friday
بعد از بیدار شدن: یک لیوان آب
صبحانه: یک لیوان شیرکم چرب - یک قاشق مرباخوری عسل- یک و نیم واحد نان تافتون– یک قوطی کبریت پنیر فتا- یک گردو
میان وعده : یک لیوان آب- یک نارنگی
ناهار: 7 قاشق برنج- 3 قاشق جغور بغور - نصف فنجان ماست-یک لیوان آب
بین ناهار و شام:
یک فنجان آب
نصف واحد نان بربری
یک لیوان چای- 10 گرم شکلات
یک نارنگی – 12 دونه تخمه آفتابگردان خام- یک لیوان آب
50 گرم چیپس
شام: یک برش رولت گوشت- نصف واحد نان بربری- یک چهارم سیب زمینی پخته- 3 قاشق سالاد شیرازی- یک لیوان آب
بعد از شام: یک لیوان آب
امروز خونه پدربزرگم بودیم و قرار شد شام هم اونجا بمونیم. عصر که شد انقدر حوصله ام سر رفته بود که دیدم دیگه نمیتونم سر جام بند بشم و گفتم میرم بیرون پیاده روی یکم هوا بخورم. صبحش هم همین کارو کرده بودم. خلاصه همه توی خونه نشستند به فوتبال دیدن و من رفتم پایین توی محوطه. فکر کنم با اون مانتوی بلند چین چینی و روسری جینگولی و شلوار جین یکم کوتاه (البته کفشم اسپرت بود و مناسب) خنده دار ترین قیافه رو داشتم برای پیاده روی و ژست ورزشی ولی خوب من اصلاً به روی خودم هم نیاوردم و فقط به این فکر کردم که پشت اون قیافه خنده دار قلبی ورزشکاری پنهان است J

