!
امشب هم 35 دق...دوچرخه زدم و400كالري سوزوندم.17.5 كيلومتر.
وضع خوردنم بد نبود.تواداره به يه چايي قناعت كردم.خونه ناهار حسابي خوردم و شام هم تقريبا متوسط به بالا خوردم. تنها بدي اين بود كه شيرينيجات خوردم.
سردرگم جان، دختر گلم پير شدم ديگه . نميتونم مثل قبل وزن كم كنم. تازه اينجا ايلامه. يه جاي پرتي كه عمرا كسي بتونه بره پياده روي. تابلو ميشه اساسي. چهار تا خيابون داره كه دوبار بري بالا و پايين ديگه شهره خاص و عامي. فقط يه جايي داره تقريبا ميشه گفت حاشيه شهر كه البته به خونمون تقريبا نزديكه و حساابي سر بالاييه منتها نميشه تنها رفت. اونجا دردسر خاص خودش رو داره. پا هم ندارم. هيشكي حاضر نيست بياد.
ولي تلاش ميكنمبا همين امكانات كم تو خونه بتونم وزنم رو پايين بيارم. يه مدت باشگاه ميرفتم كه الان ديگه هم حالش نيس هم ماه رمضونه تعطيله فكر كنم.

