maman pegah

khastan tavanestan ast, hich talaashi bi natije nemimanad...

My Profile

  • Name: roghi
  • City: nantes
  • Country: FR

My Weight Loss

Height:
Start weight: 93.00kg
Current weight: 71.70kg
Goal weight: 60.00kg
Lost to date: 21.30kg
Remaining: 11.70kg

My Calendar

9
January '09
< January >
S M T W T F S
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

My Photos

Before After

تولدی دیگر

خب نمی دونستم این خبر بسیار بسیار بسیار مهم رو چه جوری بدم ولی خب میگم.

بنده الان به مدت 7 هفته است که حامله میباشم و اصلا هم قصد نگه داری این فسقلی پر روی بی حیا رو ندارم.

در همین راستا در طی دو هفته دیگر به حیات نداشته اش خاتمه میدهم.

لطفا مرا متهم به قساوت و سنگدلی نکنید.(اینو مخصوص دیانا گفتم). به ج.ن حاجیت راه نداره که نگهش دارم.

آخ که من چقدر از حاملگی متنفرم. چقدر از زایمان وحشت دارم و متنفرم. چقدر از اون یکی دوماه بعد از زایمان متنفرم. به همین خار با اینکه کورتاژ هم دردسر های خودش رو داره ولی از زایمان بهتره به نؤ من. هرچند سابقه کورتاژ رو ندارم.

از همین جا عاجزانه از دوستانی که میان میخونند خواهشمندم اگر تجربه ای در این زمینه دارند با من در میون بذارند. آخه خیلی می ترسم. یعنی فوبی دارم هاااااااا نه ترس معمولی. خیلی درد داره؟ تا چند وقت بعدش خونریزی خواهم داشت. راه دیگه ای نداره؟ آمپولی چیزی البته دکترم گفته دیره برای کاری غیر از کورتاژ.

به مامانم هم نگفتم چون چشامو از کاسه در میار اگر بفهمه میخوام چه غلطی بکنم. شوهره که جرات حرف زدن نداره. میگه تو عصبانی نشو هرکاری دوست داری بکن.

کمکم کنید. این درد سینه هام منو کشته به خدا. ای بر پدر آدم بی احتیاط صلوات.

وای تورو خدا یکی کمکم کنه. دارم از غصه و تحمل این بار به تنهایی میترکم.

 

خسته شدم از بس غر زدم

یادش بخیر زمانهایی که عین بچه مدرسه ایها هر شب مشق مینوشتم و ذوقی هم میکردم و واقعا کارم عالی بود.

الان که دارم مدام غر میزنم و شدم عین این پیرزنهای غرغرو. دیگه دارم از دست خودم خسته میشم. راستش نگرانم هستم که دوستان که میان اینجا دلسرد بشن و برن و تو روحیه بقیه هم تاثیر منفی بذاره.

واسه همین از این به بعد سعی خودم رو میکنم که فقط موارد درست و تاثیر گذار از نظر مثبت رو اینجا بنویسم و خرابکاریهام رو سر بقیه خالی نکنم و حالا اگه نشد تو دلم غر بزنم به این همسر جانم  انتقال بدم که اونم بی نصیب نمونه از این تشویش ها و خرابکاری های من.

راستش دیروز تمام مدت شیرینی خوردم و کیک. البته در بقیه موارد بچه خوبی بودم. یعنی بدی کار اینه که همیشه موارد رژیمی سه وعده اصلی رو رعایت میکنم. فقط گاهی مواقع که خیلی قاط میزنم شیرینی میخورم . یعنی واقعا دلم میخواد بخورم نه اینکه الکی بخورم هااااااااااا. در اون لحظات دلم فقط و فقط همین شیرینی رو میخواد و لاغیر. اونم نه رژیمی بلکه غیرش رو.

