مفت باشه، کوفت باشه

عنوانمون قضیه داره که البته بیان شدنی نیست.
من تازه از ورزش برگشتم. یک ساعت راه روی، نیم ساعت دویدن که شد 2.8 کیلومتر. یعنی می خواستم بخرم ها ولی حالم خراب بود. نمیدونم چم بود که حسابی سر درد داشتم اصلا قبلش. گفتم حالا میرم یه نیم ساعت میدوئم. بعد دلم نیومد دوچرخه نزنم. این شد که 10 مینوت هم دوچرخه زدم و البته 100 کالری سوزوندم. میخواستمم نیم ساعت بزنم هاااا ولی قلبم انگار داشت از جاش کنده میشد و صورتم گر گرفته بود چه جور. دیگه نتونستم . گفتم بی خیال نیم ساعت رو ولش. ورزشی که بخواد بزنه پدرت رو در بیاره همون بهتره نباشه. نمیدونم استرسه چیه که اینجوری میزنه به رگ و ریشه وجودم.
صبحانه: 35 گرم نون سبوسدار 25 گرم پنیر بدون چربی 2 لیوان چای تلخ
ناهار: 100 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی سالاد
عصرونه: یه شلیل نصف سیب 1.3 گلابی یه لیوان شیر بدون چربی
شام:
کالری دریافتی:
کالری سوزونده شده جمعا:
دیدید گاهی یه موزیک گوش میکنی یه دفعه میبرتت تا ته رویاها و آرزوها. غرق میشی. میری تو اوج شایدم. حسابی حس میگیری و رها میشی. مطمئنم یا شنیدن این آهنگ حتما به این حس میرسید. شک ندارم.
این آهنگ دلنواز رو میگم.
راستی، امشب اگه وقت کردم (چون هنوز چمدون نبستم)میان بیلان این هفته ام رو میدم چون نیستم سه شنبه وگرنه بدرود دوستای خوبم تا 5 پستامبر که برگردم خونه. یه سفر میریم اسپانیا و یه دوری میزنیم به نیابت دوستان و برمیگردیم. ورزشگاه بارسلون که رفتم جای همتون رو خالی میکنم و به یادتون هستم. راستی، برگشت یه سر به برج ایفل و ورسای هم میزنم.
یه دوست داشتم دوران دانشجویی که میگفت رقی یادت باشه رفتی بالای برج ایفل حتما یه سوت ازطرف من بزن. منم اولین باری که رفتم اینکارو براش و به یادش کردم. البته اون موقع هنوز مزدوج نشده بودیم و دوران دوستیمون بود ولی خب قطعی بود که با هم ازدواج میکنیم و اینا. خلاصه هم یاد اون دوست بخیر که بی وفا شده، هم یاد اون سوت بلبلی بخیر که براش زدم. هم یاد اون هیکلی که صوت زد. چون ماشالله 93 بودم دیگه .
منم که نباید یاد خاطرات بیافتم. نیست حساااااااسسسسم دیگه غرق میشم و لازم میشه یکی بیاد منو نجاتم بده و از اکسترا پوند بندازه بیرون. نیست راحتی توش و هی میتونی هر چی دلت میخواد بنویسی، رژیمی و غیر رژیمی. اینااااااااا..... اینم تکه کلام همون دوست بود.

