11/17/2008 23:05
هفته های 31 و 32
میانگین کالری روزانه: حدودا 1800 کالری
میانگین پیاده روی روزانه: 14 دقیقه
کاهش وزن: 2 کیلوگرم در 2 هفته
خب بالاخره دهه 80 هم تموم شد و وارد دهه 70 شدم =)) من از سر کنکور لیسانس دیگه هیچ وقت تو دهه 70 نبودم حالا بعد از چند سال دوباره دیدن عدد 7 روی ترازو اونم تو دوره کنکور فوق لیسانس خیلی لذت بخشه
11/04/2008 01:22
ارزیابی هفته 30
میانگین کالری روزانه: حدود 1600 کالری
میانگین پیاده روی روزانه: 5 دقیقه!.
کاهش وزن هفته: 1 کیلوگرم
دیروز برای کنکور کارشناسی ارشد ثبت نام کردم و دیگه کم کم باید شروع کنم به درس خوندن. برای همین از الان تا آخر بهمن ماه اولویت اول من درس و کنکوره و فعلا نمیتونم وقت و انرژی زیادی برای رژیم و ورزش بذارم. البته سعی میکنم تا جای ممکن حواسم به خورد و خوراکم باشه و توی برنامه ام حداقل 3 روز پیاده روی حتی اگر شده خیلی کوتاه داشته باشم ولی دیگه تو این مدت کاهش وزن برام مهم نیست و همینکه وزنم ثابت بمونه برام کافیه. پارسال با اینکه خیلی جدی کنکوری نبودم و حتی 2 ماه هم درس نخوندم ولی حدودا 10 کیلو افزایش وزن داشتم!! فکر میکنم امسال اگر بعد از کنکور وزنم همین 80 کیلو باشه کلی هنر کردم ؛)
10/28/2008 00:27
ارزیابی هفته 29
میانگین کالری روزانه: حدودا 1700 کالری
میانگین پیاده روی روزانه: 34 دقیقه
کاهش وزن هفته: 1 کیلوگرم
10/21/2008 03:04
ارزیابی هفته 28
میانگین کالری روزانه: بیشتر از 1800 کالری
میانگین پیاده روی روزانه: 36 دقیقه
کاهش وزن هفته: 1 کیلوگرم
نمیدونم چرا این هفته انقدر گشنه ام میشد! کلی جلوی خودم رو گرفتم و با این حس مبارزه کردم تازه بازم میانگین کالریم انقدر زیاد شده
10/14/2008 02:15
ارزیابی هفته 27
میانگین کالری روزانه: حدود 1500 کالری
میانگین پیاده روی روزانه: 21 دقیقه
کاهش وزن هفته: 1 کیلوگرم
بعد از یک ماه و نیم بخوربخور شروع بدی نیست
10/07/2008 04:23
هفته 26
قرار بود از پنج شنبه رژیم رو شروع کنم ولی چون تا شنبه عصر مسافرت بودیم عملا نشد! وقتی هم که برگشتیم به شدت سرما خورده بودم :( ولی از دیروز دیگه کم کم شروع کردم به اندازه گیری و کالری شماری، از امروز صبح هم پیاده روی رو شروع کردم. فکر کنم یه کم زمان میبره تا دوباره رو غلطک بیفتم. وزنم هم فعلا همون 84 کیلوه. حالا ببینم این هفته چطور میشه
09/30/2008 01:31
هفته های 24 و 25
من هفته قبل حرف خاصی برای گفتن نداشتم گفتم این دفعه هم دو هفته یکی کنم
خب این ماه رمضون برای من عالی بود. واقعا بهش احتیاج داشتم الان خدا رو شکر از همه جهت حالم بهتره
یکی از نتایج خوبی که این دوران برام داشته اینه که دیگه وزن و کاهش وزن و اینا برام خیلی دغدغه نیست. نه اینکه مهم نباشه ها ولی دیگه همه فکر و ذکرم رو به خودش مشغول نمیکنه. دیگه روزی چند بار خودم رو وزن نمیکنم و روحیه ام با بالا و پایین رفتنای عقربه ترازو تغییر نمیکنه! تو کل این هفته فقط 2 بار روی ترازو رفتم که برای من واقعا یه رکورده. الان حس میکنم خیلی راحت ترم و بهتر به بقیه امور زندگیم میرسم
