maman pegah

khastan tavanestan ast, hich talaashi bi natije nemimanad...

My Profile

  • Name: roghi
  • City: nantes
  • Country: FR

My Weight Loss

Height:
Start weight: 93.00kg
Current weight: 71.70kg
Goal weight: 60.00kg
Lost to date: 21.30kg
Remaining: 11.70kg

My Calendar

9
January '09
< January >
S M T W T F S
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

My Photos

Before After

je me calme, ok?

به نیلو جان: مرسی خانومی از اینهمه اظهار لطفت.

آقا ما امروز رسما این پدومترمون رو به کار انداختیم. نیست خیلی راه زیاد میریم و اینااااااااااا گفتیم حتمابایدازش استفاده کنیم. (بده ما هم شاهانه حرف بزنیم؟). امروزم بیرون بودم منتها اینکه نوبت دکتر پوست داشتم. حالا نه اینکه خیلی پوست زیبا و بی لک و لوکی داریم حساسیت هم بهش اضافه شده بود که البته هیچی نبود.

خانم های گرامی من یه سوال اساسی داشتم. به نظر شما داروهای آرامبخش که یه خورده اعصاب و روان رو آروم کنه آیا  اثرات جانبی زیادی داره؟ همش سر و صورت  بادکرده میاره و همش طرف تو خوابه و اینها؟ یا اینکه عوارض خاص  دیگه ای داره؟

ازتون خواهش میکنم هر کدومتون اطلاعاتی دارید  بهم بدید. اگر هم دوست ندارید اینجا تو قسمت کنتاکت برام بگید. من واقعا احتیاج دارم بدونم. تازه دارم می فهمم که حتما باید استفاده کنم وگرنه به 30 نرسیده  از کردونه هستی خارج خواهم شد. من البته خودم روانشناسی خوندم هااااااااا ولی یه سری چیزها هست که واقعا باید دارو مصرف کرد. منتهی من ترسم زیاده در این زمینه.

صبحانه: 40 گرم نون تست عادی 20 گرم پنیر بدون چربی

ناهار:100 گرم مرغ آبپز 40 گرم باگت 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: یه سیب همراه خودم برده بودم که خوردمش. الانم چایی خوردم که نمی تونم بعدش شیربخورم . اونو میذارم آخر شب.الان 1.4 از شیرینی بادامی خوردم. البته خودش نصف کف دست بود کلش هااااااااااا

از ظهر تا حالا هم 7021 قدم راه رفتم. درش میارم دیگه حوصله اش رو ندارم

شام: عدسی یه ملاقه و نصفی 40 گرم نون سبوس دار 125 گرم ماست سالاد.

میوه : نصف گلابی نصف کلمانتین. آقا من عصبی شدم بازم و فکر کنم حدود 10قاشق سوپ خوردم. .

اگه حالش بود دراز نشست هم میرمشب.

آهان یه چیز خنده دار از نظر خودم بگم. اینجا یه سریال میده جدیدا اسمش هست ugly betty

من داشتم اکستراپوند رو باز میکردن چشمم خورد به یوزری اسمش رو گذاشته بود اگلی بتی

اینقدده خندم گرفت که نگوو. هر کی این فیلم رو دیده باشه میدونه من چی میگم. یه دختر چپلی با سر و ریخت دهاتی درست کردند که فیلم در مورد اونه. حالا این اسیستانت هست تو یه مجله به اسم مد که در مورد مد هم هستو حساب کنید همه اونجا اند تریپ و هیکل هستند و این با این ریخت و هیکل آآآآآآآآآآه و قیافه املش اونجا چی میکنه. خلاصه داستاناش باحاله.  همین دیگهههههههههههه منتظر ادامه نباشید تموم شد.

une putain journée

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7درصد چربی

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون یه گوجه یه قاشق ته دیگ 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: یه سیب بزرگ دسر وانیلی 5 عدد بادام اشکی بوداده

شام: فکر کنم سوپ درست کنم. هنوزکه هیچی به هیچیه

امروز تا حالا که هیچ کاری نکردم. اعصاب داغونه اساسی. یه روز مزخرف به معنی واقعی بود امروز. از دیشبکه پگاه رید تو  تمام خونه و همه جا رو به گه کشید. سرما خورده و نوزه کرده هر وقت اینجوری میشه همش بالامیاره و می رینه تو تما خونه. ای من بدم میاد از این کثیف کاریها سرم میاد همش. اعصاب داغونه هااااااااااااا  اساسییییییییییییییی

هیچم حوصله ورزش مرزش نداره . دراز نشست هم نرفتم از حرصم. حالا شاید شب یه خورده آدمیزاد شدم و انجامش دادم.