حالا تصمیم رو دوباره میگیرم. نهیب رو دوباره به خودم میزنم که ای رقیییییییییییی آگاه باش و به هوش که اگر دیر بجنبی رفتی بالا. بابا آدم باش. کنترل داشته باش. حالا اگه میخوای بخوری بخور مادر ولی جون عمه ات یه کوچولو بخور نه عین گرسنگان اتیوپی تما کیکه رو بریزی تو دهنت. همش به خودم نهیب میزنم که بابا قحطی نیومده که اینجوری میخوری ولی هیچکدوم از اندام به حرفم گوش نمیدن. دسته میره طرفش. چشمها فقط به اون زل زدن و شکم فقط در حسرت اوست. مغزه هنگ کرده و دل فقط عزیزش رو میخواد. اینه که با هماهنگی تمام عوامل اجرایی نقشه به بهترین نحو اجرا میشه. حالا باید به قول یکی از دوستان این دستان رو به صندلی از پشت محکم ببندم که لااقل یکشون از کار بیفته و همچین عملی صورت نگیره.

با تمام این تعریفها هممون میدونیم که تا آدم نخواد و خودشو کنترل نکنه این ماجرا همچنان ادامه خواهد داشت. می خوام بگم کاشکی فلان که یادم میاد کاشکی رو کاشتم و هنوز در نیومده. با کاشکی و ای کاش و از این شرو ورا کار من یکی راه نمی افتهو باید فکرم عوض شه و درست رفتار کنم. برا خودم آرزوی عملی درست و نتیجه مطلوب  میکنم.

 

باید خودم باشم

خب میخواستم راجع به یه موضوعی صحبت کنم.

اوایل خیلی اصرار داشتم که میزان کالری ها رو بنویسم. تا قبل از رفتن به ایران هم اینکارو هر شب انجام میدادم و به قولی مشق شبم هیچ وقت عقب نیفتاده بود. بعد اینکه از ایران برگشتم یه تغییراتی دادم. دیگه میزان کالری روزانه ام رو ننوشتم و فکر کردم دیگه وقتش رسیده که عاقلانه تر و پخته تر برنامه ام رو جلو ببرم. همش 7 کیلو تا وزن هدفم باقی مونده. زیاد عجله ندارم که زود برسم. فقط اویل میخواستم از اون هیکل گنده خلاص شم  که شدم.

اگه یه خورده منطقی فکر کنم میبینم که ممکنه همیشه نتونم با بقیه همراهی کنم یا همیشه جور نشه که برنامه نوشتن رو ادامه بدم و اونوقت چیکار خواهم کرد؟ آیا فلج میشم و وا مونده که ای وای چیکار کنم؟ حالا چه جوری کار کنم؟

فکر کردم به جای این کار بیام نه دیمی که درست بخورم و اگرم روزی زیاد خوردم روز بعدش جبران کنم.حالش رو داشتم ورزش کنم و اگر نشد جبرانش کنم برای روزهای آینده.

برای آب کردن شکم هم برنامه چیدم و فهمیدم که برای ک.چیک کردنش فقط نباید ورزشهای شکمی انجام داد، بلکه باید روی ماهیچه های دیگه هم کا کرد و اینجور میشه که شکم هم تو میره.

الان سه ماه و خوردی هست تقریبا که تو همین وزن ثابت موندم بنا به نصایح و اندرزهای بقیه. فکر میکنم دیگه کافی باشه نه؟ نشون دادم که میتونم وزنم رو ثابت نگه دارم ، البته به خودم.حالا دارم فکر میکنم که باید یه تکونی بدم به خودم و بقیه راه رو پیش برم. ولی انگار در توانم نیست. انگار نمیخوام دل بکنم از این شرایط و این وزن. یا اینکه من انگیزه ام کم شده یا اینکه بدنم قفل کرده و نمیخواد بیاد پایین. در هر .صورت باید برم پایین.

یه چیز خیلی خوشحال کننده هم اینه که دیروز که رفتم فروشگاه خواستم یه پالتو رو بپوشم تا سایز دقیق بیاد دستم که ماه بعد برم بخرم در کمال ناباوری دیدم که سایزم شده 40. یعنی حتی چهل هم که پوشیدم یه کمی لق میزد تو بدنم. خیلی تعجب کردم. چون من یه ماهی میشه درست حسابی ورزش نکردم و از طرفی وزنم هم که از 67 پایین نیومد پس چه قضیه ای پشتش خوابیده من نمیدونم.گفتم شاید اشتباه کردم. هر چی پوشیدم و هر چی زیر و رو کردم همون بود که همون. اینقدر خوشحال شدم که نگو. شاید یه انگیزه جدید پیدا کردم برای ادامه کارم.

