maman pegah

khastan tavanestan ast, hich talaashi bi natije nemimanad...

My Profile

  • Name: roghi
  • City: nantes
  • Country: FR

My Weight Loss

Height:
Start weight: 93.00kg
Current weight: 68.10kg
Goal weight: 60.00kg
Lost to date: 24.90kg
Remaining: 8.10kg

My Calendar

1
December '08
< December >
S M T W T F S
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

My Photos

Before After

روز دوم

اوه اوه، میترسم تعریف کنم بعد از الان تا شب همش خرابکاری کنم. ولی دلم میخواد بگم و به قولی تشویق کنم خودم رو که ادامه بدم تا روزهای بعدی. اصلا و ابدا تا این لحظه بد نخوردم.برای اینکه امتیاز منفی نگیرم دو ساعت راه روی کردم. چون راه رفتم.

صبحانه:40 گرم نون سبوسدار 25 گرم پنیر یه لیوان چای تلخ

ناهار: 100 گرم فیله سومون 40 گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی یه لیوان و نصفی کوکا کولا لایت لیمون(3 کالری)د

عصرونه: 1.3 موز 1.3 کیوی یه لیوان شیر بدون چربی

شام:دو پیمانه و نیم سوپ.همین

میزان کالری دریافتی:916.5. دیدید گفتم بچه خوبی بودم؟

خب هستی جان گفته که برم سایت کرمانی نگاه کنم. رفتم دیدیم. نوشته کالری یه ساعت راه رفتن کند میشه صد 180 کالری . پس من این دو ساعته 360 کالری سوزوندم. به به ...

روز اول از برنامه؟

صبحانه: 35گرم نون سبوسدار 25 گرم پنیر یه لیوان چای تلخ

میان وعده:8 عدد بادام زمینی

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون 100 گرم ماست نصف گوجه یه دونه هویچ

عصرونه: نصف گلابی یه برش طالبی یه لیوان شیر بدون چربی

شام: دو لیوان !!! ماکارونی 100 گرم ماست

آخر شبی: نصف گلابی

کالری دریافتی:1027

امروز روز اول پریودیم بود و اصلا حال ورزش نبود. کلی خوشحال بودم و از طرفی کلی ناراحت. یه کار بدی کردم در مورد پگاه که باید به خودم قول بدم تکرار نکنم.مامان بد بد اخلاق  نرووز تکانشی  بی ادب(اینا همه رو به خودم گفتم ها). باید یاد بگیرم که کنترل اعصاب داشته باشم و اینقدر سریع عصبانی نشم .

 

پایی که می لغزد مدام...

گل کاشتم اونم چه گلی. اصلا اینجوری نمیشه باید یه کاریش بکنم. این شوهر من همیشه یه مدل خاصی از مادلن رو میگیره. از وقتی که من احساس تپلی کردم و گفتم چاق شدم و نباید بخورم این رفته مدلی رو میخره که من دوست دارم والا من اصلا مادلن بخور نیستم. شما دیدید من قدیما خورده باشم؟ حالا این گیر داده هر چی هم بهش میگم نگیر بازم میره بسته های بزرگش رو هم میخره. ای داد بیداد از دست آدمی که دوست داره اذیت کنه. آقا من اراده ندارم دیگه. ضعیفم نسبت به این جیگر خوشمزه. خب چرا دم دستم باشه. میخوام دوری کنم تو خونه نباشه که نخورم. والا خودم که اصلا نمیخرمش. نتیجه هم این میشه که بازم صبح یه 10 تایی خوردم و بعد گفتم بسه دیگه نخورم. هی کنترل کنترل تا شد عصری دوباره خورده. یعنی بازم همون قدر خوردم. ای داد بی داد از دست آدم بی جنبه. ولی میخوام شام نخورم اگه بتونم یا حداقل یه برش طالبی یا نهایتا یه میوه ای چیزی بخورم. خدا کنه بتونم. پوووووف

ولی خب یه ساعت و ربع پیلاتیس کار کردم. خوب بود نه. تو خونه دیگه. راهش رو یاد گرفتم حالا که اگه نتونم هم برم سالن میتونم تو خونه وقتی پگاه خوابه اینکارو بکنم. دارم میافتم رو دور ها. هر روز ورزش حتی اگه سنگ هم باشم حتما وزنم میاد پایین. البته اگه این هرزه خواری ها بذاره.

