متحول ميشويييم!
يعني من الان متحول شدم.يعني دارم سنگين رنگين ميشم.يعني زياد رونميدم. يعني زياد تحويل نميگيرم. اينا جملاتيه كه مدتيه همكارام بهم ميگن. زياد آفتابي نميشم.زياد صحبت نميكنم. زياد از مسائل شخصيم حرف نميزنم.يكيشونم ميگفت اخلاقت تند شده.ديروز نقل قول كردم از ارشدم كه قراره برم سرجاش و اينكه ميترسم نتونم كاراش رو درست انجام بدم. امروز كه اومده بود اسناد رفتند بهش گفتند مريم بانو رو لطفا نبر از اينجا.از طرف من گفتند خودشم دوست نداره. اين يعني چي؟ يعني دخالت مستقيم تو كاري كه بهشون هيچ ربطي نداره. هرچند خودمم زياد مايل نيستم ولي دليل نميشه اينا بجاي من زبون وا كنند و طرفداري كه البته بعيد ميدونم، كنند.
ميخوام از لحظه اي كه از اين شهر مزخرف رفتيم بيرون تا برگرديمهر شماره اي كه كد ايلام باشه روجواب ندم. ميخوام جسم و روحم آروم بگيره. ميدونم هزاران بار به بهانه دلتنگي برام زنگ ميزنند تا گزارش كار بگيرند.از اين اخلاق ها بدم مياد.حساب كنيد حتي در مورد اينكه توعروسي چجور بايد لباس بژوشم و سرلخت ناشم نظر ميدن.دخالت تو كار از اهم امور در اين شهرمزخرف ميباشد.
* ميدونم كه خيلي غرغرو شدم ولي راست ميگم خوب.
.....................................................................................................
اينقدر واجي كردم كه يادم رفت اصلا از ورزش بنويسم. ديشب همدوچرخه زدم 65 مينت و 730 كالري سوزوندم.32 كيلومتر. فكر ميكنم بايد در كنار يه ساعت دوچرخه زدن يه ورزش ديگه هم انجام بدم. من ديشب حتي شام هم نخوردم.ديروزم ميدونم خودم طبيعي خوردم. برنج اصلا نخوردم.امروز صبح كم كه نكردم هيچي، اضافه هم كردم. چه مرگمه؟ درسته دلسرد نميشم ولي توروحيه ورزشكاريم!!! داره تاثير بد ميذاره. يعني چي اونوقت؟
اين بدن فكر كنم قهر كرده باهام. راه نمياد.
Login to add your own comment.