 

بازگشت به خانه

سلام

آخی انگاری یه سالی هست که دور بودم از خونم. جاااااااااان هیچ جا واقعا خونه آدم نمیشه حتی اگر از نوع اینترنتیش باشه، خونه خونه است دیگه.

تکرار مکررات نمیکنم و حالشم ندارم که بگم. پس دغدغه های فکری رو میندازیم کناری و میریم روی بحث شیرین رژیم.

من بعد از ناکامی هایی که در کنترل رژیم داشتم قبل از غیبت کبرام، تقریبا یه هفته است که عین آدمیزاد دارم میخورم . منتهی عجیب اینه که هیچی کم نکردم  و تازه گاهی هم اضافه میکنم. البته دو هفته هم هست که پریود نشدم. یه کمی اوضاع مشکوک به نظر میرسه ولی خیالتون راحت قرار نیست دوباره خاله بشید

یه کم دلشوره دارم ولی ایشالله که خبری نیست.

راستی من این سوال رو پرسیدم تو کامنتدونی انار ولی هیچکی یعنی هیششششششششششششششششکی جوابم رو نداد. دوباره بپرسم؟ خب آیا پریود نشدن تاثیری در افزایش وزن داره؟

خودم که فکر میکنم داره تا نظر بقیه چی باشه اونم با سندهاا من همینجوری رو هوا گفتم البته.

راستی موهام رو رنگ کردم اونم قهوه ای.بهم میاد یعنی از قبلی که بهتره. حالا هر وقت عکس گرفتم میذارم.

آخ گفتم عکس و داغ دلم تازه شد.

این یه هفته اخیر اصلا ورزش غیر دراز نشست انجام ندادم. یعنی نه حالش بود و نه وقتش. حالا شاید این هفته جور شد رفتم.

هنوز وقت نکردم هیچ وبلاگی رو بخونم. وبلاگ انار رو هم نصفه نیمه جاهایی که نبودم رو خوندم. باید سر فرت بشینم همه رو بخونم.

 

آدم شدن هم کار سختیه هااااااااا

دیروز:

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 25 گرم پنیر 15 درصد چربی

میان وعده: 6 عدد ویفر دو تا مشت بادون زمینی

ناهار: 200 گرم مرغ 5 قاشق برنج 40 گرم نون 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: یک دونه و نصفی موز کوچیک یه لیوان شیر بدون چربی دو تا مشت دیگه بادوم

شام: یه کاسه بورانی کدو سبز 40 گرم نون مقداری سالاد

آخر شب: نصف انار نصف سیب 3 عدد ویفر

ورزش: 90 تا دراز نشست 40 تایی و 50 تایی. 45 مینوت حرکات ورزشی و رقص

امروز:

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 25 گرم پنیر 15 درصد چربی

میان وعده: 6 عدد ویفر دوتا قاشق چای خوری توتلا یه مشت بادوم زمینی

ناهار: یه کاسه قیمه بادمجون 40 گرم نون 125 گرم ماست بدون چربی دو قاشق برنج

عصرونه: نصف سیب نصف پرتغال یه لیوان کاپوچینو با شیر بدون چربی یه پیتزا کامل سبزی خونگی

شام: هنوز نخوردم

نمی دونم چرا شنبه که رفتیم خرید رفتم سراغ خمیر پیتزا و پنیرش و بیقه مواد لازم برای تهیه یه پیتزا. امروزم درستش کردم و تنهایی خوردم. با سلامت کامل عقل هم اینکارو کردم. گفتم حالا یه بار اشکال نداره. ولی حالا که خوردم پشیمونم. دلم میخواد شام فقط ماست و سالاد بخورم تا جبران بشه.ولی نمیدونم اگه برم سر سفره و سوپ رو ببینم آیا همین نظر رو خواهم د اشت یا نه:

بهر حال غلط کردممممممممممممم اینکارو کردم. اصلا بیخود کردم تنهایی خوردمش. دفعه آخرم باشه  از این هوسها بسرم زد.