صبحانه: 35 گرم نون سبوسدار 25 گرم پنیر یه لیوان چای تلخ

میان وعده: 15 عدد بادام

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 100 گرم ماست بدون چربی سالاد

عصرونه: نصف سیب نصف گلابی نصف شلیل یه لیوان شیر 300 گرم مادلن کوفتی

کالری:1990 تا این لحظه

ورزش: یه ساعت و ربع پیلاتیس 40 تا دراز نشست

et ça dur encore et encore....

et ça dur encore et encore, et qu'est ce que c'est fatiguant d'etre à la place de qqn qui nie tous, et elle sait qu'elle est responsable de ses actes, et elle peux pas réparer ses fautes parce qu'elle est trop stupide....

en plus elle est tellement naif que pense que l'autre viendra la voir et lui parler.... et ça dur encore......

الا فعلا حال نوشتن رژیمی نیست خیلی تو حسم و اصلا هم حاضر نیستم از این حس عاشقانه بیام بیرون. تازه همین الانم باید برم پیلاتیس کار کنم. پس یه حس عمیق بگیرم و عاشقانه شروع به کار کنم.

این آهنگ بسیار زیبا و عاشقانه و غمگین و همه چی کریس دی برگ رو گوش کنید چون پشیمون نمیشید(عین این فروشنده ها که میگن ببر مطمئنم پشیمون نمیشی) و شما هم یه حس بگیرید. من از این کریس دی برگ کلی خاطره دارم از روزهای جوونی و عاشقی و بی خیالی.... یادش بخیر اون روزها

کریس دی برگ

این شوخی با مسئولین رو امروز تو بالاترین خوندم. قشنگه شما هم بخونید اگه قبلا نخوندید:

...........................................................

من البته الان تمرینم تموم شد. 50 مینوت بود. خوبه آدم در بدترین شرایط روحی ورزش کنه و الان مثل من حسابی شارژ بشه و از این رو به اون رو بشه. البته من که کلا این مدلیم. آب نبات چوبی هم سریع شادم میکنه و همه غم ها رو فراموش. 

سردرگم جون، این سیکرت استوری ت اف ان رو میبینی؟ این دو دختره ناتالای و سامانتا دیگه قصه اشون بدجور داره اعصاب منو خورد میکنه. این دختره بی شعور ناتالی دیدی چطور جلو ملت آبروی سامانتا رو برد؟ همچین میگه تو تنها ی تنهایی که انگار دیگه هیچیکی پیدا نمیشه که با سم بره. لامصب دلم میخواست خفه اش کنم. دختره دهاتی زشت. با اون رژ گونه ای که دیشب زده بود و عین دهاتی ها شده بود. خاک تو سرش کنند. زنیکه انتر بدبخت رو حسابی خوردش کرد. من والا اگه جای سامانتا بودم میرفت با یه دختر خوشگل اند س ..ک..س...س..ی تا حال اینو بگیرم.  اینقدر که دیشب من حرص خوردم از دستش. الهی جز جیگر بگیره. 

هرچند البته بگم ها من از اخلاق گند سامانتا خوشم نمیاد مخصوصا اونجایی که حیدر رو حسابی بی ریخت کرد با حرفهاش. ولی خب حقش نبود بیچاره رو اینجوری خراب کنه جلو جمع. ولی من هرچی گشتم تو سایتشونم نفهمیدم مگه این با ماریلین کوشه کردند؟ یا بیزو میزو رد و بدل کردند؟  فکر کنم یه خورده عاشقانه شده بود بینشون ولی خب اگه کاری خلاف عرف زن و شوهری(زنی) انجام نداده باشه خیلی گناه داره اینجوری مجازات بشه. طفلک دلم براش خیلی سوخت دیشب.آخیییییی 

..............................................................................