نیلو جان این آدرس سایتت رو نفهمیدم چیه. که برات کامنت بذارم. راستش به یه سری دلایل امنیتی ترجیح دادم عکس ها رو بذارم تو گروپ یاهو  تا اونجا بچه ها بتونیم همه هم رو ببینیم. اینجا راستش یه خورده ریسک کپی کردنش بالاست. ما هم که اصولا آدم ترسوووووووووووو

جیر جیرک جان حرکت گودی کمر همونه که با دستامون پاهامون رو توشکم جمع میکنیم و یه نیم دایره رو کمر میریم و میایم. گفتم که زیاد بلد نیستم توضیح بدم. امیدوارم منظورم رو رسونده باشم

un joli manteau

صبح ساعت 11 رفتیم بیرون و شب ساعت 9 برگشتیم خونه. منم پاشنه بلند پوشیده بودم از خنگیم. یعنی از این بوتیک به اون بوتیک تو لک لک آتلانتیس ما گشتیم. کف پا واسم نمونده. ناهارم بیرون خوردیم.تازه کل بوتیک ها رو گشتم و اون پالتویی که میخواستم پیدا کردم ولی یه قیمتی داشت سر به فلک اونم تازه با سولدی که بهش خورد. شوهره گفت بگیر اشکال نداره قیمت مهم نیست خوشت اومده ولی من از بس مهربون و خوب و اقتصادی و ... هستم گفتم نههههه رفتیم جلوتر یه پالتویی دیدم که تا نگاش کردم گفتم خودشه. پوشیدم و شوهره گفت بیست همین رو بگیر قسمت هم نگاه نکن. آقا منم دیدم بالاخره هر چی باشه درسته ارزون نیست ولی حداقل 50 یورو ارزونتر از اون بود. گرفتمش. ولی خب مشکی نیست دیگه. آهاااااااااان پدومتر هم گرفتم البته از گو اسپرن خریدمش. شب کلی باهاش ور رفتم تا یه چیز هایی دستم اومد. اینقدر فانکسیون داره که گیج میشم.

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر زقو پوقسانت متیا گقس

ناهار: یه ساندویچ کباب فقیتز یه کوکا کولا سان سوکخ

عصرونه: یه لیوان شیرعسل کاپوچینو بدون چربی

شام: 50 گرم فیله ماهی با یه قاشق روغن زیتون 40 گرم نون 125 گرم ماست بدون چربی

آخر شب : نصف سیب نصف پرتغال

اگه تونستم و حال داشتم که دراز نشست و اون 20 تا حرکت رو میرم اگه نه که میذارم واسه فردا صبح. نا ندارم دیگه تکون بخورم. یه ماسازور باید بخرم واسه این پاهام

تیپ میزنیییییییییییم

آقا من باز در طی یک اقدام انتحاری با دوستم قرار گذاشتم و رفتم خرید. پر چونگی میشه ولی یه دست کت و دامن جیگر گرفتم که خیلی خوشم اومده. خیلی وقت بود از دیدن  خودم با لباس اینجوری از هیکلم خوشم نیومده بود. پس یعنی من امروز حسابی راه رفتم. صبحی که فکر کنم 15 مینوت دویدم رو هم . عصری هم که کلیراه رفتم دیگههههههههه

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7 درصد چربی

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: نصف سیب نصف کلمانتین نصف دسر 20 تا بادام اشکی بو داده

شام: لوبیا سبز و قارچ  سرخ شده با روغن زیتون مقداری گوجه سرخ شده 40 گرم نون 125 گرم ماست

آخر شب هم احتمالا  یه سیب نصف پرتغال خواهم خورد.

عصری 40 تا دراز نشست رفتم  با 20 تا حرکت برای گودی کمر. شب هم احتمالا 40 تا دیگه و 20 تا از اون حرکت رو هم خواهم رفت

 

echange

امروز صبح به زور 7.30 از خواب بیدار شدم که برم کلاس. پگاه رو بردم گقدقی و برگشتم رفتم اکول دیدم کلاس تشکیل نمیشه. هر چی فحش و بد و بیراه بلد بودم نثار این بچه های کلاس و فرانسوی ها کردم. اول صبخحی اعصاب برا من نداشته بودند نامردااااااااااااا. حالا دوباره باید فردا صبح کله سحر بیدار شم و تکرار مکررات کنم. عصری هم باز رفتم خرید. یکی از بوت ها رو اشانج کردم و به جاش مشکی گرفتم که خیلی قشنگ تره. یه تریپ مامانی هم زده بودم که نگو. فقط  نه دوربین شارژ داشت نه من وقت عکس گرفتن.هر وقت وقت کردم میگیرم میذارم تو گروپ یاهو

