روز پنجم

قشنگه نه؟یادم نیست ازکدوم وبلاگ کپی کردم ولی به نظرم خیلی زیبا و رویایی اومد. همیشه دوست داشتم یه خونه داشته باشم که وقتی صبح ها بیدار میشم پنجره رو که باز میکنم رو به جنگل باشه. از طرفی هم دوست دارم پنجره رو که وا میکنم صدای امواج دریا رو بشنوم . رویایی میشه خیلی. هرچند بهتره از تو رویا بیام بیرون و تو واقعیت زنگی کنم.
چقدر روزها زود میگذره نه؟امروز روز پنجمه. بازم خوشحالم که تونستم شروع دوباره ای داشته باشم.واایپریودم چهار روز عقب افتاده و هروقت میرم رو وزنه هی بالا وپایین میره. اینقدر بدم میاد از این حالتش. دلم میخواد بزنم وزنه رو بشکونم. ولی اینکارو که نمیکنم. تازه امروز صبح هم که بیدار شدم بازم ورزش صبحگاهی داشتم.آقامون هی از بغلمون(چند نفرم من؟) رد میشد و هی میگفت آفرین آفرین. همچینم نگام میکرد انگار اون خداست و من بنده اش. از جایگاه بالا نگام میکنه.ولی من چون مودم بالا بود زیاد گیر ندادن بهش. کلا گیر زیاد میدم.دیگه؟ دلم میخواست امروزم برم سالن که نشد. دیر شده بود. امشب تصمیم گرفتم که روزا برم پارک پشتی خونه و کنار رودخونه راه برم. البته با کالسکه. چون میترسم اینکه پگاهی یه دفعه من حواسم نباشه و بیافته تو رودخونه. لقدق هم همچین رودخونه نیست هااااااااااا دریاست. حالا عکسش رو بعدا میذارم.یکی از همکلاسی های سالی میگفت که قشنگ ترین رودخونه اروپا هست. حالا راست و دروغش پای خودش. البته اینقدر شاتو های خوشگلی دور و برش داره که نگوو. و صد البته که اونور ماست.
حالا بگذریم. خلاصه اون از نرمش صبحگاهی. بعد اینکه روزم هم به نظرمخوب غذا خوردم. دارم سعی میکنم قانون مزخرف همه یا هیچ که همیشه تو ذهنم جا خوش کرده رو بکشم بیرون و قانون کم بخور همیشه بخور رو جایگزینش کنم. آخ اگه بشه، چی میشههههه. ارزیابی امروزم به قول آزی خوب بود. از خودم راضی ام .تازه یه عمل باحال انجام دادم که تو تاریخ رژیمم بی سابقه بود. خیلی دلم شیرینی میخواست . البته قبلش یه میکادو کوچیک خورده بودم و دلم بازم میخواست و حسابی هم دل دل بودم که بخورم. بعد در طی یک عمل ناگهانی رفتم یه تیکه خیار گرفتم و گاز زدم وخوردم. دیگه حس شیرینی نداشتم. عجیب بود ولی باحال. ثبت میکنیییییییییییییییییییییییم.
صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ
میان وعده:18 گرم پنیر
ناهار: 100 گرم مرغ سس گوجه مفداری 40 گرم نون 100 گرم سالاد
عصرونه: دو تیکه میکادو یه لیوان شیر بدون چربی نصف گلابی نصف پرتغال
شام: یه بشقاب و نصفی ماکارونی(حالا خود ماکارونی نبود ها ولی حال ندارم الان پا شم برم ببینم چی چی بود اصلش) 100 گرم ماست
آخر شب: نصف سیب نصف پرتغال
راستی هم دیروز و هم امروز صبح روزی 40 تا دراز نشست رفتم.