صبحانه: 40 گرم نون سبوسدار 25 گرم پنیر دو لیوان چای تلخ یه لیوان قهوه تلخ

میان وعده: 8 عدد بادام اشکی

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 17.5 گرم نون 100 گرم ماست سالاد

عصرونه: یه شفتالو نصف دیگه اش یه لیوان شیر بدون چربی یه دوه نون سوخاری سبوسدار یه دونه مادلن سالاد 40 گرم وی انواز

شام:100 گرم ماست دو عدد ژامبون دو درصد 35 گرم نون سالاد

کالری:1185.8

 

... عروسی تو ... یادش بخیر بچگی هااااا

همه چی از یه جمله مسخره شروع شد.

دخترک؟ تو نمیخوای ازدواج کنی؟

همین یه جمله کافی بود تا دخترک دلش زده بشه. پر از کینه و نفرت به پسری بشه که هشت نه سال عاشقش بوده. لحظه به لحظه دلش پر از تپشهای تند و مکرر برای او بود. ولی خود احمقش همیشه عشق رو مسخره میکرد. دل دخترک شکسته شد و خواست انتقام بگیره. بهش گفت برای همیشه ازت جدا میشم. میخوام عوض شم. میخوام دخترکی بشم که دیگه قلبی تو سینه نداره و دلش برای پسری نخواهد تپید و اسم تو رو برای همیشه تو کنج قلبش دفن خواهد کرد. زمان گذشت و دخترک قصه ما هر روز روز بیشتر از او دور شد. شاید قلب پسرک هم شکسته باشه. شاید او هم با اینکه احساسات ناب نشون میداد ولی دوستش داشت. ولی برای دخترک دوست داشتن کافی نبود.همیشه اند همه چیز رو میخواست. دوست داشتن تنها براش زجر آور بود. میخواست که عاشقانه پرستیده بشه. تنها تک سوار قلب پسرک باشه. شب و روز مثل او به خاطرش بگریه و با شنیدن صداش انگاری که دنیا رو بهش داده باشند، باشه. ولی نه. پسرک قصه ما اهل این جور برنامه ها نبود. از دور همیشه عشق نثارش میکرد و به هم که میرسیدند حسابی یخ میشد. اذیت میکرد. سر به سر میذاشت. میگویند وقتی یکی زیاد اذیتت میکنه یعنی خیلی دوستت داره. الهه همیشه همین رو به دخترک میگفت ولی شنیدن کی بود مانند دیدن. بعد ها پسرک طی یک تماس تلفنی یه دخترک گفت: آیا عوض شدی همونجور که میخواستی و دخترک جوابی نداد. فقط سکوت کرد و سکوت هم حرفها در سینه داره.

زمان گذشت و گذشت و پسرک تنها شد یه خاطره کمرنگ تو زندگی دخترک. دیگه تپش قلبی نداشت. دیگه به او فکر نمیکرد. او موفق شده بود پسرک رو از قلبش برونه. بععععله.دخترک همین رو میخواست. آرزوی بزرگش این بود که روزی فراموشش کنه و کرد. حالا دیگه دل بستن  و دل ستاندن براش راحت بود. به راحتی آب خوردن. زد و با پسرکی دیگر آشنا شد. پسری که میخواست دنیا رو به او ارزانی داره و حاضر بود کوه ها رو به خاطر او جابجا کنه. میگفت میخواد خوشبختش کنه. میخواست همه درد ها و رنج ها رو از دلش برونه. دخترک قصه هر روز عاشق تر از قبل شد و مجنون خود رو نیز روز به روز عاشق تر میکرد. دایی جان بزرگ میگفتند که این عشقی گذرا بیشتر نیست و خیلی زود دخترک را فراموش خواهد کرد. ولی نه... این دو پیمان بسته بودند و عهد کرده بودند که برای همیشه با هم بمانند. دخترک چیزی تو ذهنش جز بودن با پسر نبود. دیدار های هر روزه و هر روزه. تا اینکه به هم رسیدند و زیر یک سقف حتی بنا به مخالفت بقیه زندگی کردند. هیچ حرفی و پشت گوشی تاثیری در عشق این دو نداشت. عاشق شدند و عاشق ماندند. برای همیشه. پسرک  به همه حرفهایی که زده بود عمل کرده بود. دخترک خوشبخت ِ خوشبخت شد و پسرراضی از اینکه دل عزیزش رو همیشه شاد نگه میداره.

