awareness یا ارتباط با خودمون
مطلبی که در زیر مینویسم رو از یه وبلاگ فرانسوی گرفتم که در مورد رژیم هست. به نظرم خیلی جالب اومد واسه همین ترجمه اش رو براتون اینجا مینویسم:
امروز میخوام در مورد اوارنس یا احساس آفرینی و تولید احساس براتون صحبت کنم(من نمیگم ها).آگاه بودن ... ژآن کلود وندام ... همه حتما در این باره به چیزهایی شنیدیم ولی اما کلمه احساس آفرینی افراد کمی میدونند به چی برمیگرده.
احساس آفرینی موقعیتی از هشیاری خاص هست،هدایت به سمت شناخت،شناسایی و ارتباط با محیط خارجی و داخلی.اینجاست که توجه،عملکرد،هشیاری ،آگاهی مستقیم نسبت به حال و تمرکز فیزیکی مهم جلوه میکنه.این تمرکز فوری نسبت به حال در تمام ابعادش قابل تعریف میتونه باشه در گشتالت تراپی توسط واژه انگلیسی اوارنس ، که به سختی قابل ترجمه هست.اما بعضی دیگر صحبت از کنتاکت میکنند.
بوسیله شناخت داخلی نبست به خود،احساس آفرینی این اجازه رو به ما میده که در رابطه باشیم با خود و دیگران.افراد زیادی این ارتباط با خودشون رو گم کردند یا به عبارت واضح ترازست دادند و جدا شدند اززندگی واقعی به خاطر ارزش و امتیازی که برای حوادث گذشته و آینده قائل شدند.(به زبان ساده خودمون، به جای اینکه تو حال زندگی کنند و قدرشو بدونند، همش نشستند غصه خوردند که فلان کار و رو تو گذشته کردند و یا اینکه نشستن غصه آینده نیومده رو خوردند که چه کنم چه نکنم؟) ا
یادگیری احساس آفرینی، آموختنی غنی و ارزشمند هست چون به فرد اجازه میده تا با موقعیت های غیر قابل پیش بینی روبرو بشه ، خودش رو با اونها تنظیم کند و عواقب موبرطه رو بتونه بسنجه.
به چه دردی میخوره خوردن یه تیکه کیک خوشمزه، پوشیدن یه لباس قشنگ،مهربونی کردن با عزیزترینمون ، اگه موفق نشیم زندگی کنیم این لحظات رو برای خودمون یا با دیگرانی که دوست داریم بگذرونیم و زندگی کنیم؟
لحظات حال و ظرفیت یا هنر زندگی کردن همونقدر برای رابطه مهم هستند که قوای درکی و حسی.این حضورهمونقدر از لحاظ جسمانی باعث آگاهی نسبت به زمان و لحظات میشه که عاطفی و ذهنی.
برگرفته از وبلاگ سِسیل


