06/08/2008 17:18
I am ready to move on
Hi everybody
I came back because my friends made me realise that writing is helpful for me . Special thank you for all my friends who put a comment for me. You know , I was struggling to deal with the fact that it is not possible to create love when the other person doesnot want you and it took me years of my valuable life. the years that will not come back again.It took also my hope and most importantly affected my daughter.BUT , I am going to put an end to this miserable life. I will never ever with any condition go back to that hell.
Beleive me, nothing should prevent you to have a healthy life , nobody shouuld let you feel down.
I learnt this things from the voilence prevention websites and I came through them and found out how the abuse is not only physical . I am going to love myself Rokhy jan and I am going to pay attention to that lonely inner child who has been neglected for years.
Dear Jeerjeerak , the book you recommended Rokhy seems very interesting and I am going to find it.
You know , the comments you left for me helped me alot at that though situation . I remember my face was full of tears when I read the Anar's comment and other friends comments.
Love from ready to move khanomgol
Posted By: khanom gol
06/08/2008 17:58
سلام خانوم خوشگله
ممنون ازين همه لطفي كه در حقم داري.بابا كلي انگيزه گرفتيم واسه ادامه راه.
خودت چه ميكني؟
دخترت خوبه؟
مواظب خودتون باشين.
در ضمن واسه زبونمم بعده امتحانم ميخوام يه موسسه خوب برم و تا آخرش ادامه بدم و مثل دفعات قبل هي وسط راه ولش نكنم.
شاد باشي دوست خوب من.
06/08/2008 18:16
سلام جاناااا
سلام خانوم گل قشنگم.سلام مهربون.سلام عزیزم
خیلی خیلی و ازته دل خوشحالم که برگشتی و نوشتی.و تصمیم هم گرفتی خانوم گل همیشه گل ما رو دوست تر داشته باشی
کم کم انسان سرحال و با اعتماد به نفس درون,کودک دورن,زن درون...همه وهمه بر می گردن
بهشون سخت گذشته.اما خیلی قوی شدن.انقدر تجربه و اطلاعات برای خودسازی دارن که نمی دونی
از اون محیط که دور بشی,یکمی که بگذره,ترمیم می شی و دوباره روبراه
و حسابی که سرحال و مستقل و سرپا شدی,یکروزی به میل خودت به اون آقا به عنوان یک دوست کمک می کنی.اما نه ترحم و نه عشق
یک دوست قوی که زندگی خودشو داره.خیلی موفقه و تحت تاثیر چیزی قرار نمی گیره
برای عاشقی دو انسان هم انرژی و هم افق می خواد.و به قول احمد شاملو هم چراغ
وقتی یکی همتراز انرژی و بلندای روحتو پیدا کردی,اونوقته که دو تایی و دونفره می سازینش
گاهی ممکنه یکی خسته بشه.محیط روش فشار بیاره و بنا به دلایلی مدت خیلی کوتاه مکث کنه
اما به طور کل,دو نفری که می خوان عشق رو بسازن,لحظه به لحظه پویا و جاری و پرتلاشن.و دائم به یار نشون می دن که حفظ لحظه ها و قشنگتر کردن اونها چقدر مهمه براشون
شاید همیشه شرایط ایده ال نباشه و نشه,اما تلاش برای بهتر کردن زندگی و توجه به یار
عشق رو صد چندان می کنه.عشق زندگی در تک تک لحظه هاست.و ساختن لحظه ها.با هم.در کنار هم
و تکمیل هم
اینجوری دو نفر در کنار هم دائم جاری و زنده هستن.هیچکدوم جور اون یکی رو نمی کشه.تلاششون در کنار هم برای همه.و این غرق لذت می کنشون
جایی جمله خیلی قشنگی خوندم
عشق را دومرحله است:جستجوی یار و جستجوی در یار
مهم فقط رسیدن وازدواج نیست.شناخت لحظه به لحظه ی یار قدم بعدی و مهمشه
اما نه یک طرفه.دو طرفه.و دائم
البته کسی که به رشد عاطفی و عقلی رسیده باشه و دوست داشتن رو یاد گرفته باشه می تونه
این مسیر رو طی کنه و همسفر خوبی باشه توی مسیر زندگی
چون قصد ما مقصد نیست.از این ایستگاه به اون ایستگاه.ازدواج.بچه.کار...ا
نه اصل زندگی خود مسیره.و این مسیر یک همسفر خوب می خواد و همقدم
وقتی از اون محیط دور شدی احساس گناه و ترس از هیچی نداشته باش.قوی برو جلو
به تنهاییت هم فکر نکن و تا مدتی نخواه کسی جز خودت دوستت داشته باشه
به خودت فرصت بده.آروم شو.ساپورت خونوادت هم که مسلما هست.چون اگه براشون سخت باشه این موضوع,ولی در نهایت خوشبختی و آرامش تو براشون مهمه
یکبار فرصت زندگیمون باید به دلخواه خودمون بگذره و در رشد و عشق و زندگی
نه گذروندن روزها.بلکه زندگی به معنای واقعی.زنده بودن در همه لحظه ها
به اون چیزی هم که اعتقاد داری توکل کن.حالا خدا,سلطان کائنات,انرژی طبیعت و...و..ا
به هر اونچه خودت اعتقاد داری و آرومت می کنه.