.....و عشق و زندگی هنوز برای این دو ادامه داره 

http://www.umahal.com/g.htm?id=8102

........................................................................................................................

صبحانه: 35 گرم نون سبوسدار 25 گرم پنیر یه لیوان چای

ناهار: دلمه کدو سبز(گوشت چرخ کرده 15 درصد چربی)  100 گرم ماست سالاد

عصرونه: یه لیوان شیر بدون چربی نصف سیب نصف پرتغال 20 عدد بادام

شام: 150 گرم دل مرغ 17.5 گرم نون 100 گرم ماست

آخر شب: 8 عدد بادام اشکی نصف شلیل نصف سیب نصف گلابی

کالری:1191

ورزش: یه ربع دویدن یه ربع دوچرخه 100 کالری استپر یه ربع بدنسازی با دستگاه (کار رو باسن ران)البته صبحی 40 تا دراز نشست هم رفتم.

با تلاشی که دارم حداقل تو ورزش و یه کمی تو خوردن انجام میدم ولی همچنان وزنم تغییر محسوسی نکرده. مشکل معلوم نیست کجاست ولی هر جا هست من منتظرم و همچنان ادامه میدم. میدونم مقصر من بودم وخودمم باید جبران کنم حتی اگه زمان بیشتری لازم باشه تا وزنم بیاد پایین. تصمیم دارم روزایی هم که سالن نمیرم با ویدئو های یوتوب پیلاتیس کار کنم که خوشم اومده ازش. عالیه به نظرم و میتونم رو فرم بدنم کار کنم.فکر خوبیه نه؟

جاده خاکی ؟؟

        همیشه اینقدر شجاعت داشته باشید که چیزی رو که فکر میکنید بگید:.... احمق                                

منو بگو صبحی داشتم به تو دوست گلم(س) لسون میدادم که ال و بل ه. نگو خودم امروز از دست این شوهرم عصبانی شدم و جلو چشمش شروع به پرخوری کردم. قضیه این بود که داشتیم برای تلویزیون آنونس میدادیم و باید قفسه ها رو خالی میکردیم. شونصد روز پیش بهش گفتم خودت میخوای کار انجام بدی خودت هم باید خالیشون کنی. نکرد که نکرد. گذاشت امروزکه خواست فتو بگیره هی این پا و اون پا کرد. منم عصبانی پا شدم دو ساعت تمیز کاری. این شد که حرصم گرفت حسابی و بعدش نشستم 300گرم مادلن نوش جان کردم. تازه هی همون لحظه جلو چشام بود که امشب جواب دوستام رو تو بلاگ چی بدم؟ بگم من اینهمه خوردم ولی اینقدر خون جلو چشام رو گرفته بود که ترجیح دادم بخورم تا اینکه صدام رو بندازم رو سرم و هی غرغر کنم. تازه نزدیک پریود هم که باشم دیگه اوضاع بدتره. خونه ممکنه خراب بشه رو سر آقا. این شد که اینننن شدددد. ببخشید دیگه. االان حساب میکنم ببینم چقدر خرخوری کردم . الان به مدت 45 مینوت پیلاتیس کار کردم که حسابی عرق ریزون شدم و نفس کم اومد والا خداییش میخواستم تا یک ساعت برم.

صبحانه: 40 گرم نون 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی سالاد

عصرونه: نصف سیب 1.3 پرتغال 300 گرم مادلن(ای کارد به اون شکم بخوره) یه لیوان شیر بدون چربی 30 تا بادم زمینی

شام:4 ملاقه سوپ جو

کالری: 2692 (یعنی مثلا من خیلی شرمنده ام)

ورزش:صبحی 40 عدد دراز نشست واجبی! 45 مینوت پیلاتیس

.........................................................................................

