maman pegah

khastan tavanestan ast, hich talaashi bi natije nemimanad...

My Profile

  • Name: roghi
  • City: nantes
  • Country: FR

My Weight Loss

Height:
Start weight: 93.00kg
Current weight: 71.70kg
Goal weight: 60.00kg
Lost to date: 21.30kg
Remaining: 11.70kg

My Calendar

9
January '09
< January >
S M T W T F S
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

My Photos

Before After

روز پنجم

قشنگه نه؟یادم نیست ازکدوم وبلاگ کپی کردم ولی به نظرم خیلی زیبا و رویایی اومد. همیشه دوست داشتم یه خونه داشته باشم که وقتی صبح ها بیدار میشم پنجره رو که باز میکنم رو به جنگل باشه. از طرفی هم دوست دارم پنجره رو که وا میکنم صدای امواج دریا رو بشنوم . رویایی میشه خیلی. هرچند بهتره از تو رویا بیام بیرون و تو واقعیت زنگی کنم.

چقدر روزها زود میگذره نه؟امروز روز پنجمه. بازم خوشحالم که تونستم شروع دوباره ای داشته باشم.واایپریودم چهار روز عقب افتاده و هروقت میرم رو وزنه هی بالا وپایین میره. اینقدر بدم میاد از این حالتش. دلم میخواد بزنم وزنه رو بشکونم. ولی اینکارو که نمیکنم. تازه امروز صبح هم که بیدار شدم بازم ورزش صبحگاهی داشتم.آقامون هی از بغلمون(چند نفرم من؟) رد میشد و هی میگفت آفرین آفرین. همچینم نگام میکرد انگار اون خداست و من بنده اش. از جایگاه بالا نگام میکنه.ولی من چون مودم بالا بود زیاد گیر ندادن بهش. کلا گیر زیاد میدم.دیگه؟ دلم میخواست امروزم برم سالن که نشد. دیر شده بود. امشب تصمیم گرفتم که روزا برم پارک پشتی خونه و کنار رودخونه راه برم. البته با کالسکه. چون میترسم اینکه پگاهی یه دفعه من حواسم نباشه و بیافته تو رودخونه. لقدق هم همچین رودخونه نیست هااااااااااا دریاست. حالا عکسش رو بعدا میذارم.یکی از همکلاسی های سالی میگفت که قشنگ ترین رودخونه اروپا هست. حالا راست و دروغش پای خودش. البته اینقدر شاتو های خوشگلی دور و برش داره که نگوو. و صد البته که اونور ماست.

حالا بگذریم. خلاصه اون از نرمش صبحگاهی. بعد اینکه روزم هم به نظرمخوب غذا خوردم. دارم سعی میکنم قانون مزخرف همه یا هیچ که همیشه تو ذهنم جا خوش کرده رو بکشم بیرون و قانون کم بخور همیشه بخور رو جایگزینش کنم. آخ اگه بشه، چی میشههههه. ارزیابی امروزم  به قول آزی خوب بود. از خودم راضی ام .تازه یه عمل باحال انجام دادم که تو تاریخ رژیمم بی سابقه بود. خیلی دلم شیرینی میخواست . البته قبلش یه میکادو کوچیک خورده بودم و دلم بازم میخواست و حسابی هم دل دل بودم که بخورم. بعد در طی یک عمل ناگهانی رفتم یه تیکه خیار گرفتم و گاز زدم وخوردم. دیگه حس شیرینی نداشتم. عجیب بود ولی باحال. ثبت میکنیییییییییییییییییییییییم.

صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ

میان وعده:18 گرم پنیر

ناهار: 100 گرم مرغ سس گوجه مفداری 40 گرم نون 100 گرم سالاد

عصرونه: دو تیکه میکادو یه لیوان شیر بدون چربی نصف گلابی نصف پرتغال

شام: یه بشقاب و نصفی ماکارونی(حالا خود ماکارونی نبود ها ولی حال ندارم الان پا شم برم ببینم چی چی بود اصلش) 100 گرم ماست

آخر شب: نصف سیب نصف پرتغال

راستی هم دیروز و هم امروز صبح روزی 40 تا دراز نشست رفتم.

Comments to this post:

Salam

رقی هم حس و حال ات قشنگ هستش و هم این منظره. لازم نیست که آدم این خونه رو توی واقعیت داشته باشه(که اگه داشته باشه چی می شه!!!)منتها همین تصورش هم مزه اش رو میاره زیر زبون آدم
این خیار خوردن هم به جای شیرینی خیلی نکته ی کلیدیی بود که تو عملی اش کردی. امروز دقت کردم و می بینم که من هم از وقتی تو زیاد دراز و نشست نرفتی٬ من هم همین کار رو کردم یعنی خیلی روی دراز و بشست کار نکردم همین الساعه به این نتیجه رسیدم که نوشتن های تو یه عامل تشویق بوده برام که من هم بیشتر انجام بدم. ٬س ادامه بده خواهر! تو دراز نشست بری انگاری که ما رفتیم!ا

wooooow

از قشنگ هم قشنگ تره.

مرسیییییییییییییییییییییییی

 




Login to add your own comment.

Tracker