d'autre fois je reste seul, sans amie
بهترین دوست اینجام داره میره ایران جمعه و بازم رقی تنها میشه. حالا باید 6 ماه تنهایی رو طی کنم تا برگردم. اینقدر از تنهایی بیزارم که نگووو. حالا چجوری روزامروبگذرونم؟
با کی تلفنی دو ساعت دوساعت حرف بزنم و درد دلهامون رو بهم بگیم؟ چقدر از جدایی ها بیزارم. لعنت به جدایی. لعنت به تنهایی
شما ها هم که همتون رفتین بلاگقا. بابا این بلاگفا هیچ آش دهن سوزی نیست هااااااااا. ما که اونجا بودیم هیچ خیری ندیدیم. نرید دیگه هی تند تند همتون او.نجا بزنید. خب منم هوس میکنم. از طرفی خوشمم نمیاد دوتا دوتا باز کنم حساب. یکی اونجا دارم کافیه دیگه.توشم نمیتونم از جزییات رژیم بنویسم. میفهمین که چرا؟
از بس همه جور آدمی تو این وبلاگها هستند. خدا نکنه یه ناجورش بیاد در خونتون. اینجا خوبیش اینه که همه رژیمی هستند و علی الخصوص قشر تنومند و نجیب!!! آقایون کمه توش. برا من و امثال من که آقاشون حساسیت زیاد به ارتباط بلاگی بین خانومش و مردان غریبه!!!! داره اینجا بهترین جاست. ولی منم دلم میخواد بیام اونجا. از طرفی آقامون رو چیکار کنم. دخترک رو نظراتش روبستم. وبلاگ رژیم رو چه کارش کنم؟ اصلا میدونید چیه؟ همه مزه ارتباط بلاگی به همون کامنت بازی هاشه دیگه. عجبااااااااااااااااااااا.
چه گیری افتادم مننننن
شما زیاد نگران نشیدو الان دارم تا آخر هفته دوستمرواز دست میدم اینه که به زمین و زمان گیر میدم. دوست دارم ها ولی مگه جای همزبون و هموطن رو میگیره؟ نه خوب . نمیگیره.
اصلا میدونید چیه؟خسته شدم و میخوام برگردم خونه. از اینجا زده شدم
کی بود ناصرالدین شاه خنگ احمق بود میگفت گدایی در غربت رو به شاهی در وطن ترجیح میدم؟ خاک تو سرش کنند. خنگولی بوده هااااااااااا. کجای این غربتنستان بوی خاک وطنت رو میده. کدوم آدمش مثل هموطن برات دل مسوزونه.البته اغراق نکنم حس مسئولیت و دلداری اینها بیشتره هااااااا. ولی خب دله دیگه بهونه میگیره.
حالا فردا دیدید از حرفام برگشتم و تکذیب کردم و گفتم غلط کردم اینجا بهتره. .
اینها هم هذایان های ناشی از سندرم تنهایی میباشد.
حالا از این چزندیاتم بگذریم نمیدونم چرا هنوز ضعف دارم. باور کنید مثل آدمیزاد غذا میخورم حالا ها. ولی هنوز سرم گیج میره. یه خورده وایمیستم خسته میشم. فکرکنم هنوز برای هر گونه فعالیت جسمی و روحی زوده. تعجب میکنم. من به اون قوی اییییییی و سخت جانی اینجور ضعیف بشم؟