آقا داشتم تو یک سایتی مطلب در مورد رژیم میخوندم که رسیدم به بحث انواع رژیم ها. چند تاییش رو گفته بود. یکی از اونها رژیم دکتر کوهن هست. احتمالا فرانسوی هست. ژام میشل کوهن. دو مورد داده. یکی شبر حسب پایه 1200 کالری حساب کرده و اصلا برنامه غذایی داده و دیگری بر اساس پایه 1400 کالری. به نظرم قشنگ میاد. یه خورده شبیه مدل من در آوردیه که  من قبلا اجرا میکردم و حسابی هم موفقیت آمیز بود. ساده است و فقط چند تایی کلماتش ترجمه لازم داره. دلم میخواد امشب درشون بیارم و براتون بذارم. شاید به درد کسی بخوره و بخواد استفاده کنه. سرم الان خیلی درد میکنه چون هر وقت زیاد عرق میکنم سردرد میگیرم اگه بهتر شدم چند دقیقه بعد میام سریع مینویسم اگه نه شاید شب و فردا. بر میگردم.

گل ارکیده

مانکن که میگن یعنی این خانم                                              

یه نیم ساعتیه از ورش برگشتم و حسابی شارژم. خیلی این ریتم کاری رو دوست دارم. و دوست دارم ادامه پیدا کنه.حیف این وکانس های وسط هی پارازیت میندازند تو روند کاریم. ولی بهرحال حال رو خوش باش به قولی دیگه نه؟

عرض کنم که یک کیل.متری پارو زنی رو کار کردم و 100 کالری باهاش سوزوندم(خب تنظیم میکنم و همه اطلاعات رو بهم میده دیگهههه) و بعدش هم چون پایین ملت داشتند فوتسال بازی میکردند کنسل شد دویدنم و رفتم بالا دوچرخه زدم. نیم ساعت و 10 کیلومتر رفتم و 200 کالری ناقابل سوزوندم. یاد روزهایی بخیر که 13 و خوردی میرفتم و بعدش 400 کالری میسوزوندم. ولی راستش زیاد حال تند زدن ندارم.معمولی میزنم رکاب اینه که کم شد. ولی خدا رو شکر تا این لحظه خیلی هرزه خواری نکردم و راضی راضی ام از خودم.یه پسر فرانسوی هست که قهرمان بوکس فرانسه است و همیشه میاد. یعنی شاید هیکلش حدود 70 کیلو باشه ولی خیلی قرصه  و هفت روز هفته این بشر میاد ورزش. همیشه هم کمتر از 3 ساعت کار نمیکنه. باور کنید. امروز عجیب یه ساعت هم کار نکرد. طبق معمول با ساک گنده اش اومد و بعد نیم ساعت رفت. البته حدس هایی میزنم چرا اینقدر زود رفت. کلی هم سر این مساله من قش رفتم از خنده و شوهرم هم با چشمهایی حدقه زده منو نگاه میکرد که بابا نخند یارو فکر میکنه به اون میخندی. خلاصه که بساطی بود امروز.بعد که من اومدم خونه نامردهای فوتبالیست بعد 10 مینوت دیدم از پنجره که داشتند میرفتن. الهی بگم خدا چیکارشون نکنه. نذاشتند امروز با دل خوش بدوئم و حالم رو ببرم. چونه که نیست ماشالله همینجور میحرفم....

صبحانه: 40 گرم نون سبوسدار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ سرد

ناهار: بریانی مرغ(خیلی خوشمزه شده بود هااا) 100 گرم ماست بدون چربی 30 گرم نون سالاد

عصرونه: 1.3 سیب 1.3 کیوی یه لیوان شیر بدون چربی 15 تا بادام زمینی یه کوب کوپ فم یه قلوپ آب پرتفال یه دونه دل مرغ

شام:100 گرم دل مرغ 40 گرم نون 20 گرم باگت 100 گرم ماست سالاد

بعد شامی: یه گلابی نصف سیب و گلابی 15 عدد بادام زمینی

آخر شبم ساعت 12 رفتم بخوابم گرسنه ام شد 6 تا بیسکوییت سوخاری خوردم. ای دل غافل...

