باد و بارون اومد و رقی هم به دنبالش
دوست جونها گلم سلام
بعله. منم رقییییی. اومده با وزنی پرتر. نه نه اشتباه نکنید پَرتر نه ها پُرتر . گند زدم رفت. بنده امروز یه رقی 72 کیلویی بودم. حسابی هم شرمنده این هیکل هستم ها ولی خب چون هنوز تا جاگیری اصلی یه 20 روزی فاصله دارم خیلی سخت نمیگیرم. خونه خودم که نیست هی بخوام درست بخورم و این حرفها. الانم میبایست سر خونه زندگیم بودم ها ولی یه خریتی کردم و رفتم یه جایی مشغول شدم و تا بیام جمع کنم خودم رو هنوز یه 20 روزی طول میکشه. عرضم به حضور دوستای گلم که رقی داره تلاش میکنه که بیاد پایین. از اینرو هر روز که میرنم بیرون خواهرم رو مجبور میکنم باهام پیاده بیاد و بریم. یعنی تقریبا 45 مینوت تا 1 ساعت پیاده رفت و آمد میکنیم. اون که بعد زایمان حسابی تپل مپل شده و منم که ....ببینم چه میکنیم.
به یه سری وبلاگها سرسری یه سری زدم. ماشالله اینقدر اینترنت پر سرعته که آدمی میمونه. هنوز عادت نکردم و وقتی میبینم اینقدر کنده ترجیح میدم اصلا نیام. ولی دلم خب تنگ میشه اینه که دل خوشکنکی هم شده میم یه سری میزنم.حالا اینقذه دلم واسه اینجا پر کشیده بود که نگوووو.
روی گل همتون رو میبوسم.