محیطت که جدا شد,یک لحظه حتی یک لحظه رو با فکرو خیال نگذرون
سریع دست بکار شو..هم خانوم گل شاد و سرزنده ای باش هم مامان خوشحال و سرحال
شروع کن به عشق دادن به خانوم گل
یک عطر خوشبو براش بخر.تقدیم کن به زن زیبای درونش
کودک درونشو با دخترت ببر بیرون.برین شهر بازی.خودتم سوار شو و از ته دل شادی کن
جیغ بزن.دوباره کودک شو.به پهنای صورتت بخند
ببرش بیرون.جاهایی که دوست داره.بذار روی گلش مثل گل بخنده
بعد که کم کم ایشالله سرحال شد,شروع کن براش برنامه ریزی
کارایی که دوست داره.اهدافی که داره.خواسته هاتو بنویس
برای رسیدن بهشون برنامه ریزی کن.و بسم الله بگو و شروع کن
توی مسیر خواسته هات یارو همسفر مناسبت رو هم پیدا میکنی.کسی که برای ساختن اومده.
خودشو وتواناییهاشو و دوست داشتنو می شناسه و قدر روح بزرگتو می دونه
هر چیز به وقت خویش خواهد آمد
برق چشات زودی بر می گرده.فقط دوست داشتن خودتو و تلاش توی این راهو نباید متوقف کنی
دائم روی این مورد باید کار کرد.هممون در واقع.نه فقط وقتی آسیب دیدیم
مراقب خانوم گلی ما باش.خیلی دوستت دارم.خیلی زیاد
الان ساعت یک ربع به صبحه.تو بودی و من و یک موزیک ملایم
آقای همسر دو ساعتی می شه رفته لالا.منم مثل جغد بیدارم
قربون لبخند عسلیت بشم من
06/09/2008 02:04
هوررررررررررررررررررراااااااا خالنومگل جون برگشت
سلام عزیزم
خانوم گل جونم تو چقدر خوبی و دل بزرگی داری مطمینم با این دل بزرگ هیچ وقت توی زندگی تنها نمی مونی
وای خاله خاونم گل عزیز چقدر ذوق کردیم از اینکه دوباره اومدی پیشمون و میخوای بنویسی( نی نی و نونو)
خانوم گل جونم خیلی دوستت داریم و مواظب خودت باش و دختر گلت این سرمایه زندگیتو هم ببوس و حسابی مراقبش باش
سه تاییمون من و نی نی و نونو از راه دور میبوسیمت

06/09/2008 02:10
عزیز دلم
اره عزیزم امتحان کردم هر وقت که شاممو ساعت 6 بعد از ظهر بخورم و چیزای سرخ کردنی و ابکی نخورم اونشب موقع خواب و در طول شب خیلی رفلاکسم کم میشه ولی صبحها از گرسنگی میمیرم و همش اسید اسپیره میکنم طوری که صدام گرفته میشه
عزیزم برام دعا کن
قربونت برم
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
06/09/2008 08:31
salam
خانوم گل عزیز، خوشحالم که تصمیم دوباره به نوشتن گرفتی. همه زخمها یه روزی ترمیم میشه و جز یه خاطره تلخ ازشون باقی نمی مونه. دل قوی دار . اون موقع نتونستم برات چیزی بنویسم. چون میدونستم که هیچ چیزی درمان درد روحی و نه جسمی که میکشی رو نمیکنه. الان خیلی خوشحالم برات و آرزوی شادکامی و سلامتی دارم برات.
06/15/2008 08:52
سلام خانوم گلک
سلام خانوم گل همیشه و گل و قشنگ
می شه ایمیلتو برام بذاری؟
اینم ایمیل منه
rokhy55@yahoo.com
برای کامنتت ممنون.خیلی خیلی قشنگ و کامل و مفید بود
نیاز به چند بار خوندن داره.ممنونم مهربونم
شاد باشی همیشه
روی گلتو می بوسم
07/10/2008 17:16
سلام عزیزم
خانوم گل عزیزم
امشب به روایتی شب ارزوهاست داشتم دعا میکردم اولین کسی که از دوستام توی ذهنم اومد که براش دعا کنم تو بودی عزیزم
ایشالا که به هر چه ارزو توی دلت داری برسی