کالری:1572

آقا یادش بخیر هوس جیگر و دل و سنگدون میکردی و مامانت سه سوت میرفت  بازار مرغ و خروس و غاز و اردک و از این مدل جک و جونورها برات میخرید محلیش رو و میآورد و دل و جیگرش رو برات سرخ میکرد و میخوردی. هی هی روزگار. اینقدر دلم امروز هوس کرده بود که نگو. رفتیم رلک لق و یه بسته از این دل مرغ ها گرفتیم. نمیشه. مزه مزه اون دل و جیگر نیست. خلاصه چی بود میگفتند؟ کاچی بهتر از هیچی؟ ما هم امشب میزنیم تو رگ تا یادی و خاطره ای رو زنده کرده باشیم.

ای مرغ و اردک های شمال، باشید تا بیام و اون جیگرتون رو خام خام بخورم اینقدر عاشق این سنگدونم با اون قسمت غصروفی قیژ قیژیش که خدا میدونه.

ای برپدر اینترنت قطع کن ...

 به به ، به به....                     

آقا دیروز صبح چشمتون روز بد نبینه ، اینترنت قطع شد. همینجوری بدون دلیل. هیچی دیگه دماغم و یه چند جای حساس دیگه ام هم سوخت حسابی. منم معتاااااااااد. بعدش تازه من اگه بالاسرم نباشن خرابکاری میکنم. ولی سعی کردم خوب باشم. به نظرم دیروز به نسبت خوب بودم و حتی لول بخرج داده و برنامه روزانه ام رو تو وورد نوشتم که احساس مسئولیت کنم. ولی امروز جاتون خالی صبحی با پگاه یه ده تایی سوخاری خوردمو هر کدومش 28 کالری داشت. ووواااااوووو. موندم راست میگفتند قدیم ندیم ها خواهرام که این رقی گودال داره و نه شکم. هر چی میریزی توش باز جا داره.

ولی الان که اساعه اینترنت به طرز معجزه آوری و با یاری آقا امام زمان و معصومه مکرمه خواهر همنام رقی و مصی  به راه افتاد میریم که مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی در دو ناحیه که همانا آمریکا و چاقی باشند بزنیم و باشد که اداره امور جهانی و شکمی را تحت کنترل کامل بگیریم که همانا لیاقتش را داریم.

برنامه دیروز 18 اوت :

 

صبحانه:40 گرم نون سبوسدار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ

میان وعده:20 گرم نون یه کوچولو پنیر خامه ای

ناهار: 100 گرم کباب تابه ای 15 درصد چربی 40 گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی سالاد یه قاشق برنج

عصرونه: نصف سیب نصف گلابی یه دونه نون سوخاری سبوسدار دو کوب کوپ فم دو لیولن قهوه شیکوره

شام: 4 ملاقه و نصفی سوپ

بعد از شامی: دو تا نون سوخاری سبوسدار نصف سیب نصف گلابی یه مشت بادام زمینی یه لیوان شیر

مقدار کالری:1414

ورزش: 45 مینوت پیلاتیس

 و اما امروز:

صبحانه: 40 گرم نون سبوسدار 18 گرم پنیر بدون چربی دو لیوان چای تلخ

میان وعده: 10 عدد بیسکوییت سوخاری سبوسدار 15 عدد بادام زمینی 5 قاشق مربا خوری عسل

ناهار: خورشت قیمه (کمی بیشتر خوردم) 5 قاشق برنج 100 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: نصف سیب یه قاچ!! طالبی

شام: املت تخم مرغ 40 گرم نون 100 گرم ماست سالاد

بعد شامی: 1.3 سیب

کالری:1568

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

احواله دیگه دگرگون میشه با حرفی، صدایی، نوایی. الان داشتم اینو گوش میدادم. میدونید؟ به نظرن صدای پویا خیلی دلنشینه.آهنگش رو در مورد ایران که خونده هر وقت میخونه بدون اینکه حتی بخوام به ایران و ایرانی بودن فکر کنم ،وقتی گوش میدم حسابی دلم قلقلک میره. آآآآخ که چقدر زیبا خونده این آهنگ رو/

تصویر

.......................................................................

