خب امروزم هم بد نبود. یه کوچولو اسمارتیز خوردم فکر کنم حدود 15 تایی بود. به علاوه دو قاشق ازدسر پگاه رو ناخونک زدم. به علاوه موقع برگشت از فروشگاه 40 گرمی باگت خوردم. 5 تا هم وردست خشگل خریدم. چون سری قبل یه دونه گرفته بودم و خیلی خوشم اومده بود .دیگه دستش رو کامل کردم. خواستم لیوان دستش رو هم بخرم . ولی منصرف شدم .شاید حالا بعدا دوباره حس ست کنیم گل کرد و رفتم خریدمش. بدیش این بود که لیوانش دونه ای نبود. والا خیلی دوست داشتم نه همش رو ولی یه دونه واسه خوشگلی داشته باشم. کلی هم تند راه رفتم که یه خورده کالری سوزونی بشه. بعدشم خواستم برم ورزش ولی حال نداشتم و البته کلی کار خونه مونده بود و تمام مدت تا شوهرم برگرده سرپا بودم داشتم رفت و روب میکردم.
صبحانه: 18گرم پنیر بدون چربی 40 گرم نون سبوسدار یه لیوان چای تلخ
ناهار: 100گرم مرغ آبپز 40 گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی سالاد یه برش خیلی کوچیک ژامبون
عصرونه: یه گلابی یه لیوان شیر بدون چربی 40 گرم باگت 15 عدد اسمارتیز یه بطری نوشیدنی گازدار پرتغال_هلو بدون کالری البته
شام: قراره ماکارونی بخوریم.عشق رقی 100 گرم ماست
آخر شب هم که میوه اش به راهه.
Posted By: roghi
Comments to this post:
05/14/2008 15:13
سلااااااااام
سلااااام دختروووووو
همین الان داشتم بهت فکر می کردم
چه باحال
داشتم برای دکی سارا کامنت می ذاشتم دیدم رقی جون آپدیت کرده
وااای منم خیلی ماکارونی دوست دارم
من امروز خیلی ناپرهیزی کردم
من از گرسنگی نمی خورما.اکثرا وقتی ناپرهیزی می کنم از خستگیمه
مخصوصا وقتی خسته ام دلم شدیدآ چیزای شیرین می خواد.
اينقدر از ديدن عكسهاي قشنگت لذت بردم كه نگو.واقعا اونجا قشنگه.پارسال بد جوري كليد كرده بودم كه براي ادامه تحصيل برم فرانسه.يه مدت طولاني در موردش تحقيق كردم و سبك وسنگين كردم كه بيام يا نيام.تصميمم خيلي جدي بود و در پايان ديدم خيلي تنها ميشم.هر چند كه اينجام خيلي تنهام و دوستان انگشت شماري دارم(البته به غير از دوستان انارستاني
اما حالا كه عكسهاي تورو ميبينم و از اونجايي كه عاشق طبيعت و مناظر سبزوابيم دلم وسوسه ميشه
از زندگي در فرانسه راضي هستي؟
يكي از دلايلي كه باعث كنسل شدن سفرم شدزبون فرانسه بود و همه بهم ميگفتن حالا يكي دو سالم كه بري كلاس فرانسه و بعدش بري فرانسه و درست كه تموم شد و برگشتي ديگه اون زبون بدردت نميخوره و چون من قصد موندن هميشگي رو نداشتم ديدم راست ميگن.چون خودم از كلآ از زبوناي خارجي بدم مياد و اصلآ استعدادشو ندارم و همين انگليسي رو با اينكه اين همه كلاس رفتم اسلاموشن صحبت ميكنم كه طرف قيد حرف زدن با من رو ميزنه و ميره تو مايه هاي چش و ابرو و ايما و اشاره.