ولی حسابی راه رفتم این چند روزه هااااااااااا

صبحانه: 40 گرم نون سبو.س دار 20 گرم پنیر 7 درصد  چربی

ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون 125 گرم ماست بدو.ن چربی

عصرونه: نصف سیب نصف گلابی نصف پرتغال. یه لویان شیر بدون چربی با یه قاشق عسل

شام: 40 گرم نون 20 گرم باگت اسفناج آبپز دو تا سیب زمینی کوچیک 125 گرم ماست

شام رو دیر خوردیم . الانم که در مرز ترکیدن به سر میبرم میخوام برم میوه بخورم. آهان صبحی یه چند تایی بادو.م اشکی خوردم.

دراز نشست رو میرم40 تا. دیشب هم 40 تا رفتم.

شروع دوباره درازنشست

خب یگه توضیح نمیدم امروز رفتم چی ها خریدم چون دیگه واقعا دارم بی مزه میشم با این داستان خرید هام. خودم می دونم.

صبحانه: 40گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7 درصد چربی یه لیوان چای تلخ

ناهار: آبگوشت  مدل اختراعی( داستان داره واسه خودش). 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: نصف سیب و نصف گلابی مو برداشتم گذاشتم تو نایلون که رفتم خرید گرسنه ام شد بخورم. اهم اهههههههههم بازم درست خوردن رو بیایین از من یاد بگیرید. چه بچه خوبیشدم منننننننننن

یه لیوان بزرگ شیر عسل بدون چربی که عسلشیه قاشقغذا خوری بود

شام: ماکارونی گشادیییییییی . سس رو آماده گرفتم و فقط رشته ها رو. دم گذاشتم. خدایی دستپختمتو ماکارونی  درست کردن حرف نداره. ولی اینکه گاهی گشادبازی در میارم و حال ندارم دو ساعت بشینم مایع درست کنم. به نظرم خوشمزه نمیشه. مایعی که خوم درست میکنم به نظر همه بهتره وخوشمزه تره.

یه  بشقاب وردستی پر پر پر خوردم. خوبه تعریف کردم خوشمزه نشد وگرنه چقدر میخواستم بخورم خدا میدونه...... 125 گرم ماست

الانم کم کم برم  میوه بخورم.

ساعت 1.30 رفتم و 7.30 اومدم خونه. پس یعنی این پیاده روی من حساب میشه دیگه با جرزنی.

قراره ازامشب درازنشست رو رسما شروع کنم. دیگه کم کم دارم برای جلو اومدن شکمم نگران میشم.

وای بچه ها اگه عکس های جدید مهدیس رو ندیدید برید ببینید. هیکل شده آآآآآآآآآآآآآآآه. ماشالله چشمم بخوره به تخته شکم مکم توووووووو. یعنی میشه منم بشم اینجوری؟ تازه زده 60.7 یعنی یه چیزی تو مایه های وزن هدف من دیگه. دارم خودم رو الان تصور میکنم که 60 بشم.چه جوریمیشه هیکلم. ای جااااااااااااااااااااان  . بال بال بزنم که زودتر بشم 60. آخرین باری که 60 بودم سال دوم دانشگاه بود. یعنی حدود 81 بود فکر کنم.

 

یافتممممممممممممممممم

کمال تشکر رو از هدهد عزیز دارم. فکر کنم این همون استپر هست. یه دور دیگه سرچ کردم و دیدم یکی از لینکها به وبلاگ اول انار میرسه و اونجا عکس اون رو گذاشته بود. دقیقا مشخصاتش شبیه اونه. دیگه فکر کنم خودش باشه.

آخیش. حالا میتونم شب راحت بخوابم. یه مدت بود تو کفش بودم که اسمشو بفهمم.به نظرتون خوبه باهاش بیشتر کار کنم. اونوقت فقط عضلات کمر به پایین رو روش کار میکنه یا شکم و اینها هم آره؟ این سالن ما تمام مشخصات کامل همه دستگها ها رو نوشته تازه اینکه کدوم عضلات فعال میشه و خلاصه کلی توضیح یده ولی این دستگاه بینوا نیست تازه تر هست نسبت به بقیه در حقش ظلم شده.  شیطونه میگه برم خودم کاغذ بگیرم و بنویسم و بذارم بالاش که اگه کسی دیگه غیر من ندنست اسمش رو اینهمه دنبالش نگرده

خب امروز:

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7 درصد یه قاشق غذا خوری عسل با آبجوش یه لیوان چای سبز رژیمی

ناهار: فسنجون با 100 گرم مرغ 20 گرم نون 125 گرم ماست بد.ن چربی

عصرونه: نصف سیب نصف پرتغال

خواستم کیک درست کنم ولی دلم سوخت واسه هیکلم. گفتم صبر کنم حالا اینقدر جوزده نشم . یه خورده پایین تر بیام بعدش. حالا شاید رو.زی که 65 شدم یه کیک گنده درست کردم و همش رو خودم خوردمولی خب نه، شوخی کردم هبرحال امروز نمی خورم. اهم اهممممممممممم یعنی من خیلی بچه کار درستی هستم و اصلا به شیرینی جماعت فکر نمی کنم و برام مهم نیستند. چه دروغهاااااااااااااااااااا

الان میرم یه شیر عسل بدون جربی میخورم. البته دقایقی قبل یه 15 عدد اسنک خوردم. این منو میکشه آخرررررررررر

حال و حوصله شام درست کردن نداشتم. یه شام ضرب العجلی و گشادی درست کردم. تخم مرغ آبپز نصف سیب زمینی متوسط 40 گرم نون سالاد 125 گرم ماست

آخر شب: نصفسیب نصف گلابی یه مقدار بادوم اشکی

ستاره پس میگیریییییییییییییییییم

خب من خواستم سوپریز کنم خودم رو رفتم رو زونه صبحی و دیدم بعلهههههههههههه کم کردم اونم اندازه ای که حتی ستاره رو که پس میگیرم هیچی یه پند هم اضافه تر کم کردم.. وای خدا یعنی بازم میتونم کم کنم و بیام پایین. تصور روزی رو دارم میکنم که 60 بشم و برگردم ایران و با به به وچه چه مواجه شم. عجب هیکلییییییییییییییییی  .... اگه بتونم دوباره رو شکم کار کنم. دیگه بعد از 60 نمیخوام بیام پایین ولی کار کنم رو بدن... اینها یه قسمت از برنامه هامه. الان اینقدر خوشحالم که نگووووووووو... از خوشحالی شب اگه همسر جانمان خواست بره سالن آویزونش خواهیم شد...

صبحانه: 20 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7 درصد چربی چای تلخ یه لیوان چای سبز رژیمی دوقاشق عسل

ناهار: 100 گرم مرغ با سس گوجه معمولی یه قاشق روغن زیتون 125 گرم ماست بدون چربی یه قاشق برنج 40 گرم نون

عصرونه: نصف گلابی نصف پرتغال نصف کلمانتین 5 تا اسنک که 4 تا هم صبح خوردم یادم رفته بود بنویسم

الانم حتما میرم یه لیوان شیر بدون چربی با یک یا دو قاسق عسل میخورم و البته کاپوچینو

من اگه یه روز سیب نخورم انگار گم کرده دارم. مامان یعنی من باید تا شب صبر کنم تا سیب بخورم؟

شام: دو عدد کوکوی کدوسبز و سیب زمینی که با روغن زیتون درست کردم 40 گرم نون 125 گرم ماست سالاد

آخر شب: چند عدد بادوم اشکی چند تایی اسنک نصف سیب عزیزم نصف پرتغال

خب من دیشب روفتم سالن  بعد از مدتها و نیم ساعت دوچرخه زدم 200 تایی هم پا کار کردم.که دیدم نوشته این 200 پا 30 کالری سوزوند

راستی کسی می دونه این دستگاه که جای پا داره و بالاهاش بالا پایین میریم اسمش چیه؟خوب بلد نیستم شرح بدم . ببینید دو قسمت داره برای هر پا که یه پا رو بالا میبریم و اونیکی ر پایین میاریم. لامصب اسمش نوشته نیست روش. هرچی خودم میگردم نمی تونم بفهمم چیه. مسئول سالن هم نیست ازش بپرسم.حالا اگه کسی دونست بهم بگه اگه نه احتمالا دفعه بعد ازش عکس بگیرم اینجا بذارم حتما یکی میدونه اسمش چیه دیگه...

چه حالی کردم هاااااااا حیف که سالن خیلی شلوغ بود وگرنه بیشتر می موندم و با ستگاهها کار میکردم. بابای پگاه همینقدرم که پگاه رو نگه داشت خودش کلی غنیمت بود.