به به، خبرای خوب خوب. من رو کاناپه دراز کشیده بودم و هی داشتم با خودم داستان کیک درست کردن امروزم رو مرور میکردم. به هیچ جامم نبود که هیکل شده عین گوریل. خوش خوشک بودم و هی میگفتم الان میرم الان میرم که ناگاه فرشته نجات که آقامون باشه از راه رسید و به پگاهی گفت : بابا؟ من و تو و مامانی میخوایم بریم ورزش خوب؟ ناناسمم گفت باااسسه. و اینجور شد که به خود اومده و راه ورزش در پیش گرفتم  و نیم ساعت دویدم و اونم چی؟ 2.9 کیلومتر. خوب بود نه؟ بعدشم 25 مینوت والیبال بازی کردیم.

چه خوشبختی از این بالاتر که به جای کیک خوردن بری یه ساعت ورزش کنی؟ هان؟ ای خدا شکرت. جیگرم حال اومد. کاشکی بشه نشینم و پا شم و ادامه بدم بازم روزای دیگه.

گفته بودم؟ یه دختری هست اینجا با دوست پسرش که هر دو رومانی هستند زندگی میکنند. این دختره هیکل داره آآآه  . عین اون موقع خودم هرکول هااا. قدشم تقریبا اندازه من. بعد این هیچ وقت ورزش مرزش تو کارش نبود و تا یه ماه پیش عین خیالش هم نبود. مدتیه که میبینم هر روز میره با لباس ورزشی بیرون. نگووو داره لاغر میکنه. امروز شوهرم میگفت که دیدتش تو سالن داشته میدوئیده. نمردیم و الگو هم شدیم. یادمه دوست پسرش قبلا که خونمون اومده بود بهم گفت خوب لاغر کردی و من و دوستم میخوایم لاغر شیم و میخوایم شروع کنیم. تازه همیشه قدیما منو تو سالن میدید که میدوئم. اهم اهم.....

دوستان نظرتون با یک عدد رقی مشاور تحصیلی تو دانشگاه چیه؟ خیلی شغل ضایعی هست؟

 

به خود بیا و استارت بزن لطفاااااا

اوه، عزیزم تو میگوزی تو  آوازمون!                         

خب من الان البته بعد از خوردن صبحانه یه حساب کتابی کردم و اومدم تو همین قست بادی لوگ اکسترا که همیشه قسمت های مختلف بدن رو با متر اندازه میگیرم سانت های جدید رو وارد کردم. آخرین بار حدود یک ماه پیش بود. داشته باشید. دور شکم 9 سانت اضافه و دور باسن کلی 15 سانت اضافه شد فقط. خیلی فاحشه!! نه؟

وای خدایا باید یه کاری بکنم. یعنی خیلی ضایع هست هااااا. افت داره برا رقی . تازه پریروز یکی از جاری های بسیار های لولم!!!!(از در عقب صندلی جلو به قول یکی از مسئولین خوابگاه دانشگاه...) بهم گفت چاق که نشدی؟ بعد یه هرهری هم تحویلم داد. منم با کمال پررویی گفتم نههههه. عجب دروغی. هرکی ببینه حتما میگه چاق شدی. درسته دو سه کیلو خیلی فاحش نیست ولی به شرطی که ورزش کنی و برنامه ادامه پیدا کنه. نه اینکه ورزش نکنی و هیکل ولو بشه . اینجوری معلومه که تابلو هست. خلاصه که به سلامتی از صبح امروز شروع کردم. تلاشم رو یواش یواش میکنم تا سر به راه شم. تا چی پیش بیاد.

صبحانه: 40 گرم نون سبوسدار 20 گرم باگت 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ

مان وعده: 30 عدد بادام هندی یه کوب کوپ فم !!