دیگه اینکه تو این ماه با وجود اینکه اینهمه هم خوردم نه تنها وزنم زیاد نشده بلکه حدودا 2 کیلو هم کم کردم =)) من فکر میکردم خیلی هنر کنم وزنم ثابت بمونه یعنی راستش رو اگه بخوام بگم قبل از ماه رمضون تقریبا مطمئن بودم که تو این مدت وزنم زیاد میشه و یه خط قرمز سفت و سخت هم برای خودم گذاشته بودم اونم اینکه هروقت وزنم به 89 کیلو رسید دوباره رژیم رو شروع کنم ولی خدا رو شکر همچین اتفاقی نیفتاد. نمیدونم گفتن این حرف درسته یا نه ولی خیلی کیف داره که آدم رژیم نداشته باشه و با خیال راحت همه چیز بخوره و چاق که نشه هیچی تازه وزنش هم کم بشه! بیشتر از خود کاهش وزنم از اینکه اومدم زیر 85 خوشحالم. تغییر دهه که لذت خاص خودش رو داره و حسش خیلی فوق العاده اس ولی این 5 کیلو هم شادی آوره. بالای 85 آدم خودش رو بیشتر نزدیک 90 میبینه همش میترسه که با یه اشتباه دوباره به 90 برسه ولی وقتی میاد زیر 85 دیگه نزدیک 80 میشه و تازه دهه 70 هم کم کم به آدم چشمک میزنه ؛) البته من هیچ عجله ای برای کاهش وزن ندارم و میخوام از این به بعد آرومتر وزن کم کنم
ایشالا از بعد از عید فطر دوباره رژیم و ورزش رو شروع میکنم. راستی عیدتون هم پیشاپیش مبارک :)
09/16/2008 02:23
ارزیابی هفته های 22 و 23
چون هفته قبل مسافرت بودم نتونستم سه شنبه گذشته گزارش هفتگیم رو بنویسم امروز گزارش این دو هفته رو با هم میدم
خب همینطور که قبلا گفته بودم این مدت رژیم نداشتم. یکی دو روز اول با وجود اینکه درگیر رژیم و مقدار کالری و .. نبودم ولی سعی کردم مثل قبل خوراکی هایی که میخورم رو بنویسم و کالریشون رو حساب کنم تا حداقل دستم بیاد که چقدر دارم میخورم اما بعد دیدم حس حساب کتاب ندارم و این کار من رو یاد رژیم میندازه بی خیالش شدم. الان هیچ جور اندازه گیری و محاسبه انجام نمیدم و هرقدر که میل داشته باشم از هرچیزی که دلم بخواد میخورم. خودم فکر نمیکنم که خیلی پرخوری میکنم البته به جز روزای سفر که انقدر میخوردم که حتی مامانم هم بهم تذکر دادن! تو اون چند روز همه چیز رو فراموش کرده بودم و کاملا به دوران قبل از رژیمم برگشته بودم. تنها زمانی که یه کم به وزنم فکر میکردم وقتایی بود که از درخت فندق توی حیاطمون فندق تازه میچیدم و یاد اسمم تو اینجا میفتادم ؛) ولی خب خیلی هم تقصیر من نبود آب و هوای اونجا انقدر خوب بود که اشتهای من وحشتناک زیاد شده بود و هرقدر میخوردم سیر نمیشدم
فرقی عمده ای که برنامه غذاییم با قبل کرده اینه که این مدت هر روز سحر برنج میخورم افطار هم با وجود اینکه به اصرار من برنج نمیخوریم ولی هرشب حتما یه غذای پرکالری داریم. کلا غذاهامون از حالت رژیمی سابق در اومده مخصوصا سهم روغن و سرخ کردنی ها و .. دوباره خیلی زیاد شده. من همچنان چاییم رو تلخ میخورم و کره و خامه هم نمیخورم ولی به جاش مربا و عسل میخورم و حساب نون خوردنم هم واقعا از دستم در رفته. دیگه شله زرد و فرنی و آش و حلیم و حلوا و خرما زولبیا بامیه و بقیه خوراکیای چرب و شیرین ماه رمضون هم که هستن! ولی نکته مهمش اینه که من از اینهمه خوردنم ناراحت نمیشم یا غذاب وجدان نمیگیرم، حتی کوچیکترین حس بدی هم ندارم. درواقع از اینکه راحت هرچیزی که دلم بخواد رو میخورم لذت هم میبرم. فعلا که وزنم زیاد نشده ولی حتی اگه زیاد شده بود هم ناراحت نمیشدم. فکر میکنم دلیلش اینه که از اول تکلیفم رو با خودم مشخص کردم و همین باعث شده که حس غذاب وجدان ناشی از خیانت به خودم یا قاچاق خوری رو نداشته باشم. ورزش هم روزایی که تهران بودم طبق قراری که با آزی جان گذاشتیم هرشب 20 دقیقه پیاده روی کردم همین
