روز چهارم
من فقط به تحریک احتیاج داشتم تا بتونم دوباره بیام روبرنامه. مرسی از تو دوست خوبم که بهم کمک کردی تا اینکار رو انجام بدم.ایشالله خودتم بتونی ادامه بدی و برسی به وزن هدفت.
وای من خیلی خوشحالم. چون بالاخره امروز بعد مدتها رفتم سالن و هم بدنسازی کار کردم و هم نیم ساعت دوچرخه زدم که 210 کاالری با این نیم ساعت سوزوندم. دوست داشتم بیشتر بزنم ولی سالی فوتبالش شروع شده بود و هی غر میزد که من میخوام برم بازی وگرنه میموندم تا 300 کالری بسوزونم.البته صبحی هم یه ربعی حرکات نرمش و کششی انجام دادم. اینقدر خوشم میاد از این اخلاقم.کدوم؟ از اینی که وقتی یکیدو صبح ساعت رو زنگ بذارم تا بیدار شم مثلا 8 صبح. از فرداش دیگه بطور خودکار(نه مداد)یه ربع یا ده مینوت مونده به هشت بیدارم. باحاله نه؟ خودم که خیلی خوشم میاد.الان تقریبا یه هفته است دوباره همینکار رومیکنم.
یادم نبود که نباید بعد از مدت زیادی که ورزش نکردم یه دفعه برم حرکات کمر وپشت بزنم. زدم و الان به شدت کمردرد دارم. واییییییییییییی نَنَه دارم میمیرم.ولی بی خیال ورزش رو بچسب درد رو وللشششش
صبحانه: 18 گرم پنیر بدون چربی 40 گرم نون سبوس دار یه لیوان چای تلخ یه لیوان چای اد منسوق
ناهار: 120 گرم مرغ آبپز 40 گرم نون سالاد 100 گرم ماست بدون چربی
بعد ناهار: نصف گلابی نصف پرتغال
عصرونه: 173 کالری !!!! بستنی از نوع دیروزی یه بار کوچولو شکلات شیری
عصرتر!!!!: یه تیکه کوچیک موز نصف سیب. اینا رو هی آقامون زوری که باید یه گاز ازش بزنی تا من بخورم. هی بگو الا و بلا ما نمیخوایم موز بخوریم و قندش بالاست. کو گوش شنوااااا؟ هان؟
شام: سوپ سیب زمینی با مخلفاتی که خودم اضافه کردم 100 گرم ماست. حالا شاید سالادم خوردم.
آخر شب: هم که میوه خوام خورد.
ماشالله امروز هم پربار بود هااا ولی خب اصلا ناراحت نیستم. بالاخره یکی دو روز در هفته که اشکال نداره. داره؟؟؟؟؟
راستی، امروز و مخصوصا در این لحظه خیلی خیلی خیلی احساس خوشبختی و شادی میکنم. هویجوری هاااااااااااااااااااااا. شایدم دوپینگ ورزش باشه.حالا یه دفعه دیدید فردا رقی گلی سگ شد اخلاقش.
تا فردااااااااااااااااااا


