گل ارکیده
یه نیم ساعتیه از ورش برگشتم و حسابی شارژم. خیلی این ریتم کاری رو دوست دارم. و دوست دارم ادامه پیدا کنه.حیف این وکانس های وسط هی پارازیت میندازند تو روند کاریم. ولی بهرحال حال رو خوش باش به قولی دیگه نه؟
عرض کنم که یک کیل.متری پارو زنی رو کار کردم و 100 کالری باهاش سوزوندم(خب تنظیم میکنم و همه اطلاعات رو بهم میده دیگهههه) و بعدش هم چون پایین ملت داشتند فوتسال بازی میکردند کنسل شد دویدنم و رفتم بالا دوچرخه زدم. نیم ساعت و 10 کیلومتر رفتم و 200 کالری ناقابل سوزوندم. یاد روزهایی بخیر که 13 و خوردی میرفتم و بعدش 400 کالری میسوزوندم. ولی راستش زیاد حال تند زدن ندارم.معمولی میزنم رکاب اینه که کم شد. ولی خدا رو شکر تا این لحظه خیلی هرزه خواری نکردم و راضی راضی ام از خودم.یه پسر فرانسوی هست که قهرمان بوکس فرانسه است و همیشه میاد. یعنی شاید هیکلش حدود 70 کیلو باشه ولی خیلی قرصه و هفت روز هفته این بشر میاد ورزش. همیشه هم کمتر از 3 ساعت کار نمیکنه. باور کنید. امروز عجیب یه ساعت هم کار نکرد. طبق معمول با ساک گنده اش اومد و بعد نیم ساعت رفت. البته حدس هایی میزنم چرا اینقدر زود رفت. کلی هم سر این مساله من قش رفتم از خنده و شوهرم هم با چشمهایی حدقه زده منو نگاه میکرد که بابا نخند یارو فکر میکنه به اون میخندی. خلاصه که بساطی بود امروز.بعد که من اومدم خونه نامردهای فوتبالیست بعد 10 مینوت دیدم از پنجره که داشتند میرفتن. الهی بگم خدا چیکارشون نکنه. نذاشتند امروز با دل خوش بدوئم و حالم رو ببرم. چونه که نیست ماشالله همینجور میحرفم....
صبحانه: 40 گرم نون سبوسدار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ سرد
ناهار: بریانی مرغ(خیلی خوشمزه شده بود هااا) 100 گرم ماست بدون چربی 30 گرم نون سالاد
عصرونه: 1.3 سیب 1.3 کیوی یه لیوان شیر بدون چربی 15 تا بادام زمینی یه کوب کوپ فم یه قلوپ آب پرتفال یه دونه دل مرغ
شام:100 گرم دل مرغ 40 گرم نون 20 گرم باگت 100 گرم ماست سالاد
بعد شامی: یه گلابی نصف سیب و گلابی 15 عدد بادام زمینی
آخر شبم ساعت 12 رفتم بخوابم گرسنه ام شد 6 تا بیسکوییت سوخاری خوردم. ای دل غافل...
کالری:1572
آقا یادش بخیر هوس جیگر و دل و سنگدون میکردی و مامانت سه سوت میرفت بازار مرغ و خروس و غاز و اردک و از این مدل جک و جونورها برات میخرید محلیش رو و میآورد و دل و جیگرش رو برات سرخ میکرد و میخوردی. هی هی روزگار. اینقدر دلم امروز هوس کرده بود که نگو. رفتیم رلک لق و یه بسته از این دل مرغ ها گرفتیم. نمیشه. مزه مزه اون دل و جیگر نیست. خلاصه چی بود میگفتند؟ کاچی بهتر از هیچی؟ ما هم امشب میزنیم تو رگ تا یادی و خاطره ای رو زنده کرده باشیم.
ای مرغ و اردک های شمال، باشید تا بیام و اون جیگرتون رو خام خام بخورم
اینقدر عاشق این سنگدونم با اون قسمت غصروفی قیژ قیژیش که خدا میدونه.


