بربکیو عمود انتخاب کنید تا جلوی این رو بگیره که چربیها داخل خاکستر نیفتند(یعنی باعث بشه که چربیها روش نمونند و روی خاکستر بیافتند).در واقع، دود تولید شده توسط چربی گوشت شما میتونه سرطان زا باشه.
سه.پختن سبزیجات در آب روش بسیار ایده آلی هست حتی اگه گاهی باعث از دست دادن مقداری ویتامین بشه. یادتون نره که حتما سبزیجات رو توی آب جوشیده بخوابونید ، چون اونها کمتر خاصیت غذایی شون رو از دست میدند.و برای اینکه مطمئنمباشید که هیچ چیز رو ازدست ندادید، میتونید آب سوپ رو هم بنوشید...
چهار.تا جایی که به سبزیجات سبز مربوط میشه،خواهشا از دیگ زودپز استفاده کنید.برای اینکه حداثر ویتامین خودشون رو نگه دارند،از کندن پوستشون صرفنظر کنید(البته خوب قبلش بشوریدش).و به صورت خام مصرف کنید.
پنج.استفاده کردن از ووک،ماهی تابه بزرگ با دیواره بلند اوریجین آزیاتیک، به ما این اجازه رو میده که سبزیجات رو با نگه داشتن تمام مواد اصلیش(قیژ قیژ کردنشون زیر دندون) و بدون چربی استفاده کنیم.
شش.پختن مواد روی چوب درسته که یه دود و بوی دود با ارزشی راه میندازه ولی همچنین باعث ایجاد ماده قیر گون سمی هم میشه.(همون سیاهی هایی که گاهی روی گوشت هامون میبینیم).ا
هفت: مواظب پختن مواد نشاسته دار باشید:خمیر(خمیرف نون، رشته)های خیلی پخته شده،مثل شکر های سریع عمل میکنند بجای اینکه نقش اصلی خود رو که همون شکر کند هستند بازی کنند. اونها رو هم ترجیحا به صورت خام تر مصرف کنید(و بدون سس)و بخوریدشون به محض اینکه پختنشون تموم شد.
روشهای پختی که اکیدا توصیه نمیشه:
از قسمت های چرب صرفنظر کنید.چربی ها اشباع میشن به محض ایکه گرما بهشون میرسه به جسم مرکب سنگین که مسئول سوخت و سازاضافی هست.بالاتر ازگرمای مورد نظر و نقد شده اونها به فرم بدنه سمی به طور پتانسیل سرطان زا در میایند.محض اطلاع،این گرمای اضافی به اندازه کافی دردسترس هست وقتی که قسمت چربی دود میکنه.در نتیجه، اگر قرار باشه قسمت چربی رو برای پختن استفاده کنیم،تنها روغن زیتون و پسته زمینی هستند که مانعی ندارد استفاده از اونها.
از گریل، بربکیو و محصولات دودی سو استفادعه نکنید.اونها هم مضر هستند،بعلت سرطان زا بودنشون اگر که گریل کردن مواد کربونیزه رو روی گوشت بجا بذاره.
تو بن بست قرار بدید پهختن مواد رو توی میکرو اوند(حداقل ازش استفاده کنید، جایی که چاره ای نباشه)که مایل هست به ضایع کردن امتیازات(سودمندی های) مواد غذایینسبت به روشهای دیگر پختن.
توصیه متخصص:به فکر پختن از پپیوت بیافتید(کاغذ زر ورق که دور گوشت میپیچیم؛مثل بیگودی دور مو) به همراه یک فویل آلومینیوم یا کاغذ سولفوریزه.، شما عملا میتونید تمام مواد غذایی(گوشت های سفید، ماهی، سبزیجات) رو بپزید.تیکه گوشت مورد نظر رو روی کاغذ آلومینیوم بذارید، کمی ادویه، پیاز،آب لیمو،گوجه،سبزیجات کوچیک بهش اضافه کنید....بذاریدش تو فر با دمای متوسط بپزه.در عوضف زمان پختن یک سوم طولانی تر هست نسبت به زمان عادی.
