1
من امروز تقريبا به معني واقعي كلمه سعي كردم هواي خودم رو داشته باشم.نميگم موفق بودم ولي واسه روز اول راضي ام.خدا بده بركت.
صبحانه: دولقمه متوسط نون وپنير+چاي
تواداره يه شير سه گوش خوردم. نصف سيب(قضيه داره).دوسه ليوان آب+يه دونه شكلات ميوه اي+يه كف دست نون لواش
يه ساعت ونيم مرخصي گرفتم و با همكارم رفتيم استخر. يه ساعت و 45 مين شنا+يه ربع جكوزي
اومدم خونه ناهار خوردم اونم چه ناهاري: نصف تن ماهي+ يه تخم مرغ نيمرو.با نصف لواش نون. والبته 6 عدد شيريني خشك ناقابل. اين قسمت گند زنيش بود/
عصري نيمساعت طناب +حركات كششي باشن
شام 10 تا قاشق لوبيا پلويي كه مثلا قرار نبود بخورم! سه قاشق ماست موسير+يه كاسه ماست .يه سيب كوچيك
الانم نيم ساعت دوچرخه زدم. 13.45 كيلومتر. 301 كالري.
ببينم فردا چكار ميكنم.ولي خدايي امروز كلي هوس كردم كيك وكلوچه بخرم كه دست كم تونستم جلوي اينمورد رو بگيرم.
امروز دكتر يه پيشنهاد كاري بهم داد. يه پست خوب تو مديريت درمان.پست كارشناس درمان.دارم بررسي ميكنم. هرچند پست خوبيه و ستادي هم ميشم و كلي مزايا داره ولي ادارش بودم يه هفته. اصلا آدماش به دل نميشينن. زير آب زن و ناجورر. اسناد كه هستم واقعا بچه هاي ماهي داره. موندم پا در هوا....

