هفته نوزده
میانگین پیاده روی روزانه: 26 دقیقه
میانگین تعداد درازنشست های روزانه: 26 تا
پیاده روی صبح: 1 روز
کاهش وزن: نیم کیلوگرم
* گام شمارم خراب شده. اوایل فکر میکردم به خاطر باطریشه که تقریبا قدم هام رو نصف میشمره ولی مثل اینکه جدی یه چیزیش شده. با اونهمه زمین خوردنا و بلاهایی که سرش آوردم عجیب هم نیست. تا همینجاش هم خوب استقامت کرده بود. یادمه همون روز اولی که خریدمش افتاد زمین دیگه کار نکرد بازش کردم دیدم چکش توش شکسته. یه جوری تعمیرش کردم و بهش گفتم ببین نازنازی بازی در نمیاری ها! ما میخوایم با هم یه عالمه وزن کم کنیم از این لوس بازیا نداریم. طفلکی بعد از اون هزار بار خورد زمین هیچیش نشد. فکر کنم الان هم دیگه عمرش تموم شده. بالاخره مارک درست حسابی که نداشت. اوایل گفتم اشکال نداره خب حالا یه مقدار کم میشمره طوری نیست ولی راستش خیلی اعصاب خورد کنه وقتی بعد از یه فعالیت اساسی که میدونی حداقل 10، 12 هزار قدمی هست نگاه میکنی میبینی عددش 6 هزارتا هم نیست! همه حس خوب ورزش آدم از بین میره. واسه همینم چند روزی هست گذاشتمش کنار. البته جاش خیلی خالیه :( بعضی وقتا ناخودآگاه دستم میره طرف کمر شلوارم بعد میبینم آخی سر جاش نیست! حالا یه مدت بی گام شمار زندگی میکنیم ببینیم چی میشه. یه دوست جان لطفا شما تو دویدناتون جای گام شمار منم خالی کنین
* از وقتی سرکار نمیرم این پیاده روی های صبحم هم تعطیل شدن. یعنی من صبحا باید بین خواب و تردمیل و پیاده روی بیرون از خونه یکی رو انتخاب کنم که خب این هفته بیشتر خواب رو انتخاب کردم =)) حالا یه کم با شرایط جدیدم هماهنگ بشم یه فکری به حال این هم میکنم
* یه شلوار گرفتم بسته که نمیشه هیچی، بین دو سرش هم 4 انگشت فاصله اس! ببینم تا عید میتونم توش جا بشم یا نه ؛) حالا من خیلی با عدد ترازو کاری ندارم ولی فتدق نیستم اگه این شکم رو کوچیک نکنم!
* این هفته خیلی شاد و خوشحال بودم حس رژیم نداشتم زیاد ولی بدن جان مرام گذاشت خودش بدون کمک من وزن کم کرد که خوشحال تر بشم :)



