لعنت به سفر که هر چه کرد او کرد!!
تکمیلی:
بهارک جان یه وقت فکر نکنی من عمدا جواب سوالت رو ندادم ها، کلا حواس پرتیم شهره خاص و عامه.
عرضم به حضورت که من طی 4 ماهی که رژیم به معنای واقعی گرفتم کالریم همونی بود که مینوشتم. میشه گفت بین 800 تا 1000 بود. دست و دلم نمیرفت که بیشتر از این بخورم. خیلی هم بهم انتقاد شد و قبول هم دارم. منتها با سیستم من جواب داد. من این نسخه رو برای هیچ کسی دیگه نمی پیچم که خدای نخواسته فردا دچار مشکل بشند. طبق جدولی که من حساب میکردم که مال خود فرانسه بود کالریهام همونی میشد که بود ولی یه نکته رو هم دلم میخواد بگم و اونم اینه که: معمولا تو حساب کردن کالری نمیتونیم بگیم صد در دصد همونی هست که میگند بنابراین من اون مقدار رو میخورم و نه بیشتر که اگه حالا جایی صد یا دویست کالری اضافه شد یا منظور نشد یا حساب کتاب دقیق نبود دیگه فوقش بشه 1000 و بالاتر نره. بعد اینکه ظرف 4 ماه تونستم اکثریت وزنم رو کم کنم اومدم رو روال عادی غذا خوردم ولی همیشه اگه نگاه کنی همه موادی که مصرف میکنم بدون چربی هست اکثرا و نون هم بدون استثنا سبوس دار میخورم. حالا بازم اگه جایی لازمه توضیح بدم بهم بگو.بازم شرمنده از اینکه دیر جواب دادم. وبلاگتم که باز نمیشه برات کامنت بذارم.
بیچاره شدم رفت.اون از یبوست توی مسافرت و اینم از این مشکل جدیدم. قبلا اینجوری نبودم ها به این شدت ولی ایندفعه دیگه واقعا افتضاح شدم. پدرم در اومد از بس مشکل گوارشی پیدا کردم. معده و روده و خلاصه هر چی دم و دستگاه داخلی دارم دارن با هم به شدت میجنگند. فکر کنم جنگ جهانی سوم راه افتاده. درد دارم در حد تیم ملی . یه ریز به هم میپیچن و گلاویز میشند. الان دو سه روزه کارشون همینه. دیشب مگه تونستم بخوابم؟ تازه توی خوابم یادمه به ملت میگفتم که وااای چقدر شکمم درد میکنه. ها ها
خونه همچنان بازار شام تشریف داره. از اونجایی که همسر بنده معمولا کاراشون رو دقیقه نود انجام میدند و من اگه خودکشی هم کنم فایده نداره، پس دیگه حرص نمیخورم و همه چی رو به دستان قدرتمند و پر توان ایشون میسپارم. باشد که گند نزنند.
یه سری ابجکتیو جدید تو اومده تو ذهنم در مورد زندگی حالم. اگه خدا بخواد دارم یواش یواش اجراشون میکنم و خرسند خواهم شد اگه بتونم به طور کامل انجامشون بدم. وااای چه شووووود:
Mes objectives avant départ:
1. Apprendre à pegah de faire pipi toute seule,
2. Lui faire comprendre qu’elle doit boire son tétine elle-même
3. arriver à poids idéal avant 9 septembre, si non, au moins arriver entre 64 et 62 kg.
Ce sont mes objectifs de la semaine et encore avant départ vers l’Iran. On était dans un group des iranien qu’il y avait de petits enfante qui avaient l’âge de pegah et moins mais ils savaient très bien faire pipi et boire ses laits touts seuls, alors que pegah, elle ne fait même pas différent entre papa et maman, et c’est triste, je sais que c’est ma faute à moi, mais quand même j’aimerais résoudre ses problèmes.
Enfin si on peut appeler ça problème. Toutefois je pense que je ne suis pas une mère bien pour pegah, elle est plein d’énergie et envie d’apprendre mais moi, la seule chose que sais faire c’est du sport et faire des conneries, vraiment, c’est la vérité. La je me sens nulle.