متخصص تغذیه: اورولی بودوئین
05/27/2008 05:06
49 et 50
موندم این خانوم های 50 ساله چطوری وزنشون رو اینقدر قشنگ کم میکنند. انوقت من با 26 سال سن هی قرت و قرت موتور وزنم آب روغن قاطی میکنه و قاط میزنه. جل الخالق...اینقدرم شاد و شنگولی هستند که نگووو. اصلا یکی از پشتوانه های من برای شروع دوباره رژیم و کم کردن اینهمه وزن یکی از همین خانوم های 50 ساله بود. اینقدر قشنگ برام توضیح داد که چیکار بکنم و چیکار نکنم که من زدم رو گاز و رسیدم اینجا. ولی حیف که خودش بعد اینهمه مدت ول کرده و زیاد کرده .به وزن اولیه اش نرسیده ولی خیلی دور شد. آخرین باری که دیدمش دو ماه پیش بود که میگفت منم از فردا شروع میکنم. نمیدونم آیا فرداش رسیده و شروع کرده یا نه؟ هنوز منتظر فرداهای بعدی هست؟
تنبلیم گرفته و با اینکه تو خونه کلی وقت اضافه دارم همش به بطالت میگذره. اون از انور. که نوشته بود آمار کتاب خونی ایرونی ها به طور متوسط دو صفحه است در سال؟ یه همچین چیزی بود نه؟ حالا کسی اگه درستش رو میدونه و مطمئنا مال من که گفتم غلطه بیاد صحیح کنه. اینم از اینور که آدم اینهمه وقت اضافه داشته باشه و بتونه تو خونه انواع حرکات رو انجام بده ولی نمیدههه. یا حالش نیست. یا حسش نیست. یا اینقدر ذوق داره که انجام بده ولی میشینه تو ذهنش حرکات رو انجام میده. چقدر زحمت میکشههههههه.جدی. شده یه وقت هایی بشینم تو ذهنم بگم الان پا میشم و این حرکت و این حرکت و اون حرکت رو انجام میدم. رو این قسمت و این قسمت و اون قسمت کار میکنم و اینقدر خیالبافی میکنم و وقتم رو اینجوری به فانتاسم کردن رو ورزش میگذرونم که آخرش وقتی فکرام تموم شد میشینم تله نگاه میکنم یا یه فیلم میذارم یا یه آهنگ و بعد میرم تو فکر و خیال اضافی. شاید برا شما ها هم این اتفاق افتاده باشه. الانم از اون موقع هاست. اومدم دارم الکی مینویسم که نرم یه خورده حرکات انجام بدم.
فردا هم پخوف زبان قدیمی ام که خیلی مدیونشم یادگیری زبانم رو داعوتم کرده خونش به صرف قهوه. حال ندارم برم هااااااااا ولی خوب چون تل زده باید برم دیگه. آخ آخ دو تا هم گربه داره. میترسم پگاه بترسه یا حساسیت نشون بده بعدا بدنش. چون کلا با حیوون جماعت سر و کار نداریم ما.بعدش منم قبلا که میرفتم همش پاهام رو رو مبل بالا میذاشتم که این دو تا ورووجم نیان پشت پام. اینقدر میترسم. بدم نمیاد ولی میترسم. خدا به دادم برسه . آخه اینها که حالیشون نمیشه فکر میکنن که ما یا من بدمون میاد در صورتی که من میترسم مثل چییییی.حالا میگم معلم زبان ولی دوستیم با هم.امسش لورانس هست و وقتی پگاه هنوز بدنیا نیومده بود ما هم با هم ول بودیم.بعدش من اینقدر مشغول بچه و اینها شدم که کلاس رو گذاشتم کنار و راندوو هامون خیلی کم شد.
من برم شاید بتونم دو سه تایی حرکت انجام بدم و یه خورده بعد مدتها درازنشست برم.تازه تا 8 ژوئیه هم باید و حتما 60 شده باشم. حالا کی میخواد تلاش کنه؟ رقیییییییییییی
05/25/2008 11:35
47 et 48
خب من دیروز دختر خوبی بودم. ناهار رو نون پنیر گوجه خوردم با ماست که شب اگه زیاده روی کردم اشکالی نداشته باشهو هرچند جو منو گرفت و برنج خوردم. مهمونیم هم خوب شده بود. غذاهام خوشمزه شده بود و باب میلم. نیست منم حساااااااااااس. مهمونا هم نامردی نکردن و کیک شکلاتی آوردند. که در نتیجه منم دو تیکه از اون خوردم.
