حالا نميشه تيتر نداشته باشيم؟
امروز زياد راضي نبودم از خورد و خوراكم.همش از اون دو ملاقه ناهار گذاييكه استانولي خوشمزه بود شروع شد. با اينكه ناهارم بود ولي كاش ميشد نخوردم. يا حداقل به يه ملاقه راضايت ميدادم. بعدش عصري 5 تا بيشكوييت پتي بورخوردم.صبح هم دوتا موز خوردم.زياد شد نه؟ خب سعي ميكنم تكرار روزهاي اينجوري رو كاهش بدم تو برنامه ام. الانم يك ساعت و نيم (90 دقيقه) دوچرخه زدم و1010 كالري سوزوندم اما بازم راضي نيستم. الكي الكي.
احساس ميكنم دارم جمع ميشم ها. البته نميشه گفت آدم با يكي دو كيلو حس كنه ولي باور كنيد فكرميكنم دارم جمع ميشم. يعني حاضرم كم نكنم(كه اگه كنم واقعا عالي ميشه) اما جمع بشم. يعني جمع و جور شدن هيكل مهمتره. اين گوشت هاي پشت و پهلو و. شكم و رانها و مخلص كلام همه جا ديگه.
فردا قراره برم استخر اگه صبح زود بيدار شم. اگه قبلش برم قضيه قبض موبايلم كه حاج آقامون اشتباهي واسه شماره موبايل قبليم پرداخت كرده رو درست كنم.اگه برم مقنعه هاي كوتاهي كه گرفتم و عوض كنم وهزاران اگه ديگه. اگه به اينها رسيدم حتما ميرم استخر.
Login to add your own comment.