راجع به لطفی که نسبت به من دارین از دیروز تا حالا کلی شرمنده و خجالت زده شدم. از همه تون خیلی خیلی ممنونم ولی واقعا فکر نمیکنم که کار خاصی کرده باشم. من هنوز راه خیلی زیادی مونده که باید طی کنم. اگه یه روزی واقعا بتونم همه اضافه وزنم رو کم کنم شاید بشه گفت کار بزرگی برای خودم کردم ولی الان نه. من همچنان خیلی خیلی چاقم و مهمتر از اون هنوز لایف استایل بهینه در من نهادینه نشده. باید خیلی بیشتر از اینا روی خودم کار کنم و توی این راه خیلی به کمک شما دوستای خوبم نیاز دارم. بازم از همه تون ممنونم
پینوشت: نمیدونم این اکستراپوند چش شده! از دیروز یه سری تغییرات کرده در نتیجه الان آدرس http://www.fandogh.extrapounds.com/ باز نمیشه ولی آدرس http://www.extrapounds.com/blog/fandogh باز میشه! برای بقیه بچه ها هم تا جایی که من دیدم همینطوره
هرکاری هم میکنم که این نوشته ها رو بیاره سمت راست نمیاره
09/02/2008 10:02
ارزیابی هفته 21
سلام من برگشتم
اول از همه حلول ماه مبارک رمضان رو تبریک میگم. امیدوارم همه مون بتونیم از برکات این ماه استفاده کنیم
انار جان هم که به سلامتی اومدن ایران. الان عکسای میتینگ رو دیدم و گزارش آزی رو هم خوندم. خوشحالم که انقدر خوب بوده و بهتون خوش گذشته :)
سفر مشهد و آغاز ماه رمضون یه مقدار حال من رو بهتر کرده ولی هنوز خیلی سرحال نیستم. من فکر نمیکنم که تو ماه رمضون بتونم رژیم بگیرم. حتی اگه خودم بخوام هم مامانم اجازه نمیدن به نظر مامانم من این تو مدت خیلی ضعیف شدم و اینطوری نمیتونم روزه بگیرم. خب من اوایل مخالفت میکردم ولی الان فکر میکنم شاید بد نباشه 1 ماه به خودم استراحت بدم. به هرحال من توی 5 ماه نزدیک به 30 کیلو وزن کم کردم به نظرم بدنم به یکم استراحت احتیاج داره. فعلا هدفم اینه که تو این مدت وزنم اضافه نشه ولی خیلی امیدوار نیستم چون با این سیستم بخوربخوری که ما از افطار تا سحر داریم همیشه ماه رمضونا وزن من یکی دو کیلو زیاد میشه. البته امسال سعی میکنم حواسم جمع باشه که پرخوری نکنم ولی خیلی هم خودم رو درگیر رژیم نمیکنم. حالا ببینم چی پیش میاد
08/26/2008 02:27
ارزیابی هفته 20
میانگین کالری روزانه: حدود 1900 کالری
میانگین پیاده روی روزانه: 7 دقیقه!.
ورزش: 3 روز از 6 روز
- : کاهش وزن هفته
فکر نمیکردم روزی برسه که مجبور بشم اینجا اعتراف کنم که رژیمم رو زیر پا گذاشتم! حداقل نه به این زودی. ولی متاسفانه من از پنج شنبه به بعد عملا نه رژیم داشتم و نه ورزش کردم :( همه چیز از چهارشنبه شب و یه خبر بد شروع شد که باعث شد کار مامانم به سرم و آمپول و نوار قلب بکشه و بعد هم خداحافظی با بهترین دوستم و استرس ناشی از تاخیراعلام نتایج کنکور و کلی نگرانی و ناراحتی دیگه که همچنان ادامه دارن. میدونم نباید اجازه میدادم اینا باعث پرخوری و عصبی خوری بشن ولی خب کنترل اوضاع از دستم در رفت. حالا از دیروز دوباره شروع کردم و دارم سعی میکنم برنامه ام رو مرتب کنم و به روال سابق برگردم. تمام هفته از ترس روی ترازو نرفتم تا امروز صبح که بالاخره مجبور شدم برای میتینگ خودم رو وزن کنم. وقتی دیدم وزنم اضافه نشده و هنوز همون 87 کیلوام خیلی خوشحال شدم. همینکه اشتباه این هفته باعث از بین رفتن زحمات قبلیم نشده خودش خیلی خوبه. فقط خدا کنه این روزای بد زودتر بگذرن و دوباره همه چیز درست بشه
امروز هم از صبح دل تو دلم نیست اینجا نشستم و منتظرم که بلاخره نتایج کنکور اعلام بشه ولی هنوز که خبری نیست. الان دلم میخواد زودتر ساعت 12 بشه و برق ما بره شاید من دست از سر این سایت مزخرف سازمان سنجش بردارم