روز نوزدهم
خب من امروزم رو هم تقریبا خراب کردم. نمیدونم خودم رو چشم زدم یا چی. بهر حال تا ظهر خرابکاری کردم و عصری یه کمی کنترل. آخه دیدم خیلی دارم زیاده روی میکنم. تازه عصری هم چون قوت قلب رسید از طرف مامانم.حسابی از گیگیل خاله برام گفت تا شارژ بشم .کلی هم هی تعریف الکی ازم کرد تا بتونم کم نیارم و درسم رو بخونم. هی فلانی میگه رقی خیلی زرنگه و خیلی استعداد داره. خلاصه که الکی الکی گول مالیدن سرم که جلو برم. منم به قول مدیری تو هر چی استاد نباشم تو جوگیر شدن استادم.اونم چه اوسایی. آهان اینم بگم؟ اون کولیه(گردنبد) گفته بودم یادتون هست که فروشنده گفت باید ببینم کی از تن مانکن درش بیارم تا بهت بدم البته اگه نبرده باشن، شنبه رفتم یه فروشنده محترم دیگه ای بود. یه خورده شیره مالی و گرم گرفتن الکی و اینها کار خودش رو کرد و رفت برام درش آورد و داد بهم. منم با کلی ذوق پاکت خوشگلش رو دستم گرفتم و اومدم طرف آقامون که بیا اینو من بالاخره خریدم. اونم گفت: آره هر چی پول داریم بده این آت و آَشغالها رو بخر. منم هر و هر خندیدم. بالاخره گرفتمش. والا دق میکردم. بذارین باهاش عکس بگیرم خودتون ببینید چقدرخوشگله. جیگوله هااااااااااااااا
صبحانه: 40 گرم نون سبوسدار 18 گرم پنیر بدون چربی
میان وعده: 6 عدد گز مغزپسته ای 150 گرم نوتلای کوفتی!!!
ناهار: 100 گرم مرغ آبپز سس گوجه 100 گرم ماست بدون چربی 40 گرم نون
عصرونه: نصف سیب نصف پرتغال یه لیوان شیر بدون چربی
شام: یه دونه کوکوی سیب زمینی کوچیک 100 گرم ماست سالاد
الانم میرم میوه شب رو بخورم.
کاشکی خراب نکرده بودم.کاشکی ظهر بیشتر خونده بودم. کاشکی جواب فلان یارو رو داده بودم. خسته شدم از دست این کاشکی ها و حسرت خوردن ها.
هر چی فکر میکنم یه معنی خوشگل واسه کاشکی به فرانسه پیدا نمیکنم. شما نمیدونید چی میشه ؟ معنی خود خودش هاااا