حالا هنوز هیچ ورزشی نکردم ولی برای کاهش وجدان دردم حتما یه خورده حرکات ورزشی انجام میدم تا شب با خیال آسوده تری سر بر بالین بذارم

concentration

دیروز:

صبحانه: 40گرم نون سبوس دار 25 گرم پنیر 15 درصد چربی

میان وعده: 6 تیکه ویفر وانیلی

ناهار: بیج بیج 40 گرم نون 125 گرم ماست بدو.ن چربی مقداری سالاد

عصرونه: یه لیوان کاپوچینو یا شیر بدون چربی نصف سیب نصف گلابی 3  تیکه ویفر

شام: یه کاسه و نصف سوپ جو

آخر شب: نصف سیب نصف پرتغال نصف کلمانتین

دراز نشست 50 تا. 45 مینوت هم حرکات کششی برای شکم و ران و فس و پهلوها

آقا من گفتم یه سایتی هست فرانسوی که توش کالری ها رو حساب میکنم.دیرزو داشتم تو قسمت فرومش میگشتم چند تا ویدئو پیدا کردم که حرکات رو نشون میده. ما میتونیم باهاش انجام بدیم تو خونه. لازم هم نیست که فرانسه بلد باشید چون حرکات رو عین اون تکرار کنید. ویدئوش رو جدا نمیشد بذارم واسه همین لینکش رو میذارم که تو صفحه مورد نظر باز میشه. دوست داشتید اینم انجحام بدید. از من که دیروز کلی انرژی گرفت.

http://www.doctissimo.fr/html/forme/reportages-tv/fitness/abdos-fessiers/1001-exercices-gym-fessiers-appuis-varies.htm

این لینک بالا تمیرن برای شکم و فِس(باسن) بود

 http://www.doctissimo.fr/html/forme/reportages-tv/fitness/abdos-fessiers/1004-exercices-abdos-fessiers-conseils.htm

لینک بالا هم همینطور

http://www.doctissimo.fr/html/forme/reportages-tv/fitness/abdos-fessiers/1002-exercices-gym-jambes-fessiers.htm

این لینک بالا برای عضلانی کردن ماهیچه های پا و فس هست

http://www.doctissimo.fr/html/forme/reportages-tv/fitness/abdos-fessiers/1000-exercices-gym-cuisses-bassin.htm

لینک بالا برای ران ها و قسمت باسن اصلی هست

http://www.doctissimo.fr/html/forme/reportages-tv/fitness/abdos-fessiers/1003-exercices-gym-abdominaux.htm

لینک بالا مخصوص عضلات شکم هست

کم بخور همیشه بخور رقی جون

دیروز: صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 25 گرم پنیر 15 درصد چربی

میان وعده: 20 تا پسته دو عدد بیسکوییت یه قاشق نوتلا

ناهار: یه دونه ماهی البته جدید بود و قد متوسط داشت اسمش رو نمیدونم ولی خیلی خوشمزه بود. بدون فلس بود و تمیز کردنش راحت که شوهرجان جورش رو همیشه میکشه. 125 گرم ماست بدون چربی 10 قاشق سبزی پلو مقداری سالاد

عصرونه: نصف سیب نصف گلابی یه لیوان کاپوچینو 6 تا شیرینی کاکاپویی. آقا منو اینو تموم کردم تا خیال خودم رو راحت کنم. ترکیدم واقعا اگه نمیخوردم

شام: باقالی قاتوق 40 گرم نون سالاد 125 کرم ماست

آخر شب: دو مشت انار نصف سیب یه دونه دسر. که جاش نبود ولی دلم خواست دیگه.

