88
سال بد
سال باد
سال اشك
سال شك
سال روزهاي دراز و استقامت هاي كم
سالي كه غرور گدايي كرد
سال پست
سال درد
سال عزا
....
پارسال این موقع خیلی شاد بودم.فکر میکردم سال 88 میتونه یکی از بهترین سال های عمرم باشه. سال آرزوها! ولی در عمل یکی از بدترین سال های عمرم شد. به هیچ کدوم از خواسته ها و آرزوهام که نرسیدم هیچ، همشون هم یه جورایی به بدترین چیز ممکن تبدیل شدن. دلم میخواد هرچه زودتر این ساعت های باقی مونده هم بگذرن و این سال لعنتی شرش رو از سر من کم کنه. دوست ندارم هیچی از امسال با خودم به سال بعد ببرم. میخوام سال 89 رو نو و تازه شروع کنم. بدون هیچ پیش فرضی. بدون هیچ آرزویی. فقط اگه این ناراحتی و بداخلاقیم تا دم سال تحویل یه جوری از بین بره!
تو خانواده ما هیچ کس اهل سبزه سبز کردن نیست. ولی من همیشه دلم میخواست خودم سبزه بذارم. به نظرم خیلی حس و حال عید داره. 2 سال پیش برای اولین بار امتحان کردم ولی سبزه ام سبز نشد و فهمیدم مثل اینکه با گندمی که واسه سوپ پختنه نمیشه سبزه گذاشت! پارسال عدس رو امتحان کردم. این دفعه سبز شد ولی آنچنان بوی گندی میداد که نمیشد سر سفره هفت سین گذاشتش! امسال خیلی دقت کردم که این بار خوب از آب دربیاد. حتی چنتا ظرف گذاشتم تو شرایط مختلف تا ببینم کدوم بهتر میشه. نتیجه اش از پارسال بهتر بود ولی بازم چیزی که باید میشد نشد. من نمیفهمم چرا این سبزه های بیرون انقدر خوشگل و ناز و مرتبن مال من اینطور کج و کوله و کچل و بی ریخت! به هر حال من این سبزه های بی ریخت و بدبوی خودم رو دوست دارم انقدر که حتی به 2 تا از دوستام هم هدیه دادم و یکیشون هم الان سر سفره هفت سین خودمونه. ناامید هم نمیشم. انقدر هر سال امتحان میکنم تا به چیزی که میخوام برسم. زندگی هم همینطوره. امسال چیزی که میخواستم نشد ولی بالاخره سال من هم میرسه :)
سال آینده هم که سال صبر و استقامته. به نظر من این استقامت میتونه واسه هر هدفی باشه حتی لاغری. بالاخره آدمای چاق و گنده و بدهیکل بیشتر به درد چماق دارای اونطرفی میخورن تا ما ؛) برای همین خیال دارم سال 89 دیگه پرونده این رژیم و لاغری رو ببندم و تمومش کنم. ان شا الله.
عیدتون مبارک :)