گِله

این آهنگ جیگر محسن یا حقی رو گوش دادید؟ من که خیلی عشقمه. متنش رو مخصوصا خیلی دوست دارم. اگه دوست دارید  می تونیداینجا گوش کنید

ازظهر سردرد گرفتم و ترجیح دادم یه دو ساعتی همراه با ریتم سر و صدای پگاه طلای مامانی بخوابم.بیدار که شدم دیدم نههههههههههه هنوز پابرجاست. یه لیوان چایی هم درمانش نکرد. گمونم از خستگی باشه. معمولا سال به سال سردرد میگیرم. راستی رفتم چشم پزشکی و به گفته ماه آینده که ویزیت دارم پیشش برام احتمالا عینک رو تجویز میکنه.

صبحانه:40 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7 در صد چربی دو قاشق عسل با آب جوش

اسنک یه 5 تایی خوردم

ناهار: 100 گرم ماهی گری شده 40 گرم نون 125 گرم ماست بدون چربی

عصرونه: نصف سیب نصف گلابی 2. 3 کلمانتین

الانم احتمالا برم یه شیر عسلی  بزنم بالا.

شام: 4 ملاقه سوپجو

آخر شب: نصف سیب نصف پرتغال

دیگه نمی دونم یک بود یا دو که زد به سرم رفتم سر یخچال و چشم دسره رو دید و گرفتمش و خوردم. همینجوری بیخودهاااااااا البته یه خورده گرسنم شده بود ولی میتونستم نخورم و برم بخوابم . دختر بد.... ولی خب اشکال نداره جبران میکنم 

 

12 janvier

دیروز خیلی خسته بودم و نتونستم بیام بنویسم.

یعنی صبح 10و نیم رفتیم بیرون و 2 برگشتیم ناهار خوردیم. غروب سلی خواست بره خرید کنه. با اینکه خیلی خسته بودم گفتم منم میام. ساعت 5 رفتیم و 10 اومدیم خونه. دو تا بوت خریدم. اول از رنگشون بگم و. من تو زندگیم همیشه دوست داشتم مانتو و کفش هام مشکی باشه. یعنی دوست داشتم مشکی انتخاب کنم. اول اینکه هیچ وقت مانتو مشکی نگرفتمو کفش هم شاید یکی دوبار. با اینکه دوست دارم این رنگ رو ولی هر دفعه میرم بگیرم چشمم می افته به یه رنگ دیگه و اونو برمیدارم. در نتیجه هر دو قهوه ای منتهی با درصد تیرگی متفاوت. یه دامن کوتاه مشکی و یه بلوز مهمونی مشکی قشنگ. یه کت چرم کوتاه خواستم بگیرم. نمی دونم چرا بهم نمیاد. حالا گفتم فعلا صبر کنم برم یکی دوتا بوتیک دیگه رو هم ببینم شاید اونجا مثلا زاغا چیز قشنگ تری پیدا کنم. پالتو رو هم هرچی دیدم خوشم نیومد. ولی دیگه پالتو رو قول دادم به خودم مشکی بگیرم. الان هرچی دارم قهوه ایه. دیگه دارم قهوه ای بالا میارم از همه جام.

دیگه 25 ژانویه هم تولدمه و خودم به خودم قول یه طلای خوب دادم. شوهره هم که نباید حرف بزنه. مگه نه؟باور کنید من اصلا از این زنهای طلا دوست و ... نیستم ولی لازمه تو بعضی از موقعیتهااااااااااااااااا. مخصوصا تو جمع ایرانی جماعت که خودتون میدونید چطوری هستییییییییییییییممممممممم...یه سری جاها به نظر من لازمه آدمیزاد کمی هم نگاه کنه ملت چی میگن. همه جا لزوما قرار نیست حرف مردم براش مهم نباشه.

ولی خودمونیم من خودم بیشتر نقره و کلا بدلیجات رنگ و وارنگ رو خیلی دوست دارم .طلا در درجه چندم قرار داره برای شخص خودم.....

حالا بذارید یادم بیارم که چی ها خوردم. معمولا حافظه واسم نمیمونه که موارد روز قبل رو بنویسم.

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 20 گرم پنیر 7 درصد چربی دو قاشق چایخوری عسل با آب جوش

ناهار: 100 گرم مرغ 40 گرم نون 20 گرم باگت معمولی 125 گرم ماست

عصرونه: یه سیب یه کلمانتین

شام: 150 گرم لوبیا سبز همراه با سس گوجه معمولی 125 گرم ماست بدون چربی 40 گرم نون

آخر شب: یه سیب یه لیوان بزرگ شیر با دو قاشق عسل

در ضمن یادم اومد که در طول روز 1.6 از شکلات شیری خوردم با 1.4 از یه موز کوچک با یه چند تایی اسنک حدود 10 تایی فکر کنم.

Tracker