دیگه رسما امروز گلاب به روش کردم این برنامه رو واقعا

هیچی هم ورزش نداشتیم و فقط 50 تا دراز نشست رفتم

سایزی که پیدا نشد

دیروز:

صبحانه: دو تا بیسکوییت 25 گرم پنیر 15 درصد چربی

ناهار:100 گرم مرغ 40 گرم نون سالاد

عصرونه:6 تا بیسکوییت شکلاتی یه لیوان کاپوچینو با شیر بدون چربی نصف سیب نصف گلابی

شام: یه کاسه و نصفی سوپ 125 گرم ماست بدون چربی

آخر شب: دو تا مشت انار دونه دونه خدا خودش میدونه .... نصف سیب

دراز نشست هم اینقدر خسته بودم که نرفتم. سه ساعت راه رفتم

رفتم فروشگاه دنبال این شلوار جدیدها هست که پایینش تنگه. از شانس من نه 40 پیدا شد و نه 42. اینقدر یعنی من اند شانسم.

یادش بخیر. اون موقع که سایز 46 و 48 بودم هم لباس که میخواستم بخرم مشکلات داشتم و معمولا چون همه خوش هیکل و مانکنند و غلمبه هایی مثل من زودتر از من میرفتند و سایز من تموم میشد، من نمی تونستم چیزی که دوست دارم بخرم. حالا که سایزمون نرمال شدهو بازم همون مشکل رو داریم. ای تو گورِت دنیا

امشب دل من هوس رطب کرده

آقا من امروز خیلی دلم هوس شیرینی کرده بود. یعنی بدفرمهاااااااااااااااااااااااااااا. خواستم کیک درست کنم ولی حال نداشتم. در نتیجه پاتک زدم به هرچی شکلات و شیرینی تو خونه بود.

صبحانه: 50 گرم پنیر سفید 1درصد چربی 40 گرم نون کمپله

میان وعده: دو تا بیسکوییت سرآل

ناهار: کوکو اسفناج بادمجون پرچرب که تا تونستم بعد از پختنش گذاشتم روغنش بره ولی داشت هنوز 40 گرم نون دو قاشق برنج سالاد 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: 1 لیوان کاپوچینو با شیر بدون چربی نصف پرتغال نصف کیوی یه کلمانتین دوقاشق مربا خوری نوتلا دو تا تیکه سه تایی شکلات شیری 5 تا بیسکویین سرآل 15 تا پسته

شام: قورمه سبزی 40 گرم نون 125 گرم ماست

آخر شب: نصف انار نصف پرتغال

50 تا دراز نشست

امروز خیلی خوشحالم. خیلیییییییییییییییییییییییی

صبحانه: 50 گرم پنیر سفید 1 درصد چربی 40 گرم نون سبوس دار یه لیوان چای تلخ

میان وعده: سه عدد بیسکوییت سرِآل کمپله

ناهار: خوراک مرغ 40 گرم نون یه قاشق برنج 125 گرم ماست

عصرونه: یه لیوان و نصف شیر بدون چربی نصف سیب یه کلمانتین 13 موز دو تا دیگه بیسکوییت یه  چنگال!!!!! نوتلا( سعی کردم کم بردارم) یه تیکه سه تایی شکلات شیری

شام: سالاد ماکارونی (که حسابی چسبید . خیلی وقت بود ماکارونی نخورده بودم) 125 گرم ماست

آخر شب: نصف انار نصف پرتغال

ورزش: این هفته نمیشه فکر کنم. یعنی بعیده .هفته بعدهم که پریود خواهم بود. ولی امروز صبح 50 تا دراز نشست رفتم. یه چند تا حرکت بازو . که خیلی کوتاه بود. منتها اگه بشه آخر شب میخوام بقیه حرکات رو انجام بدم. ببینم چی میشه

 پ.ن: خب همین چند دقیقه پیش من در طی یک عملیات انتحاری نصف ته دیگ و حدود 4 قاشق از ماکارونی برو بچ خونه رو خوردم که اصلا هم رژیمی نبود. خدا از سر تقصیرم بگذره. پشیمونم ولی عصبانی نیستم از دست خودم . چون بالاخره باید اینقدر تمرین کنم تا یاد بگیرم که همینجوری نزنم تو رگ.

Tracker