امروز هم تا الان خوب بودم ولی یه دفعه دلم هوس چیپس کرد هیچی دیگه....یه ده تایی چیپس خوردم و البته یه بسته و نصفی ترد. اوه لا لا. یه ساعت پیش باید طبق برنامه هر هفته میرفتیم ورزش. ولی پگاهی نکرد نامردی و گرفت خوابید. الانم وقت فوتبال باباشه و اونم رفته فوت بازی کنه. مامانش هم واسه اینکه یه خورده از این کالری های اضافی رو بسوزونه باید الان یه آهنگ دامبولی دیمبوم بذاره و برقصه واسه خودش .
من دیشب به یه نتیجه ای رسیدم و دیدم واقعا گاهی لازمه که ملت یه خورده راجع به مساثل جن. سی مطلب بنویسن. راستش کلا خودم زیاد موافق این روش نبودم ولی دیشب قبول کردم. کلی درد کشیدم. کلی حسرت خوردم و کلی تاسف خوردم از اینکه دیدم یه خانم تحصیلکرده 29.30 ساله اعضای بدن خودش رو نمیشناسه. حسابش رو بکنیییید. یه دختر مثلا خیلی هم حالیشه به قول خودش. داشتیم توی مجله کِل دنبال لباسمون میگشتیم همینجوری ورق زدیم رسیدیم به قسمت دیل. دو هااا. صحبت طبق معمول جمع زنانه کشیده شد به مسائل جنسی . و در آخر جمله ای گفت که دلم سوخت برای خودموووون. جماعت زن آموزش ندیده. برگشت بهم گفت: من اسم این که گفتی(کلیتو.ریس) رو شنیدم ولیییییی نمی دونم کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حسابش رو بکنید. نمی دونه کجاست؟ پس تا حالا داشته چه غلطی به این هیکلش میکرده؟ اه اه گند بزنن.وقتی یه زن ندونه حتی جزئیات بدنش رو بشناسه و لمسشون کنه به درد چی میخوره؟ حالا نه زن، مردم باشه. نباید بدنش رو بشناسه ؟ آخه چی بگم؟
حالا منم موافق شدم با اونهایی که سعی دارن آموزش بدن. نه اینکه من بخوام اینکارو بکنم هاااااااااااااا ولی کارشون رو تایید میکنم و تشویقشون میکنم. حالا نه اینکه بخوایم مساله رو جن.سی کنیم هاا ولی خدایی زن ندونه اعضای بدنش چی به چیه؟ چی به چه کار میاد؟
و البته لزومی هم نداره که یه عده بیان و بگن اه اه چه زشت و بی تربیت ورداشته اینها رو نوشته. و البته همین ها ممکنه هزار تا مزخرف پرت رو بخونن و هی به به و احسنت هم بگن ولی تا میای یه کلمه حرف حساب بزنی هی برات امر به معروف و نهی از منکر میکنن. وااه وااه
گفتم هااااا من خودم مخالف شدید این چرت و پرت نویسی های جن. سی هستم که البته اگه بی ربط باشه ولی اگه آموزش باشه چه اشکالی داره، ولی الان با همون چرتهاشم موافقم. شاید برای یکی درس باشه.یه چیزی یاد بگیره. فکر کنم آخرش باید به جای کشیدن این قسمت برای اون دوست مجبور شم براش یه اطلس اعضای بدن رو بخرم و کادو بدم بهش تا بدنش رو بشناسه. چه دنیایه.
خیلی سخت بود برام نوشتن این کلمات هااا، ولی گفتم شاید یه تلنگری باشه برای یه سری. شاید همین بین خودمون هم کسانی باشند که هنوز با بدنشون آشنا نیستند. خیلی بده. بدنی که داریم باهاش زندگی میکنیم باید وجب به وجبش رو بلد باشیم. لمس کرده باشیم و اون لذت ها رو تجربه کرده باشیم. منو بی تربیت یا بی شخصیت یا نفهم ندونید لطفا، فقط دلم سوخته برای زنی که تو همه چیز پیشرفت کرده ولی کوچکترین جزییات بدنش رو هنوز نمیدونه . دلم فقط براش سوخت.