09/26/2009 16:42
2
آقا من از بچگي اينجوري بودم. ناخلف. يعني تا مامان باهام دعوا نميكرد و نميگفت درس بخون نمي خوندم.بي خيال بود.ولي وقتي بالا سرم مينشست و مواظبم بود يك درسخوني ميشدم بيا و ببين.حالا هم همينه. الان كه دو تا بزرگتر اومدن دعوام كردم خدايي كلي آدم شدم. دقيقا الان سه روزه خوب ميخورم.هر روزم ورزش ميكنم تقريبا يكساعت.
يعني يه جورايي مثبت شدم ديگه.
همش ميخواستم هرروز بعد ورزش بيام و اينجا بنويسم ولي حال نداشتم. راستش تصميم دارم حالا كه تنبليم مياد هر روز بنويسم لااقل تو ورد نويسم و بعد همشو مثلا يه هفته رو كپي پيست كنم.ايجوري وقت كمتري هم ميگيره.
خلاصش بگم كه ديگه نه. نميزارم بره بالا.
از صبحم يه دوه كوكو سيب زميني خوردم با نصف نون سمون يعني كمتر از كف دست/ بعد تو اداره هي گرسنم شد و هي بچه ها تلقين كردن بيا بريم ساندويچ بگيريم فلافل و بزنيم به بدن و هي من مقاومت كردم. خلاصش كه نخوردم ولي چون خيلي فشار اومد دزدي رفتيم سر كمد يكي از دوستان كه نيو.مده بود و نصف ترد نمكيش روكش رفتم. البته بچه خوبيه ناراهن نميشه.
ناهار هم اومدم خونه 4 تا كوكو سيب زميني و يهنون لواش زدم بالا. دو قاشق پنير هم خوردم. بعدشم يه دونه و نصفي سيب. همراه با دوتا خيار.
شام اگه خدا بخواد يا نخورم يا يهخورده بوراني اسفناج دارم ميزارم كه اگه گرسنه ام شد بخورم.
البته تو اين سه روز همش يككيلو كمكردم. از 82 اومدم 81.البته با خورده اي بودها.
خلاصه كه بريم ببينيم ميتونيم اين باسن مبارك رو به يه فرم مناسب برسونيم و از اين هركولي در بياريم.
قراره با همخونه ورزشكارم پول بذاريم رو هم يه تردميل هم بگيريم. الان البته موندم.اگه تردميل بگيرم خزيد ماشينم يه خورده كه بيشتر عقب ميافته!
من برم دوچرخه بزنم. البته الان نيم ساعت طناب و رقص و حركات كششي انجام دادم.احتمالا نيم ساعتي هم دورچرخه بزنم.
Comments to this post:
10/09/2009 12:54
سلام
سلام دوست عزیز
از آشنایی باهاتون خوشحالم.
امیدوارم همین طور مصمم پیش رید و به نتیجه دلخواهتون برسید.
موفق باشید
سپیده
از آشنایی باهاتون خوشحالم.امیدوارم همین طور مصمم پیش رید و به نتیجه دلخواهتون برسید.
موفق باشید

سپیده
Login to add your own comment.

