خونه کجاست؟
آخییی دلم برای خونم بازم تنگ شده بود.
اصلا فعلا حس نوشتن اینجا از رژیم و این حرفها نیست. البته از هر چی دیگه دلممیخواد بحرفم غیر از ورزش و رژیم . ولی با این حال اینجا خونمه و میتونم توش از هر چی حرف بزنم دیگه. مگه نه؟
خب اعتراف میکنم که دلم میخواد رو برنامه باشم و خوب پیش برم. ولی حالش نیست.دیشب نشستم حسابی فکر کردم حین اینکه فیلم الکترا رو نگاه میکردم به اینکه فردا صبح یعنی امروز دوباره شروع خواهم کرد. دست کم برای اینکه چهار شنبه سولددد (هورااااااااااااا) شروع میشه و منم با یه خانم خوش هیکل تر زا خودم مییخوایم بریم شوله خرید. اینجا همونجایی که از کارخونه مستقیم کالا میارن و قیمت هاش نسبت یه فروشگاه خیلی بهتره. پارسال خوب خرید کردم.امسال که میخوام رکورد بشکونم. چون واسه ایران هم باید حسابی وسیله های جدید و خوب و شیک بگیرم.
آهاااااااااان. یه چیزی. یه نظری به من بدید. من مامامنم برام یه دونه از این توسترها گرفته. و همه کارهای مایکروویو رو انجام میده. یعنی من نگیرم دوباره؟ آخه خیلی دلم میخواد. از طرفی تو یه خونه هم فر باشه هم مایکروویو و هم توستر که همشون تقریبا عین هم کار میکنند. چیکار کنم؟ اسرافه به نظرتون؟
گاهی پیش خودم میگم که خوبه که آدمی وقتی از دستش بر میاد وسیله های مختلف بگیره ولی آیا خوبه که تو یه خونه دو تا کاپیوتر، دو تا جارو برقی، سه تا میکسر، دو تا آبمیوه گیری و هزار تا از این چیزای دو تا یی؟
آخه واقعا مسخره نیست؟ گاهی فکر میکنم اصلا ظرفیت ندارم و خیلی بچه گانه کار میکنم. یه خورده روشنم کنید.


