روز سوم
برا روز سوم هم امروز روزبدی نبود. صبحی از ساعت 10:30 تا 1:30 راه رفتم تو فروشگاه.پیاده روحساب نمیشه ولی از پشت میز نشینی بهتره به نظرم.عصری بستنی خوردم .که یه بولتش 173 کالری داشت. حالا زیاد نگران نیستم.جبرانش قرار بود بکنم با برنج ظهر که نشد. چون تو راه خونه 15 سانتی باگت خوردم. این از این. از اونور گفتم شام رو نون نخورم و خالی بخورم که بازم نشد چون پگاهی که داشت شام خورد رفتم بغلش عین بچه یتیم ها هی یه ذره یه ذره از برنجش خوردم. حددود 4 قاشقی فکر کنم شد.قراره فردا برم سالن هم دوچرخه بزنم و هم یه خورده با دستگاها کار کنم.ایشالله به قولم عمل کنم و بتونم برم. دلم برا فضای سالن تنگ شده خیلیییییی.
صبحانه: 40 گرم نون سبوس دار 18 گرم پنیر بدون چربی یه لیوان چای تلخ
قبل ناهار: 15 سانت باگت یه ردیف از شکلات کاکائویی که البته 3.4 اون رو خوردم. یه بولت بستنی نارگیلی مغز شکلاتی.
ناهار: در جهت جبران خلافای قبل ناهار فقط ماست خوردم 2 بند انگشت تن ماهی دو بند انگشت سیب زمینی آبپز
عصرونه: نصف سیب نصف پرتغال 3 لیوان چای تلخ یه لیوان شیکوره یه لیوان شیر
شام: قورمه سبزی شامل: 100 گرم گوشت گاو یه خورده لوبیا قرمز سبزیجات 100گرم ماست بدون چربی 4 قاشق برنج تدریجی خورده شده.
آخر شب: میوه میخورم دیگه حتما.
آهان بازم یه ربعی رقص کردم.وای رفته بودم مخشه گن دیدم 20 یورو هم شلوارک و هم بالاتنه. اینقدر ناز بود که فکر میکردی لباس مهمونیه تنته. خیلی دلم میخواست بگیرمش ولی نگرفتم.حالا آدرس داده بهم که هفته بعد که بقدقی هست و حسابی شلوغ بازار خواهد شد کمقس فلان جاست اگه نظرم عوض شد و خواستم بخرم. یه جمف کفشم دیدم. دیدین از این ورنی ها تازگی ها که نه ولی جدیدنا مد شده رنگی. قرمز و سبز و فلان. یه سبز خیلی خوشرنگش رو دیدم و خواستم بگیرم ولی فقط 40 داشت و منم 39 بودم. میدونم خیلی زیاد فرقی نمیکنه ولی من تجربه دارم که بعد یه مدت گشاد تر خواهد شد خیلی وهمش از پام درمیاد. قبلنا بچه تر که بودم این بلا سرم اومد. واسه همین دیگه 40 نمیگیرم. همون 39 خوبه. خیلی ولی دلم خواستتش. ایشالله هفته آینده تو بقدقی گیرش بیارم جیگر ترش رو. حالا موندم یه لباس سبزم بگیرم که لااقل باهاش ست شه. یا یه کیف سبز.حالا باید فکر کنم در موردش.آهان یه کولیه خوشگل همخریدم. گردنبند دیگه. بیژو بقول فرانسوی ها.



ya email baram bezani .