ناهار:100 گرم مرغ آبپز 4 قاشق سس اون یه قاشق برنج 40 گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی یه بشقاب پر سالاد خیلی خوشمزه با انواع مخلفات. یعنی هر چی دم دستم بود اضافه کردم. از سبزی خشک محلی گرفته تا بالزامیک گرفته الی آخر

عصرونه: یه لیوان بزرگ شیر(نمیدونم چرا وقتی شیر رو گرم میکنم اینقدر بوی گند میده. از شیر بدم اومده. همیشه سرد میخورم هااا) نصف سیب نصف گلابی 6 تا پسته(ای کارد بخوره به این شکم. همش گرسنه ام میشه). د

شام:200 گرم باقلا قاتق(جان خودم تعریف نمیکنم ها ولی خیلی خوشمزه درست میکنم.مخصوصا اون عطر گل پرش که فضا رو پر میکنه حس خوردن رو بیشتر میکنه ولی عوضش نونم رو نخوردم) 100 گرم ماست سه قاشق برنج

مقدار کالری امروز:1262 تا این وقت شب  

پ.ن: عکس های جدید رو اون پایین دیدید؟ دخمل طلا رو دیدید چه متفکرانه داره به دور دست ها نگاه میکنه؟

 پ.ن2:من عصری 35 مینوت پلاتیس کار کردم. خیلی خوب بود برام و تقریبا احساس رضایت میکنم. آخرش هم کم آوردم والا میخواستم تا یک ساعت رو برم.

ای وووووی

ای وووی ای وووی، بعضی از خونه ها هستند که آدم دلش براشون خیلی تنگه ها ولی میترسه پا توش بذاره.میترسه وارد بشه و حریمش رو بشکونه. میترسه اون خونه اگه خونه رویاهای رژیمی اش هست ترک برداره و ویران بشه. این خونه همون خونه است. با اینکه پریروز اومدیم ولی دلم نیومد تا همین حالا پا توش بذارم. دلم براش یه ذره شده و تک تک صفحاتش برام خاطره است هااا ولی دلم نیومد بیام. از اضافه وزنی که دارم شرمگینم. اینم یکی از دلیل هاش هست. نمیگم که اگه بگم کلی ضایع میشم. باور کنید همش راه رفتم. اکثریت پله برقی رو نرفتم و از پله عادی رفتم بالا و اومدم پایین. ولی خب وقتی همش پاتوقت مک دو باشه همینه دیگه. همش میخواستم سالاد بخورم با بیگ مک ولی مگه یادم میموند. شوهرم هم که مدام سفارش خودش رو برا منم میداد. شرمنده ام. از خودم و خونه  ام. از حرمت خونه ام. ولی دوباره دارم سعی میکنم. هرچند تا همین صبح نتونستم بیام رو روال عادی و مدام خرخوری کردم ولی میگم که من میتونم. یعنی چاره ای نیست باید بتونم. نمیشه و نتونستم و اینها نداریم. خدا بخواد عصری اگه به سرم نزنه و قاطی نکنم میرم میدوئم و دوچرخه میزنم. ای خداااا بشه که دوباره بیام رو فرم.

الان خیلی تو حسم و الکی الکی دلم گرفته و دارم این آهنگ محسن چاوشی رو گوش میدم. صداش رو خیلی دوست دارم . خیلی هااااااا....

 ..................................................................................

غروبی تریپ زدم و رفتیم بیرون و الان حسابی سر حالم. واسه همین رفتم و یه سایت جک خوندم. باحال بود و خندیدیم حسابی با آقامون. شما هم بخونید بد نیست اگه تکراری نباشه. جکه دیگه....

انواع مرد:
اروپایی:1زن داره,1دوست دختر ولی زنشو بیشتر دوست داره.
آمریکایی: 1زن داره,1دوست دختر ولی دوست دخترشو بیشتر دوست داره.
ایرانی: 4 تا زن داره 100 تا دوست دختر ولی ننشو بیشتر دوست داره.

Tracker