روز ششم
در واقع دیروز بود ولی دیشب حال نداشتم بنویسم.صبح رو مثل روزهای قبل با نرمش صبحگاهی شروع کردم* یاد حسین رفیعی افتادم یه دفعه* بعد هم بقیه روز خوب بود.پگاهی رو صبح بردم دکتر و بهترین بهانه بود تا پیاده برم و برگردم. مسیر یه ساعته رفت و برگشت رو 40 مینوت طی کردم و خیلی هم خوشحال بودم. هرچند با سر و گردن نم دار رفتم پیش دکی جون.شب هم دیر شد برم سالن و فکر کنم امشب برم. فقط یه جا اشتباه کردم و اونم سر آب فسنجون بود. ناهار رو که خوردم یه مقداری آب خورشت فسنجون اضافه اومده بود ومنم عاشقشم دیگه. عصری نشستم خوردمش.
صبحانه: 40گرم نون سبوس دار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ یه لیوان چای اد منسوق
میان وعده: 7 عدد پسته
ناهار: 100 گرم مرغ با فسنجون 40گرم نون 100 گرم ماست بدون چربی
عصرونه: فکر کنم یه لیوان آب فسنجون نصف سیب نصف پرتغال یه لیوان شیکوقه 10 تا اسنک 4 تا بادون اشکی یه پرتغال خیلی کوچیک
شام: یه لیوان و نصفی عدسی 20 گرم نون 100 گرم ماست سالاد
آخر شب: نصف گلابی نصف موز


